دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۶۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فضائل الصحابة» ثبت شده است


وصف امیر المومنین علیه السلام در کلام ضرار بن ضمرة (به روایت اهل سنت عمری)


مسعودی از مورخین و علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


ودخل ضرار بن ضمرة - وكان من خواصِّ علي - على معاوية وافداً، فقال له: صف لي علياً، قال: أعْفِيِنِي يا أمير المؤمنين، قال معاوية: لا بد من ذلك، فقال: أما إذا كان لا بد من ذلك فإنه كان واللّه بعيد المدى، شديد القوى، يقول فَصْلا، ويحكم عدلاً، يتفجرً العلم من جوانبه، وتنطق الحكمة من نواحيه، يعجبه من الطعام ما خشن، ومن اللباس ما قصر. وكان والله يجيبنا إذا دعوناه، ويعطينا إذا سألناه، وكنا واللّه - على تقريبه لنا وقربه منا - لا نكلمه هيبة له، ولا نبتدئه لعظمه في نفوسنا، يَبْسِم عن ثغر كاللؤلؤ المنظوم، يعظم أهل الدين، ويرحم المساكين، ويطعم في المَسْغَبة يتيماً ذا مقربة أو مسكيناً ذا متربة، يكسو العُرَيَان، وينصر اللهفَان، ويستوحش من الدنيا وزهرتها، ويأنس بالليل وظلمته، وكأني به وقد أرْخَى الليل سُدُولَه، وغارت نجومه، وهو في محرابه قابض على لحيته يتململ تململ السليم، ويبكي بكاء الحزين، ويقول: يا دنيا غُري غيري، إلى تعرضت أم إليَّ تشوفت؟ هيهات هيهات!! لا حان حينك، قد أبنتك ثلاثاً لارَجْعة لي فيك، عمرك قصير، وعيشك حقير، وخطرك يسير، آه من قلَّة الزاد وبعد السفر ووَحْشَة الطريق.


ضرار بن ضمرة که از یاران علی (علیه السلام) بود به نزد معاویه رفت. معاویه به او گفت: علی را برای من وصف کن. ضرار گفت: ای امیر مومنان (؟؟!!) مرا از این کار معاف دار. معاویه گفت: خیر حتما باید بگویی. ضرار گفت: اگر وصف او را می‌خواهی، به خدا دوراندیش و نیرومند بود، گفتارش مایه فضل بود و حکمش مایه عدل علم از اطراف او می بارید و حکمت از رفتارش نمودار بود غذای سخت دوست داشت و لباس کوتاه وقتی او را دعوت می‌کردیم می‌پذیرفت. وقتی از او تقاضا می‌کردیم عطیه و بخشش می‌داد به خدا با آنکه ما را تقرب می‌داد و نزدیک ما بود از هیبتش با او سخن نمی‌گفتیم و از عظمتی که در دل‌های ما داشت با وی آغاز سخن نمی‌کردیم وقتی لبخند می‌زد، دندان‌هایش چون مروارید مرتب نمودار می‌شد. مردم دیندار را بزرگ می‌داشت و با مساكين مهربان بود و به هنگام سختی یتیمان خویشاوند و مسکینان بی‌چیز را اطعام می‌کرد و برهنه را می پوشانید و مظلوم را یاری می‌کرد. از دنیا و نعیم آن بیمناک بود. با شب و تاریکی آن انس داشت گویی او را می‌بینم هنگامی که شب پرده افکنده و ستارگان فرو رفته بود در محراب ایستاده ریش خود را گرفته بود چون مردم بیمار زمزمه می‌کرد و چون مردم غمین می‌گریست و می‌گفت: ای دنیا دیگری جز مرا فریب بده! متعرض من می‌شوی و به من جلوه می‌فروشی، هرگز! هرگز! خدا نکند که من تو را سه طلاقه کرده‌ام و حق رجوع ندارم. عمر تو کوتاه و عیش تو حقیر و قدر تو ناچیز است؛ آه از توشه کم و دوری سفر و وحشت راه.


مروج الذهب، تالیف مسعودی، جلد ۲، صفحه ۳۲۷-۳۲۸، چاپ مکتبة العصریة


  • خادم المهدی


امیر المومنین علیه السلام تیر خداوند


محمد بن ابراهیم جوینی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:


۱۷۳- أخبرني شيخنا الإمام نجم الدين عثمان بن الموفق [الأذكاني] بقراءتي عليه، قلت له: أخبرك والدي شيخ الإسلام سعد الحق و الدين محمد بن المؤيّد الحموئي قدس اللّه روحه إجازة،قال:أنبأنا شيخ الإسلام نجم الدين أبو الجناب أحمد بن عمر الخيّوقي رضي اللّه عنه إجازة قال:أنبأنا محمد بن عمر بن علي الطوسي بقراءتي عليه بنيسابور، أنبأنا أبو العباس أحمد ابن أبي الفضل الشعابي أنبأنا أبو سعيد محمد بن طلحة الجنابذي قال: حدثنا أبو بكر أحمد بن محمد المفتي ببلخ، أنبأنا أبو بكر الذاكر أحمد بن محمد [بن] جمعان الدّهان، أنبأنا أبو القاسم الحسين بن محمد الناشيباني حدثنا أبو عبد اللّه محمد بن إبراهيم بن زكريا الكوفي بها، أنبأنا محمد بن منصور المرادي حدثنا محمد بن عمر المازني عن أبي بكر الكلبي عن جعفر بن محمد، عن أبيه، عن جابر بن عبد اللّه قال: قال النبي صلّى اللّه عليه وآله وسلّم: ما استعصى عليّ أهل مملكة قطّ إلاّ رميتهم بسهم اللّه تعالى. قيل: يا رسول اللّه و ما سهم اللّه تعالى؟ قال: علي بن أبي طالب ما بعثته في سرّية قطّ إلاّ أني رأيت جبرئيل عن يمينه و ميكائيل عن يساره و ملكا أمامه و سحابة تظلّه حتى يعطي اللّه النصر و الظفر.


رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: هيچ گروهى مرا نافرمانى نكردند جز آنكه با تير خدا آن‌ها را هدف قرار دادم. گفته شد: اى رسول خدا! تير خدا كدام است؟ فرمودند: مقصود، علی بن ابی طالب است، در هيچ خونخواهى او را آشكار ننمودم و به هيچ جنگى او را نفرستادم جز آنكه ديدم جبرئيل در سمت راستش، ميكائيل در سمت چپش و ملک الموت در پيش روى اوست و ابرى او را سايه مى اندازد تا آنكه خداوند متعال بهترين يارى و پيروزى را به او عنايت فرمود. 


فرائد السمطین، تالیف جوینی، جلد ۱، صفحه ۲۲۲، حدیث ۱۷۳، چاپ دار الحبیب


  • خادم المهدی


عذاب اولین مخالف غدیر (به روایت اهل سنت عمری)


سبط بن جوزی از علمای اهل سنت عمری می‌نویسد:


ذكر أبو اسحاق الثعلبي في تفسيره باسناده ان النبي (صلى الله عليه وآله) لما قال ذلك طار في الأقطار و شاع في البلاد و الامصار فبلغ ذلك الحرث بن النعمان الفهري فأتاه على ناقة له فأناخها على باب المسجد ثم عقلها و جاء فدخل في المسجد فجثا بين يدي رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) فقال يا محمد انك امرتنا ان نشهد ان لا إله إلا اللّه و انك رسول اللّه فقبلنا منك ذلك؛ و انك امرتنا ان نصلي خمس صلوات في اليوم و الليلة و نصوم رمضان و نحج البيت و نزكي أموالنا فقبلنا منك ذلك ثم لم ترض بهذا حتى رفعت بضبعي ابن عمك و فضلته على الناس و قلت من كنت مولاه فعلي مولاه فهذا شي‌ء منك أو من اللّه فقال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) و قد احمرت عيناه و اللّه الذي لا إله إلا هو إنه من اللّه و ليس مني قالها ثلاثا فقام الحرث و هو يقول: اللهم إن كان ما يقول محمد حقا فأرسل من السماء علينا حجارة أو ائتنا بعذاب أليم قال فو اللّه ما بلغ ناقته حتى رماه اللّه من السماء بحجر فوقع على هامته فخرج من دبره و مات و انزل اللّه تعالى‌ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ‌.


ابو اسحاق الثعلبی در تفسیر خود روایت کرده است که حارث بن نعمان فهرى پس از مخالفت آشكار خطاب به رسول خدا صلی الله و علیه وآله گفت: اى محمد! ما را به خدا خواندى پذیرفتم، نبوت خود را مطرح كردى، لااله الا الله و محمد رسول الله گفتیم، ما را به اسلام دعوت كردى اجابت كردیم، گفتى نماز در پنج وقت بخوانید، خواندیم، به زكات و روزه و حج و جهاد سفارش كردى، اطاعت كردیم، حال پسر عموى خود را امیر ما ساختى كه نمى‌دانیم این حكم از طرف خداست یا با اراده شخصى شما پیدا شده است؟ رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) پاسخ دادند سوگند به خدا كه جز او پروردگارى نیست، این دستور از طرف اوست. حارث بن نعمان فهرى با غروری که تمام وجودش را فرا گرفته بود تقاضاى عذاب كرد و سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدایا اگر آنچه را كه محمد (صلی الله علیه و آله) در باره علی (علیه السلام) می‌گوید از طرف تو است و به امر توست، سنگی از آسمان بر من فرود آید و مرا عذاب كند. هنوز سخنانش به پایان نرسیده بود كه از آسمان سنگی بر او فرود آمد و او را به هلاكت رساند كه آیات «درخواست‌کننده‌ای درخواست عذاب کرد كه اختصاص به كافران دارد و آن را بازدارنده‌ای نیست.» (آیات اول و دوم سوره معارج) نازل شد.


تذكره الخواص، تالیف سبط بن جوزی، صفحه ۳۰-۳۱، چاپ مکتبة نینوی الحدیثة


  • ۰ نظر
  • ۰۲ شهریور ۹۸ ، ۰۳:۱۹
  • خادم المهدی


اذعان ابن شاهین به تواتر حدیث غدیر


ابن شاهین از علما و محدثان بزرگ اهل سنت عمری در مورد حدیث غدیر می‌نویسد:

 

وَقَدْ رَوَى حَدِيثَ غَدِيرِ خُمٍّ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَحْوُ مِائَةِ نَفْسٍ، وَفِيهِمُ الْعَشَرَةُ، وَهُوَ حَدِيثٌ ثَابِتٌ، لَا أَعْرِفُ لَهُ عِلَّةً. تَفَرَّدَ عَلِيٌّ بِهَذِهِ الْفَضِيلَةِ، لَمْ يَشْرَكْهُ فِيهَا أَحَدٌ.


حدود صد نفر از صحابه، حدیث غدیر خم را از  پیامبر (صلی الله علیه و آله) روایت کرده‌اند که از جمله آن‌ها عشره‌ی مبشره هستند و این حدیث ثابتی است که اشکالی در آن نیست و این فضیلت از خصایص علی (علیه السلام) می‌باشد و احدی در آن با او شریک نیست.


شرح مذاهب اهل السنة، تالیف ابن شاهین، صفحه ۱۰۳، چاپ موسسه قرطبة


  • ۰ نظر
  • ۲۴ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۳۶
  • خادم المهدی


اذعان البانی وهابی به تواتر حدیث غدیر


البانی از بزرگ‌ترین علما و محدثین وهابیت در مورد حدیث غدیر می‌نویسد:


وللحدیث طرق أخرى کثیرة جمع طائفة کبیرة منها الهیثمی فی " المجمع " (۹ / ۱۰۳ - ۱۰۸) وقد ذکرت وخرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام على أسانیدها بصحة الحدیث یقینا، وإلا فهی کثیرة جدا، وقد استوعبها ابن عقدة فی کتاب مفرد، قال الحافظ ابن حجر: منها صحاح ومنها حسان. وجملة القول أن حدیث الترجمة حدیث صحیح بشطریه، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه وسلم کما ظهر لمن تتبع أسانیده وطرقه، وما ذکرت منها کفایة.


برای حدیث غدیر سند‌های بسیاری ذکر شده است، که افراد زیادی مانند هیثمی در کتابش المجمع اسناد آن را ذکر کرده‌اند، و من آنچه آورده‌ام اندکی از آن است که هر کسی پس از آشنایی با اسناد آن یقین به صحت پیدا می‌کند. ابن عقده همه راه‌های نقل آن را در کتابی مستقل جمع کرده است و ابن حجر بنا بر بعضی از اسناد، آن را صحیح و بر بعضی از اسناد، حسن دانسته است. خلاصه سخن آن که هر دو قسمت این روایت [هر کس من مولای اویم پس علی نیز مولای اوست؛ خدایا دوست بدار آنکه او را دوست بدارد] صحیح هستند، بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است.


سلسلة الاحادیث الصحیحة، تالیف البانی، جلد ۴، صفحه ۳۴۳، چاپ مکتبة المعارف


  • ۱ نظر
  • ۲۳ مرداد ۹۸ ، ۰۱:۵۵
  • خادم المهدی