دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ذهبی» ثبت شده است


ترک سنت به خاطر دشمنی با امیر المومنین علیه السلام!


حاکم نیشابوری از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است:


١٧٠٦ - أَخْبَرَنَا إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ بِالْكُوفَةِ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ حَازِمِ بْنِ أَبِي غَرْزَةَ الْغِفَارِيُّ، ثنا خَالِدُ بْنُ مَخْلَدٍ الْقَطَوَانِيُّ، وَأَخْبَرَنِي أَبُو سَعِيدٍ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ أَحْمَدَ الْمُؤَذِّنُ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ الْإِمَامُ، ثنا عَلِيُّ بْنُ مُسْلِمٍ، ثنا خَالِدُ بْنُ مَخْلَدٍ، ثنا عَلِيُّ بْنُ مُسْهِرٍ، عَنْ مَيْسَرَةَ بْنِ حَبِيبٍ، عَنِ الْمِنْهَالِ بْنِ عَمْرٍو، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، قَالَ: كُنَّا مَعَ ابْنِ عَبَّاسٍ بِعَرَفَةَ، فَقَالَ لِي: يَا سَيِّدُ مَا لِي لَا أَسْمَعُ النَّاسَ يُلَبُّونَ؟ فَقُلْتُ: يَخَافُونَ مِنْ مُعَاوِيَةَ، قَالَ: فَخَرَجَ ابْنُ عَبَّاسٍ مِنْ فُسْطَاطِهِ، فَقَالَ: «§

لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، فَإِنَّهُمْ قَدْ تَرَكُوا السُّنَّةَ مِنْ بُغْضِ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ».


سعید بن جبیر گفت: در موسم حج در عرفات همراه ابن عباس بودم. او از من پرسید: چه شده است که مردم لبیک نمی‌گویند؟! پاسخ دادم از معاویه می‌ترسند! سپس ابن عباس از خیمه خارج شد و با صدای بلند لبیک گفت. سپس فریاد زد: آن‌ها به خاطر دشمنی با علی (علیه السلام) سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را ترک کرده‌اند!


حاکم نیشابوری پس از نقل حدیث می‌نویسد:


هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ .


این حدیث بنا بر شرایط شیخین (مسلم و بخاری) صحیح است ولی آن دو نفر آن را روایت نکرده‌اند.


ذهبی نیز می‌نویسد: حدیث بنا بر شرایط شیخین [صحیح] است.


المستدرک علی الصحیحین، تالیف حاکم نیشابوری، جلد ۱، صفحه ۶۳۶، حدیث ۱۷۰۶، چاپ دار الکتب العلمیة


  • ۰ نظر
  • ۲۷ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۹
  • خادم المهدی


جبرئیل خادم امام رضا علیه السلام


ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


وقتی از ابو نواس شاعر برجسته عرب می‌پرسند: تو راجع به همه چیز شعر سرودی، چرا راجع به علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) شعر نمی‌گویی؟ می‌گوید:


فعلام ترکت مدح ابن موسي

و الخصال الّتي تجمّعن فیه

قلت: لا أستطیع مدح إمام

کان جبریلُ خادماً لأبیه


«من دیدم راجع به همه چیز شعر سرودم ولی حرفی درخور شأن والای علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) ندارم و بیان من در باره او جسارت در محضر اوست، چرا که جبرئیل خادم و دربان خانه پدر او می‌باشد».


تاریخ الاسلام، تألیف ذهبی، جلد ۱۴، صفحه ۲۷۱، چاپ دار الکتاب العربی


  • خادم المهدی


امام صادق علیه السلام فقیه‌ترین مردم به اعتراف ابو حنیفه


ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


و قال ابن عقدة: ثنا جعفر بن محمد بن حسين بن حازم حدّثني أبو نجيح إبراهيم بن محمد، سمعت الحسن بن زياد الفقيه، سمعت أبا حنيفة و سئل: من أفقه من رأيت؟ فقال: ما رأيت أحدا أفقه من جعفر، لما أقدمه المنصور الحيرة بعث إليّ فقال: يا أبا حنيفة إن الناس قد فتنوا بجعفر بن محمد، فهيّئ لنا من مسائلك الصّعاب، فهيّأت له أربعين مسألة، ثم بعث إليّ المنصور فأتيته، فدخلت، و جعفر جالس عن يمينه، فلما بصرت بهما دخلني لجعفر من الهيبة ما لم يدخلني للمنصور، ثم التفت إلى جعفر فقال: يا أبا عبد الله، أ تعرف هذا؟ قال: نعم هذا أبو حنيفة، ثم أتبعها: قد أتانا، ثم قال: يا أبا حنيفة هات من مسائلك فاسأل أبا عبد الله، فابتدأت أسأله، فكان يقول في المسألة: أنتم تقولون فيها كذا و كذا، و أهل المدينة يقولون كذا و كذا، و نحن- يريد أهل البيت- نقول كذا و كذا، فربما تابعنا، و ربما تابع أهل المدينة، و ربما خالفنا معا، حتى أتيت على أربعين مسألة، ما أخرم فيها مسألة، ثم يقول أبو حنيفة: أ ليس قد روينا أن أعلم الناس أعلم الناس بالاختلاف.


حسن بن زیاد فقیه گوید: شنیدم که از ابو حنیفه پرسیدند: فقیه‌ترین کسی که دیدی کیست؟ گفت: کسی را فقیه‌تر از جعفر (علیه السلام) ندیدم. وقتی منصور دوانیقی (خلیفه عباسی) او را به حیره آورد؛ کسی را دنبال من فرستاد و گفت: ای ابو حنیفه، مردم فریب جعفر بن محمد را خورده و گمراه شده‌اند؛ پس تعدادی از آن سوالات سختت را آماده کن [تا با آن جعفر بن محمد را رسوا کنیم] من نیز چهل سوال آماده کردم. منصور مرا دوباره احضار کرد. نزد او رفتم و بر او وارد شدم. جعفر بن محمد در طرف راست منصور نشسته بود. وقتی چشمم به آن دو افتاد؛ چنان هیبتی از جعفر بن محمد بر دلم افتاد که از منصور چنان هیبتی ایجاد نشد. منصور رو به جعفر بن محمد نمود و گفت: ای ابا عبد الله، این مرد را می‌شناسی؟ فرمود: آری این ابو حنیفه است. قبلا پیش ما آمده است. منصور گفت: ای ابو حنیفه سوالات خود را از ابا عبد الله بپرس. شروع به پرسیدن کردم. در پاسخ هر مساله می‌فرمود: شما [فقهاء عراق] چنین می گویید و فقهاء مدینة چنین می‌گویند و ما اهل بیت (علیهم السلام) چنین می‌گوییم. گاهی نظر او با ما [اهل عراق] یکی بود و گاهی با اهل مدینه و گاهی با هر دو مخالفت می‌کرد. هر چهل مساله را پرسیدم ولی او از پاسخ هیچ یک باز نماند. سپس ابو حنیفه گفت: مگر نه این که روایت داریم: داناترین مردم کسی است که به مسائل اختلافی داناتر باشد؟        


تاریخ الاسلام، تالیف شمس الدین الذهبی، جلد ۹، صفحه ۸۹-۹۰، دار الکتاب العربی



سوالی از اهل سنت عمری: پس چرا فقیه‌ترین مردم را رها کرده‌اید؟!


پی نوشت: البته ابو حنیفه با وجود اعتراف به فضل آن حضرت یکی از بزرگ‌ترین دشمنان آن حضرت بود و کار ابو حنیفه به جایی رسیده بود که هر پرسشی را از او می‌کردند، کاملا برخلاف سخن امام صادق علیه السلام پاسخ می‌داد. با این که ابو حنيفه هر چه از دین می‌دانست را از جلسات درسی امام صادق علیه السلام فرا گرفته بود، ولی از روی بغض و حسادتی که نسبت به اهل بیت علیهم السلام داشت، هر آنچه را که از ایشان یاد گرفته و يا شنیده بود را بر خلاف آن حضرت فتوا داده بود، و فقط موضوع باز يا بسته بودن چشم را از حضرت نمی‌دانست که آن را هم با فتوای فوق حل نمود! همچنین فتوای مذهب ابو حنيفه در تکفیر روافض يا همان شیعیان که خلفای جور و سنت‌های ایشان را رفض و يا رد نموده‌اند مشهور می‌باشد. در بسياری از کتب علمای حنفی بر اين فتوای تکفیر تأکید گرديده است و از آن به عنوان باور صحیح و مسلم در مذهب ابو حنیفه ياد شده است.


وقال أبو حنيفة إني باريت أقوال جعفر بن محمّد الصادق في جميع الأحكام والمسائل فعملت بعكسه وما فاتني الّا إنّي لا أعلم أنه إذا ركع في صلاه هل يفتح عينيه أو يغمضهما حتّى أعمل بخلافه.


ابو حنیفه روزی به مريدانش گفت: من می‌خواهم بدانم که جعفر بن محمد (عليهما السلام) در سجده چشم‌ها را می‌بندد یا باز می‌گذارد! گفتند چرا؟ گفت: می‌خواهم ببینم اگر جعفر بن محمد (علیهما السلام) چشم‌ها را در سجده می‌بندد، من باز بگذارم، و اگر او چشم‌ها را در سجده باز می‌گذارد، من ببندم. پس حال که نمی‌دانم، وقتی به سجده می‌روید، يک چشم خود را ببندید و چشم دیگر را باز بگذارید، تا در هر صورت، بر خلاف جعفر بن محمد (عليهما السلام) عمل کرده باشید!


زهر الربیع، تألیف سید نعمت الله جزایری رحمه الله، صفحه ۴۸۳، چاپ موسسه العالمیة للتجلید



  • خادم المهدی


پیشگویی حضرت پبامبر صلی الله علیه و آله از خیانت امت در حق امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری)


حاکم نیشابوری از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است:


٤٦٨٦- عَنْ حَيَّانَ الْأَسَدِيِّ، سَمِعْتُ عَلِيًّا يَقُولُ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُ بِكَ بَعْدِي، وَأَنْتَ تَعِيشُ عَلَى مِلَّتِي، وَتُقْتَلُ عَلَى سُنَّتِي، مَنْ أَحَبَّكَ أَحَبَّنِي، وَمَنْ أَبْغَضَكَ أَبْغَضَنِي، وَإِنَّ هَذِهِ سَتُخَضَّبُ مِنْ هَذَا» - يَعْنِي لِحْيَتَهُ مِنْ رَأْسِهِ - «صَحِيحٌ».


رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند: امت پس از من به تو خیانت می‌کنند در حالی که تو بر اساس دین من زندگی کرده و بر روش و سنت من کشته می‌شوی. کسی که تو را دوست بدارد مرا دوست داشته، و کسی که تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است و به زودی محاسنت از خون سرت رنگین خواهد شد.


حاکم نیشابوری پس از نقل روایت تصریح می‌کند که حدیث صحیح است.


ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت عمری نیز در تعلیقات خود بر این کتاب تصریح به صحیح بودن این حدیث می‌کند.


المستدرک علی الصحیحین، تألیف حاکم نیشابوری، جلد ۳، صفحه ۱۵۳، حدیث ۴۶۸۶، چاپ دار الکتب العلمیة


  • ۰ نظر
  • ۱۱ خرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۵
  • خادم المهدی


شدت دشمنی بنی امیه با امیر المومنین علیه السلام


ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


قال أبو عبد الرحمن المقرئ كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه فبلغ ذلك رباحا فغير اسم ابنه.


ابو عبد الرحمن المقری گفت: بنی امیه اینگونه بودند که هر وقت می‌شنیدند نوزادی اسمش علی است او را می‌کشتند؛ تا اینکه خبر به رباح رسید، پس او اسم فرزندش را که علی بود تغییر داد.


سیر اعلام النبلاء، تالیف ذهبی، جلد ۵، صفحه ۱۰۲، چاپ موسسة الرسالة


  • ۰ نظر
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۴:۴۱
  • خادم المهدی