دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مطاعن ابوبکر» ثبت شده است


علت اسلام آوردن دروغین قریش در کلام امیر المومنین علیه السلام


ابن ابی الحدید روایتی را از امیر المومنین علیه السلام نقل کرده که حاوی نکات جالبی است:


٤١٤- قال له قائل يا أمير المؤمنين أ رأيت لو كان رسول الله (صلى الله عليه وآله) ترك ولدا ذكرا قد بلغ الحلم و آنس منه الرشد أ كانت العرب تسلم إليه أمرها قال لا بل كانت تقتله إن لم يفعل ما فعلت إن العرب كرهت أمر محمد ص و حسدته على ما آتاه الله من فضله و استطالت أيامه حتى قذفت زوجته و نفرت به ناقته مع عظيم إحسانه إليها و جسيم مننه عندها و أجمعت مذ كان حيا على صرف الأمر عن أهل بيته بعد موته و لو لا أن قريشا جعلت اسمه ذريعة إلى الرئاسة و سلما إلى العز و الإمرة لما عبدت الله بعد موته يوما واحدا.


پرسشگری از امیر المومنین (علیه السلام) پرسید: ای امیر مومنان! به نظر تو، اگر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرزند پسری از خود به جا می‌گذاشت که به سن رشد رسیده بود، عرب امورشان را به او واگذار می‌کردند؟ آن جناب فرمود: خیر؛ بلکه او را می‌کشتند، اگر چه آنچه من انجام دادم، انجام نمی‌داد (یعنی در مقابل آن‌ها صبر نمی‌کرد). عرب، از کار محمد (صلی الله علیه و آله) ناخرسند بودند و به آنچه خداوند از فضل خویش به وی بخشیده بود، حسادت می‌ورزیدند و در زمان حیاتش به وی بی‌حرمتی کردند، تا آن جا که به همسرش (ماریه قبطیه) تهمت زدند و شترش را (در عقبه) رم دادند، با این که نیکی‌های بسیاری به آنان کرده و نعمت‌های بزرگی به آنان ارزانی داشته بود. در زمان حیاتش برای این که رهبری را پس از درگذشتش از خاندانش باز ستانند، همراه شدند و اگر قریش نمی‌خواستند نام او را وسیله‌ای برای ریاست و نردبانی برای عزت و حکومت کنند، پس از درگذشت او هرگز یک روز هم خدا را عبادت نمی‌کردند.


شرح نهج البلاغة، تالیف ابن ابی الحدید، جلد ۲۰، صفحه ۲۹۸، چاپ دار الکتب العلمیة



جدا از نکات دیگر، از این کلام ثابت می‌شود هیچ گاه قریش و به خصوص ابی بکر و عمر هیچگاه قلبا به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان نیاوردند و هدف آن‌ها تنها قدرت‌طلبی و حکومت به نام دین با کنار زدن خلفای حقیقی و به حق رسول خدا صلی الله علیه و آله را بود؛ همان طور که امام زمان علیه السلام در پاسخ سعد بن عبد الله اشعری فرمودند که آن‌ها لحظه‌ای به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان نداشتند و تنها به طمع قدرت مسلمان ظاهری شدند.


علامه مجلسی رضوان الله علیه در کتاب رجعت روایتی طولانی را از محدثین بزرگ شیعه نقل کرده است که سعد بن عبد الله اشعری قمی رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه و از اصحاب امام حسن عسکری علیه السلام به ملاقات امام زمان عجل الله فرجه آمده و پرسش‌ها و ایراداتی که یکی از علمای متعصب اهل سنت عمری به مکتب تشیع وارد کرده بود را از امام زمان علیه السلام می‌پرسد و حضرت پاسخش می‌دهد. در یکی از پاسخ‌ها، حضرت به پرسش آن عالم ناصبی از سعد بن عبد الله اشعری در مورد چگونگی ایمان ابو بکر و عمر این گونه پاسخ می‌دهد: و آنچه آن خصم تو از تو پرسید که اسلام ابو بکر و عمر به طوع (اختیار) بود یا به کراهت، چرا نگفتی که طوعا بود اما از برای طمع دنیا، زیرا که ایشان با کفره‌ی یهود مخلوط بودند و ایشان از روی تورات و کتاب‌های خود احوال محمد صلوات الله علیه و آله را بر ایشان می‌خواندند و می‌گفتند او بر عرب مستولی خواهد شد و پادشاه خواهد شد و پادشاهی او از بابت پادشاهی بخت النصر خواهد بود، اما دعوی پیغمبری خواهد کرد و از کفر و عناد می‌گفتند که پیغمبر نیست اما به دروغ دعوی خواهد کرد، چون حضرت دعوی رسالت فرمود، ایشان از روی گفته‌ی یهود به ظاهر کلمتین گفتند از برای طمع آن که شاید ولایتی و حکومتی حضرت به ایشان بدهد و در باطن کافر بودند. چون در آخر مأیوس شدند با منافقان بر بالای عقبه رفتند و دهان‌های خود را بستند که کسی ایشان را نشناسد و دبه‌ها انداختند که شتر حضرت را رم دهند و حضرت را هلاک کنند، پس خدای تعالی جبرئیل را فرستاد و پیغمبر خود را از شر ایشان حفظ کرد و ضرری نتوانستند رسانید و حال ایشان مثل حال طلحه و زبیر بود که با حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه از روی طمع به ظاهر بیعت کردند که حضرت به هر یک از ایشان ولایتی و حکومتی بدهد، چون مایوس شدند بیعت را شکستند و خروج کردند و به جزای عمل خود در دنیا و آخرت رسیدند.


کتاب رجعت، تالیف علامه مجلسی، صفحه ۱۱۴-۱۱۵، چاپ انتشارات دلیل ما



  • خادم المهدی


هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله دفن نشده بود که اهل سقیفه هلهله می‌کردند


زبیر بن بکار از علما و مورخین نامی اهل سنت عمری می‌نویسد:


فلما بويع أبو بكر أقبلت الجماعة التي بايعته تزفه زفا إلى مسجد رسول الله.


هنگامی که بیعت با ابی بکر انجام شد، ابی بکر را با هلهله و شادی به مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) آوردند.


الاخبار الموفقیات، تالیف زبیر بن بکار، صفحه ۴۶۳، چاپ عالم الکتب



ابو بکر و عمر هنگام دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله هم حضور نداشتند !!!


ابن ابی شیبة از علمای بزرگ عمریه می‌نویسد:


حدثنا ابن نمير عن هشام بن عروة عن أبيه أن أبا بكر وعمر لم يشهدا دفن النبي صلى الله عليه وسلم ؛ كانا في الأنصار فدفن قبل أن يرجعا .


ابو بکر و عمر در بین انصار (برای گرفتن بیعت) بودند و قبل از اینکه بر گردند، آن حضرت دفن شده بود.


المصنف، تالیف ابن ابی شیبة، جلد ۷، صفحه ۴۳۲، چاپ دار التاج



بدن بی‌جان رسول خدا سه روز بدون تشییع بر زمین قرار گرفت !!!


شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی رضوان الله علیه روایت کرده است:


وفي رواية أخرى : أي بنيّ لا تكفّره ، فو الله ما صلّيا على رسول الله صلي الله عليه وآله، ولقد مكث ثلاثا ما دفنوه ، إنّه شغلهم ما كانا يبرمان.


حضرت عبد الله فرزند امام حسن علیهما السلام فرمود: به خدا قسم ابو بکر و عمر بر پیامبر نماز نخواندند و سه روز بدن مبارک آن حضرت دفن نشد ولی با این همه آن‌ها مشغول کار خود (غصب خلافت) بودند ...


تقریب المعارف، تالیف ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۵۱



قضاوت با شما



  • خادم المهدی


اعتراف ابن قتیبه دینوری به دفن شبانه حضرت زهرا علیها السلام


ابن قتیبه دینوری از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


حَلَفَتْ لَا تُكَلِّمُهُ أَبَدًا، وَأَوْصَتْ أَنْ تُدْفَنَ لَيْلًا، لِئَلَّا يَحْضُرَهَا، فَدُفِنَتْ لَيْلًا.


حضرت زهرا (سلام الله علیها) قسم یاد کرد که دیگر با ابو بکر سخن نگوید و وصیت نمود شبانه دفن شود تا مبادا ابو بکر در تشیع جنازه ایشان شرکت کند؛ و شبانه دفن شد.


تأویل مختلف الحدیث، تألیف این قتیبه دینوری، صفحه ۴۲۷، چاپ المکتب الاسلامی


  • خادم المهدی


نقش ابو بکر در جنگ‌ها (به اعتراف اهل سنت عمری)


ابن ابی الحدید از علمای اهل سنت عمری می‌نویسد:


لم یرم بسهم قط و سلّ سیفا و لا اراق دما.


ابو بکر در جنگ‌ها و جهاد هیچ نقشی نداشت، حتی یک بار هم دست به شمشیر نبرده است و یک تیر به طرف دشمن نینداخته و قطره‌ای از خون کفار را به زمین نریخته است.


شرح نهج البلاغة، تألیف ابن ابی الحدید، جلد ۱۳، صفحه ۲۸۱، چاپ دار الکتب العلمیة


  • خادم المهدی


رسول خدا صلی الله علیه و آله ابو بکر را مشرک می‌دانست !!! (به روایت اهل سنت عمری)


بخاری از بزرگ ترین علمای اهل سنت عمری و صاحب صحیح بخاری روایت کرده است:


عن معقل بن یسار قال انطلقت مع أبی بكر إلى النبی صلى الله علیه وسلم فقال : یا أبا بكر للشرك فیكم أخفى من دبیب النمل . فقال أبو بكر : وهل الشرك إلا من جعل مع الله إلها آخر؟ قال النبی صلى الله علیه وسلم : والذی نفسی بیده للشرك أخفى من دبیب النمل.


معقل بن یسار گفت: ابو بكر به سمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به ابو بكر گفت: ای ابو بكر قطعا شرک در تو و جماعت تو مانند حركت مورچه مخفی شده است. پس ابو بكر گفت: آیا شرک جز این است كه برای خداوند معبود دیگری قرار داد؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: به كسی كه جانم در دست اوست شرک در تو و جماعت تو مانند حركت مورچه پنهان شده است.


صحیح الادب المفرد، تالیف بخاری، صفحه ۲۶۵-۲۶۶



نتیجه:


۱- آیا كسی كه پیامبر او و جماعتش را مشرک می‌داند مسلمان است و شایستگی جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله را دارد؟


۲- این حدیث نشان می‌دهد با اینكه ابو بكر مشرک است، پس عمر و عثمان نیز مشرک هستند.


۳- حرف (ل) كه در ابتدای للشرك آمده است، به معنای قطع و یقین است.


۴- آیا پیروی از كسی كه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله او را مشرک می‌داند جایز است؟

  • ۱ نظر
  • ۲۶ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۵
  • خادم المهدی