دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۱۹:۰۰ - Siamak Bagheri
    :)

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دشمنی اهل سنت با اهل بیت» ثبت شده است


عالم اهل سنت عمری: حتی اگر خدا بگوید که امیر المومنین علیه السلام برتر از ابو بکر و عمر و عثمان است، باز هم نمی‌پذیريم!


عبد القادر بن عبد الله العيدروس عالم اهل سنت عمری در شرح حال ابو بكر بن عبد الله العيدروس عالم بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


وَكَانَ مُتَمَسِّكاً بِالْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ حَتَّى أنَّهُ كَثِيْراً مَا يَقُولُ إِذا جُرى ذِكْرُ التَّفْضِيل بَين الصَّحَابَة رَضِي الله عَنْهُم وَاللّهِ الْعَظِيْمِ لَوْ بَعَثَ اللّهُ وَالِدِي الشَّيْخَ عَبْدَ اللّه وَأسْتَاذِي الشَّيْخَ سَعْدَ وَذَكَرَا لِيْ أَنَّ سَيِّدَنَا عَلِيًّا أَفْضَلَ عِنْدَ اللّهِ مِنْ سَيِّدِنَا أبِيْ بَكْرٍ [...] مَا رَجَعْتُ عَنْ مُعْتَقَدِ أهْلِ السُّنَّةِ وَالْجَمَاعَةِ مِنْ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ أفْضَلَ مِنْ عَلِيٍّ [...].


او به کتاب و سنت چنگ می‌زد؛ تا جایی که وقتی سخن از برتری بین صحابه پیش می‌آمد، بسیار می‌گفت: سوگند به خدای عظیم، اگر خداوند پدرم شیخ عبد الله و استادم شیخ سعد را بفرستد و هر دو بگویند كه آقای ما علی نزد خداوند از ابو بکر برتر است، از اعتقاد اهل سنت و جماعت برنخواهم گشت که ابو بکر، عمر و عثمان از علی (عليه السلام) برتر هستند.


النور السافر، تألیف عبد القادر بن عبد الله العيدروس، صفحه ۱۳۰، چاپ دار صادر



شاید برایتان سوال پیش آمده باشد که چرا اهل سنت عمری با وجود این همه روایتی که در فضائل و برتری امیر المومنین علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده‌اند، باز هم افرادی دون صفت را بر ایشان برتری می‌دهند، آری اینگونه است که این جماعت با امیر المومنین علیه السلام دشمنی و با حق عناد می‌کنند و مخالفت با خدا را هم در برتری امیر المومنین علیه السلام را در فضیلت شخص و تمسکش به کتاب و سنت می‌دانند!!!

  • خادم المهدی


در مذهب اهل سنت عمری دشمنی با دشمنان امیر المومنین علیه السلام گناه کبیره است!!!


ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت عمری در مورد نسائی که از علمای بزرگ آن‌ها و صاحب یکی از صحاح سته آن‌هاست می‌نویسد:


وَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ فِي رَأْسِ الثَّلاَثِ مائَةٍ أَحْفَظ مِنَ النَّسَائِيِّ، هُوَ أَحْذَقُ بِالحَدِيْثِ وَعِلَلِهِ وَرِجَالِهِ مِنْ مُسْلِمٍ، وَمِنْ أَبِي دَاوُدَ، وَمِنْ أَبِي عِيْسَى، وَهُوَ جَارٍ فِي مِضْمَارِ البُخَارِيِّ، وَأَبِي زُرْعَةَ إِلاَّ أَنَّ فِيْهِ قَلِيْلَ تَشَيُّعٍ وَانحِرَافٍ عَنْ خُصُومِ الإِمَامِ عَلِيٍّ، كمُعَاوِيَةَ وَعَمْرو، وَاللهِ يُسَامِحُهُ.


در سده سوم هجری، حافظ‌تر از نسائی وجود نداشت و از بزرگانی چون مسلم، ابو داود و ترمذی حاذق‌تر بود، تنها مشکل او وجود کمی تشیع در افکارش بود، که عبارت است از دشمنی او با دشمنان علی (علیه السلام)، مانند معاویه و عمرو عاص. خداوند از گناهش بگذرد!!!


سیر اعلام النبلاء، تالیف ذهبی، جلد ۱۴، صفحه ۱۳۳، چاپ موسسه الرسالة



چگونه است که دشمنی با خلیفه‌ی به حق پیامبر صلی الله علیه و آله جرم و گناه نیست؛ اما اگر کسی با دشمنان امیر المومنین علیه السلام دشمن باشد گناهکار است؟!


قضاوت با شما

  • خادم المهدی


ابن ملجم ملعون، نزد اهل سنت عمری صحابی جلیل القدر پیامبر است!!!


ذهبی عالم بزرگ اهل سنت عمری در کتاب تجرید اسماء الصحابة که برای ذکر اسامی صحابه نوشته است، نام عبد الرحمن بن ملجم مرادی (لعنت الله علیه) را در لیست صحابه آورده است !


۳۷۸۲- عبد الرحمن بن ملجم المرادی قاتل امیر المؤمنین علی. ذکر ابن یونس انه قرأ علی معاذ بن جبل.


تجرید اسماء الصحابة، تالیف ذهبی، جلد ۱، صفحه ۳۵۶



اما اعتقاد اهل سنت عمری در مورد صحابه چیست؟! طبق قاعده‌ی باطل اهل سنت عمری، هر کس پیامبر صلی الله علیه و آله را لحظه‌ای دیده باشد صحابه است و تمامی صحابه عادل، مومن کامل و بهشتی هستند حتی اگر جنایتکار و قاتل و منافق باشند!!! چنانچه مفتی محمد طاهر مسعود عالم بزرگ اهل سنت عمری در شرح عقاید اهل سنت عمری می‌نویسد:


تمام صحابه عادل، مومن کامل و بهشتی هستند. تا قیامت بزرگ‌ترین ولی به مقام ادنی‌ترین صحابی هم نمی‌رسد. همچنان که هیچ ولی یا صحابی نمی‌تواند به مقام پیامبری برسد. تمامی صحابه بر حق، معیار حق و بالاتر هستند.


عقاید اهل سنت و جماعت، تالیف مفتی محمد طاهر مسعود، ترجمه مولوی گرگیج، صفحه ۲۰۴



قضاوت با شما !!!

  • ۰ نظر
  • ۱۹ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۲۲
  • خادم المهدی


شعر شاعر ملعون عمری در مورد هجوم و آتش زدن خانه وحی


افتخار حافظ ابراهیم شاعر مصری معروف به شاعر نیل به حمله عمر به خانه‌ی حضرت زهرا سلام الله علیها !!!


شیعه همیشه برای اثبات فاجعه وحشتناک حمله به خانه‌ی دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اسنادی از کتب خود سنی‌ها در دست دارد. حال برای بعضی سوال می‌شود چگونه آن‌ها این حقایق را در کتب خود آورده‌اند؟ پاسخ این است که این جماعت به واقعه‌ی حمله به خانه‌ی حضرت زهرا سلام الله علیها افتخار می کنند و آن را جز کرامات عمر بن خطاب لعنت الله علیه می‌دانند همان طور که ما به کرامات امیر المومنین علیه السلام مانند کندن در قلعه‌های خیبر افتخار می‌کنیم. این امر باعث شده که حافظ ابراهیم، شاعر نانجیب مصری، (۱۹۳۲ ـ ۱۸۷۲) در مجلسی عمومی که برگزار شده بود تا این شاعر قصیده‌ای در مدح عمر بخواند، نه تنها این جریان را قبول می‌کند بلکه به این تهدید عمر علیه دخت پیغمبر افتخار می‌کند و مورد تشویق مستمعین قرار می‌گیرد و به این شاعر لقب شاعر نیل و شاعر مردم مصر می‌دهند.


و اما اشعار:


و قولة لعلی قالها عمر / أکرم بسامعها أعظم بملقیها


حرقت دارک لا أبقی علیک بها / إن لم تبایع وبنت المصطفى فیها


ما کان غیر أبی حفص یفوه بها / أمام فارس عدنان و حامیها


ترجمه بیت اول: عجب کلام ارزشمند و بلند مرتبه‌ای است که عمر به علی خطاب نمود! چقدر کریم و بزرگوار است شنونده آن و چقدر عظیم و بلند مرتبه است گوینده‌ی آن!


ترجمه بیت دوم: قطعا بدان که خانه تو را به آتش می کشم و تو را در آن خانه باقی نمی‌گذارم، اگر از بیعت با خلیفه ابو بکر سرپیچی نمایی، با اینکه دختر پیامبر در آن خانه باشد و بماند.


ترجمه بیت سوم: این کلام کلامی نیست که از دهان هر کسی خارج شود، گوینده‌ای چون عمر را می‌طلبد که بتواند در مقابل اول پهلوان عرب و تک سوار عدنان و نگهبان و پاسدار امت عرب، (علی بن ابی طالب علیه السلام) ایراد کند.


دیوان حافظ ابراهیم، صفحه ۸۲



پی نوشت:

در پاورقی نوشته:

أنشدها فی الحفل الذی أقیم لسماع هذه القصیدة ...

ترجمه: این شعر را در محفل یا جشنی قرائت کرد که به قصد شنیده شدن همین قصیده برپا شده بود، در وزارت معارف


قضاوت با شما

  • خادم المهدی


دفاع غزالی از یزید


باز هم فتاوای نفرت انگیز علمای اهل بدعت


ابو حامد محمد غزالی از بزرگ‌ترین علمای سنی شافعی و صوفی مسلک می‌گوید لعن یزید جایز نیست چون یزید مومن بوده و هرکس این را نپذیرد احمق است !!!


فإنه سئل عمن صرح بلعن یزید : هل یحکم بفسقه أم هل یکون ذلک مرخصاً فیه وهل کان مریداً قتل الحسین، رضی الله عنه، أم کان قصده الدفع وهل یسوغ الترحم علیه أم السکوت عنه أفضل ینعم بإزالة الاشتباه مثاباً، فأجاب: لا یجوز لعن المسلم أصلاً، ومن لعن مسلماً فهو الملعون، وقد قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: «المسلم لیس بلعانٍ» ، وکیف یجوز لعن المسلم ولایجوز لعن البهائم وقد ورد النهی عن ذلک، وحرمة المسلم أعظم من حرمة الکعبة بنص النبی، صلى الله علیه وسلم. ویزید صح إسلامه، وما صح قتله الحسین، رضی الله عنه، ولا أمره لا رضاه بذلک، ومهما لم یصح ذلک منه لا یجوز أن یظن ذلک به فإن إساءة الظن بالمسلم أیضاً حرام، وقد قال تعالى: «اجتنبوا کثیراً من الظن إن بعد الظن»، وقال النبی، صلى الله علیه وسلم: «إن الله حرم من المسلم دمه وماله وعرضه وأن یظن به ظن السوء» ، ومن زعم أن یزید أمر بقتل الحسین، رضی الله عنه، أو رضی به فینبغی أن یعلم به غایة حماقة، فإن من قتل من الأکابر والوزراء والسلاطین فی عصره لو أراد أن یعلم حقیقة من أمر بقتله ومن الذی رضی به ومن الذی کرهه لم یقدر على ذلک، وإن کان قد قتل فی جواره وزمانه وهو یشاهده، فکیف لو کان فی بلد بعید وزمن قدیم قد انقضى، فکیف یعلم ذلک فیما انقضى علیه قریب من أربعمائة سنة فی کان بعید وقد تطرق التعصب فی الواقعة فکثرت فیها الأحادیث من الجوانب فهذا أمرٌ لا تعرف حقیقته أصلاً، وإذا لم یعرف وجب إحسان الظن بکل مسلم یمکن إحسان الظن به، ومع هذا فلو ثبت على مسلم أنه قتل مسلماً فمذهب الحق أنه لیس بکافر، والقتل لیس بکفر بل هو معصیة، وإذا مات القاتل فربما مات بعد التوبة، والکافر  لو تاب من کفره لم تجز لعنته، فکیف من تاب عن قتل وبم یعرف أن قاتل الحسین رضی الله عنه، مات قبل التوبة وهو الذی یقبل التوبة عن عباده، فإذاً لا یجوز لعن أحد ممن مات من المسلمین، ومن لعنه کان فاسقاً عاصیاً لله تعالى، ولو جاز لعنه فسکت لم یکن عاصیاً بالإجماع، بل لو لم یلعن إبلیس طول عمره لا یقال له یوم القیامة: لم لم تلعن إبلیس، ویقال للاعن: لم لعنت ومن أین عرفت أنه مطرود ملعون والملعون وهو المبعد من الله عز وجل، وذلک غیب لا یعرف إلى فیمن مات کافراً فإن ذلک علم بالشرع، وأما الترحم علیه جائز، بل هو مستحب، بل هو داخل فی قولنا فی کل صلاة «اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات» ، فإنه کان مؤمناً والله أعلم؛ کتبه الغزالی.


از غزالی در مورد کسی که به لعن یزید تصریح می‌کند سوال شد که آیا چنین حکمی می‌شود؟ آیا یزید به قتل حسین بن علی راضی شد یا نه؟ آیا ترحم (رحمت فرستادن) بر یزید جایز است یا نه؟ غزالی پاسخ داد: لعن مسلمانان اصلا جایز نیست هر کس مسلمانی را لعن کند خودش ملعون است و حرمت مسلمان بنا بر حدیث پیامبر از حرمت کعبه بالاتر است و و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضای او به قتل حسین (علیه السلام) سوء ظن به مسلمان است و به حکم کتاب و سنت حرام است. هر کس شک در صحت این نسبت کند در غایت حماقت است. اگر سلطانی یا امیری یا وزیری کسی را کشت، به دست آوردن قاتل یا آمر یا قاضی اگرچه آن ها نزدیک باشند مقدور نیست، خصوصا اگر زمان بعید و مکان شاسع باشد و مانند مورد کلام که از زمان یزید و شهادت حسین (علیه السلام) چهارصد سال گذشته است. (یعنی تا زمان غزالی) پس چگونه معلوم می شود که یزید قاتل یا آمر یا راضی بوده؟ مطلب دیگر این که باید به اهل اسلام حسن ظن داشت و اگر فرضا ثابت شد چنانچه اشاعره می‌گویند: «قتل مسلمانان موجب کفر نیست» ممکن است قاتل فرضا یزید باشد ولی اگر توبه کرده و بعد مرده لعن او جایز نیست ، مانند کافر که اگر توبه کند لعن او جایز نیست و معلوم نیست که یزید از قتل حسین بن علی (علیه السلام) توبه نکرده است پس لعن چنین مسلمانی جایز نیست و اگر کسی او را لعن کند معصیت کرده است و اگر لعن او جایز باشد کسی او را لعن نکند گناهکار نیست و اما یزید از کجا معلوم است که او دور از رحمت الهی است و گفتن این که او از رحمت الهی دور است ، ترخص به غیب است مگر درباره ی کسی که به کفر مرده باشد و ترّحم بر یزید جایز است ، بلکه مستحب است و بلکه او داخل در عموم اللهم اغفر للمومنین و المومنات است و یزید مومن بوده !!!.


وفیات الاعیان، تالیف ابن خلکان، جلد ۳، صفحه ۲۸۸-۲۸۹، چاپ دار صادر



این تحلیل مضحک از شخصی به مانند غزالی بعید نیست زیرا برادرش هم شیطان را از اولیا خدا می‌دانست!!! و همان طور که در مطالب قبلی گفتیم به اعتراف تفتازانی عالم بزرگ اهل خلاف، علمای اهل خلاف از لعن یزید جلوگیری می‌کنند تا مبادا آتش لعن به عاملان اصلی عاشورا یعنی غاصبین ولایت برسد.

  • خادم المهدی