دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فضائل حضرت زهرا از کتب اهل سنت» ثبت شده است


اعتراف حسن بن علی السقاف از علمای اهل سنت عمری به نزول آیه‌ی تطهیر در شأن اهل کساء علیهم السلام


حسن بن علی السقاف، از علمای معاصر اهل سنت عمری معترف است که آیه‌ی تطهیر در شأن اهل بیت که همان اهل کساء هستند نازل شده است و می‌نویسد:


وأهل البیت هم سیدنا علی والسیدة فاطمة وسیدنا الحسن وسیدنا الحسین (علیهم السلام) وذریتهم من بعدهم ومن تناسل منهم للحدیث الصحیح الذی نص النبی (صلى الله علیه وآله وسلم) فیه على ذلک؛ ففی الحدیث الصحیح : نزلت هذه الآیة على النبی (صلى الله علیه وآله وسلم): «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» فی بیت أم سلمة فدعا النبی (صلى الله علیه وآله وسلم) فاطمة وحسنا وحسینا فجللهم بکساء وعلی خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهــم الرجس وطهــرهم تطهیرا قالت أم سلمة: وأنا معهم یا نبی الله؟ قال: أنت على مکانک، وأنت إلى خیر.


و اهل بیت، سرور ما علی و سیده فاطمه و سرور ما حسن و سرور ما حسین (علیهم السلام) و ذریه‌ی آنان بعد از ایشان هستند و کسانی که بعد از آنان از نسلشان هستند به دلیل حدیث صحیحی که از پیامبر در این مورد آمده است. در حدیث صحیح است که: این آیه در خانه‌ی ام سلمه بر پیامبر نازل شد: «بی‌گمان، خدا اراده کرده است تا ناپاکی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند» و پیامبر فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و آن‌ها را با کساء پوشاند و علی پشت پیامبر بود و پیامبر او را با کساء پوشاند و سپس گفت: خدایا، اینان اهل بیت من هستند پس رجس و پلیدی را از آنان محو کن و آنان را پاک گردان. ام سلمه گفت: ای پیامبر خدا آیا من هم با آنان هستم؟ پیامبر گفت: تو در جایگاه خودت هستی و بر راه خیر هستی.


صحیح شرح العقیدة الطحاویة، تألیف حسن بن علی السقاف، صفحه ۶۵۷-۶۵۸، چاپ دار الامام الرواس


  • خادم المهدی


نام‌های حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (به روایت اهل سنت عمری)


محمد عبد الله عقیل زاده از علمای معاصر اهل سنت عمری می‌نویسد:


او غیر از نام فاطمه به نام ها و لقب‌های دیگری مانند: زهراء، بتول، صدیقه، مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، محدثه، ام النبی، و ام ابیها معروف است که همه این نام‌ها و القاب دلیلی بر اخلاق پسندیده، و مقام عالی او هستند.

او به «زهرا» معروف بود (زهرا به معنی روشنی است و به کسی گفته می‌شود که رنگ سفید و چهره درخشانی داشته باشد.) چون وقتی به نماز می‌ایستاد همانند ماه می‌درخشید.

و او را «بتول» نامیده‌اند، که به معنای پاکدامن و تارک دنیا است.چون خداوند او را در پاکدامنی و بزرگواری غیر از زنان دیگر گردانیده بود و کسی همانند او در رو گردانیدن از دنیا و عبادت خدا وجود نداشت.

«صدیقه» به معنای بسیار راستگو؛ آنکه گفتار و رفتارش یکسان و همیشه نیکوکار باشد.

«مبارکه» به معنای صاحب خیر و با برکت.

«طاهره» به معنای با عفت و پاکیزه از هر صفت ناپسند.

«راضیه» به معنای خشنود از زندگی و کار خود در دنیا و راضی از ثواب و مقام خود در آخرت.

«مرضیه» به معنای شخص مورد رضایت خداوند متعال.

«محدثه» به معنای روایت کننده و خبر دهنده و کسی که به آسانی سخن پرمعنا می‌گوید.

«ام النبی و ام ابیها» به معنای مادر پدرش است. در حدیثی صحیح از رسول الله، صلی الله علیه و [آله] و سلم، روایت شده که فاطمه را به این کنیه یاد می‌کرد و در سبب نامیده شدن حضرت فاطمه به ام ابیها نقل شده که چون رسول الله بر فاطمه بنت اسد، زن عمویش، ابو طالب و مادر حضرت علی، رضی الله عنه، دل نهاده بودند، چون برای حضرت مانند یک مادر زحمت کشیده بود، به همین خاطر بعد از وفاتش بسیار ناراحت و غمگین شدند؛ اما وجود دختر خود فاطمه را وجود فاطمه بنت اسد، رضی الله عنهما، می‌دانست؛ همانطور که شخص بر پسر خود، نام پدر و پدربزرگ خود را می‌گذارد و بعدها از روی محبت می‌گوید: این پدر یا پدربزرگم است.

«والله سبحانه و تعالی اعلم و احکم»


زندگی نامه حضرت فاطمة الزهرا رضی الله تعالی عنها، تالیف محمد عبد الله عقیل زاده، صفحه ۲۴-۲۵


  • خادم المهدی


تحریف فضیلتی از فضائل حضرت زهرا و خدیجه سلام الله علیهما توسط ابن کثیر دمشقی


محمد بن جریر طبری از علما و مفسرین بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است: 


حدثنی المثنى قال، حدثنا آدم العسقلانی قال، حدثنا شعبة قال، حدثنا عمرو بن مرة قال، سمعت مرة الهمدانی یحدث، عن أبی موسى الأشعریّ قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: کمل من الرّجال کثیرٌ،ولم یکمل من النساء إلا مریم، وآسیة امرأة فرعون، وخدیجة بنت خویلد، وفاطمة بنت محمد.


رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از مردان افراد زیادی به کمال رسیدند، ولی از زنان جز مریم و آسیه زن فرعون و خدیجه بنت خویلد و فاطمه دختر محمد (علیهم السلام) به کمال نرسیدند. 


جامع البیان فی تفسیر القرآن، تالیف طبری، جلد ۵، صفحه ۳۹۵، چاپ دار هجر



ابن کثیر دمشقی از علمای بزرگ اهل سنت عمری برای اینکه فضائل اهل بیت را حذف و تحریف کند در تفسیر خود دقیقا همین روایت را با همین سند نقل می‌کند و نام حضرت خدیجه و حضرت زهرا سلام الله علیهما را از روایت حذف می‌کند.


تفسیر القرآن العظیم، تالیف ابن کثیر دمشقی، جلد ۲، صفحه ۴۱، چاپ دار الطیبة



حذف نام آن دو حضرت از روایت جز خباثت و ناصبی‌گری و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟!


  • خادم المهدی


زنان کامله (به روایت اهل سنت عمری)


محمد بن جریر طبری از علما و مفسرین بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است: 


حدثنی المثنى قال، حدثنا آدم العسقلانی قال، حدثنا شعبة قال، حدثنا عمرو بن مرة قال، سمعت مرة الهمدانی یحدث، عن أبی موسى الأشعریّ قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: کمل من الرّجال کثیرٌ،ولم یکمل من النساء إلا مریم، وآسیة امرأة فرعون، وخدیجة بنت خویلد، وفاطمة بنت محمد.


رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از مردان افراد زیادی به کمال رسیدند، ولی از زنان جز مریم و آسیه زن فرعون و خدیجه بنت خویلد و فاطمه دختر محمد (علیهم السلام) به کمال نرسیدند. 


جامع البیان فی تفسیر القرآن، تالیف طبری، جلد ۵، صفحه ۳۹۵، چاپ دار هجر


  • خادم المهدی


حضرت زهرا علیها السلام پاره تن، روح و قلب پیامبر صلی الله علیه و آله


ابن صباغ مالکی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:


وروي عن مجاهد قال : خرج النبيّ صلى الله عليه و آله وهو آخذ بيد فاطمة فقال : من عرف هذه فقد عرفها ، ومن لم يعرفها فهي فاطمة بنت محمّد ، وهي بضعة منّي ، وهي قلبي وروحي الّتي بين جنبيَّ ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى اللّه .


روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را گرفت و فرمود: هر کس او را نمی‌شناسد الآن بشناسد، و هر کس نمی‌داند او کیست بداند که او فاطمه دختر من و پاره تن من است. او قلب من است. او روح میان دو پهلوی من است. هر کس او را بیازارد، مرا آزرده و هر کس مرا بیازارد، خدا را آزرده است.


الفصول المهمة فی معرفة الائمة، تألیف ابن صباغ مالکی، جلد ۱، صفحه ۶۶۴-۶۶۵


  • خادم المهدی