دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۱۰۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فضائل امیر المومنین از کتب اهل سنت» ثبت شده است


فضائل امیر المومنین علیه السلام از زبان ابو طفیل صحابی جلیل القدر (به روایت اهل سنت عمری)


ابن ابی شیبة کوفی از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است:

 

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُسْهِرٍ عَنْ فِطْرٍ عَنْ أَبِی الطُّفَیْلِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: لَقَدْ جَاءَ فِی عَلِیٍّ مِنَ الْمَنَاقِبِ مَا لَوْ أَنَّ مَنْقَبًا مِنْهَا قُسِمَ بَیْنَ النَّاسِ لَأَوْسَعَهُمْ خَيْرًا.


ابو طفیل صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: علی بن ابی طالب (علیهما السلام) به قدری فضیلت دارد که اگر یک منقبت او را در بین تمام خلائق تقسیم کنند همه به سعادت می‌رسند.


المصنف، تالیف ابن ابی شیبة، جلد ۱۷، صفحه ۱۳۴، حدیث ۳۲۷۹۱، چاپ دار القبلة


  • خادم المهدی


اعتراف ابو بکر آجری به مناقب بی‌شمار امیر المومنین علیه السلام


ابو بکر محمد بن حسین آجری از علمای بزرگ اهل سنت عمری پس از نقل روایت «الحق مع ذا» در شان امیر المومنین علیه السلام می‌نویسد:


و مناقب علی رضی الله عنه و فضائله أکثر من أن تحصى، و لقد أکرمه الله عزوجل بقتال الخوارج، و جعل سیفه فیهم و قتاله لهم سیف حق إلى أن تقوم الساعة.


مناقب و فضائل علی (علیه السلام) فراتر از آن است که به شمار بیاید، حقیقتا خداوند او را با کشتن خوارج گرامی داشت، و شمشیرش را در میان آن‌ها و کشتن آن‌ها، تا روز قیامت شمشیر حق قرار داد.


الشریعة، تالیف ابو بکر آجری، جلد ۴، صفحه ۱۷۵۹، چاپ دار الوطن



البته باید به جای آجری گفت که شمشیر امیر المومنین علیه السلام نه فقط در مقابل خوارج، بلکه در برابر عایشه و معاویه و اصحاب جمل و صفین نیز به حق بوده که این مفتی اهل سنت عمری بنا به دلایلی (!!!) دوست نداشته است ذکر کند.

  • خادم المهدی


اعتراف دشمن شیعه به ولایت تکوینی امیر المومنین علیه السلام و خاندان پاک آن حضرت


عبد العزیز غلام دهلوی قبح الله وجهه از علمای بزرگ اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتابی که بر ضد شیعه نوشته است می‌نویسد:


حضرت امیر و ذریة طاهره او را تمام امت بر مثال پیران و مرشدان می‌پرستند و امور تکوینیه را به ایشان وابسته می‌دانند و فاتحه و درود و صدقات و نذر به نام ایشان رایج و معمول گردیده چنانچه جمیع اولیاء الله همین معامله است و نام شیخین (ابی بکر و عمر) را درین مقدمات کسی بر زبان نیارد و در فاتحه و درود و نذر و عرس و مجلس کسی شریک نمی‌کند و امور تکوینیه را وابسته به ایشان نمی‌دانند.


تحفه اثنا عشریه، تالیف عبد العزیز دهلوی، صفحه ۳۳۹-۳۴۰، چاپ مطبع منشی نولکشور لکهنو


  • خادم المهدی


فضائل بی‌شمار امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری)


سبط بن جوزی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:


و قد روى مجاهد قال سأل رجل عن ابن عباس فقال ما أكثر فضائل علي بن أبي طالب و إني لاظنها ثلاثة آلاف فقال له ابن عباس هي الى الثلاثين الفا أقرب من ثلاثة آلاف ثم قال ابن عباس لو ان الشجر اقلام و البحور مداد و الانس و الجن كتاب و حساب ما احصوا فضائل أمير المؤمنين علي عليه السلام.


مردی از ابن عباس پرسید: راستی که چقدر فضائل على بن ابی طالب (علیهما السلام) زياد است! فکر می‌کنم که به سه هزار فضیلت رسیده باشد. ابن عباس در جواب گفت: فضائل علی (علیه السلام) به سی هزار نزدیک‌تر است تا به سه هزار. سپس در ادامه گفت: اگر درخت‌ها قلم گردند و دریاها مرکب و جن و انس نویسنده و حسابگر آن شوند نمی‌توانند فضائل امیر المومنین علی علیه السلام را شمارش کنند.


تذکرة الخواص، تالیف سبط بن جوزی، صفحه ۱۳، چاپ مکتبة نینوی الحدیثة


  • خادم المهدی


وصف امیر المومنین علیه السلام در کلام ضرار بن ضمرة (به روایت اهل سنت عمری)


مسعودی از مورخین و علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


ودخل ضرار بن ضمرة - وكان من خواصِّ علي - على معاوية وافداً، فقال له: صف لي علياً، قال: أعْفِيِنِي يا أمير المؤمنين، قال معاوية: لا بد من ذلك، فقال: أما إذا كان لا بد من ذلك فإنه كان واللّه بعيد المدى، شديد القوى، يقول فَصْلا، ويحكم عدلاً، يتفجرً العلم من جوانبه، وتنطق الحكمة من نواحيه، يعجبه من الطعام ما خشن، ومن اللباس ما قصر. وكان والله يجيبنا إذا دعوناه، ويعطينا إذا سألناه، وكنا واللّه - على تقريبه لنا وقربه منا - لا نكلمه هيبة له، ولا نبتدئه لعظمه في نفوسنا، يَبْسِم عن ثغر كاللؤلؤ المنظوم، يعظم أهل الدين، ويرحم المساكين، ويطعم في المَسْغَبة يتيماً ذا مقربة أو مسكيناً ذا متربة، يكسو العُرَيَان، وينصر اللهفَان، ويستوحش من الدنيا وزهرتها، ويأنس بالليل وظلمته، وكأني به وقد أرْخَى الليل سُدُولَه، وغارت نجومه، وهو في محرابه قابض على لحيته يتململ تململ السليم، ويبكي بكاء الحزين، ويقول: يا دنيا غُري غيري، إلى تعرضت أم إليَّ تشوفت؟ هيهات هيهات!! لا حان حينك، قد أبنتك ثلاثاً لارَجْعة لي فيك، عمرك قصير، وعيشك حقير، وخطرك يسير، آه من قلَّة الزاد وبعد السفر ووَحْشَة الطريق.


ضرار بن ضمرة که از یاران علی (علیه السلام) بود به نزد معاویه رفت. معاویه به او گفت: علی را برای من وصف کن. ضرار گفت: ای امیر مومنان (؟؟!!) مرا از این کار معاف دار. معاویه گفت: خیر حتما باید بگویی. ضرار گفت: اگر وصف او را می‌خواهی، به خدا دوراندیش و نیرومند بود، گفتارش مایه فضل بود و حکمش مایه عدل علم از اطراف او می بارید و حکمت از رفتارش نمودار بود غذای سخت دوست داشت و لباس کوتاه وقتی او را دعوت می‌کردیم می‌پذیرفت. وقتی از او تقاضا می‌کردیم عطیه و بخشش می‌داد به خدا با آنکه ما را تقرب می‌داد و نزدیک ما بود از هیبتش با او سخن نمی‌گفتیم و از عظمتی که در دل‌های ما داشت با وی آغاز سخن نمی‌کردیم وقتی لبخند می‌زد، دندان‌هایش چون مروارید مرتب نمودار می‌شد. مردم دیندار را بزرگ می‌داشت و با مساكين مهربان بود و به هنگام سختی یتیمان خویشاوند و مسکینان بی‌چیز را اطعام می‌کرد و برهنه را می پوشانید و مظلوم را یاری می‌کرد. از دنیا و نعیم آن بیمناک بود. با شب و تاریکی آن انس داشت گویی او را می‌بینم هنگامی که شب پرده افکنده و ستارگان فرو رفته بود در محراب ایستاده ریش خود را گرفته بود چون مردم بیمار زمزمه می‌کرد و چون مردم غمین می‌گریست و می‌گفت: ای دنیا دیگری جز مرا فریب بده! متعرض من می‌شوی و به من جلوه می‌فروشی، هرگز! هرگز! خدا نکند که من تو را سه طلاقه کرده‌ام و حق رجوع ندارم. عمر تو کوتاه و عیش تو حقیر و قدر تو ناچیز است؛ آه از توشه کم و دوری سفر و وحشت راه.


مروج الذهب، تالیف مسعودی، جلد ۲، صفحه ۳۲۷-۳۲۸، چاپ مکتبة العصریة


  • خادم المهدی