دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دشمنی اهل سنت با اهل بیت» ثبت شده است


توهین ابراهیم الجبهان مفتی پلید وهابی به امیر المومنین علیه السلام


این ملعون در یکی از سخیف‌ترین و مشهورترین توهین‌هایش به امیر المومنین علیه السلام می‌نویسد:


لا فرق عندنا بين علي وبين مجتهد من رجال الاسكيمو أو من قبائل الماوماو.


نزد ما فرقی بین علی و بین مجتهدی از مردان اسکیمویی یا از قبایل مائومائو نیست.


تبدید الظلام و تنبیه النیام الی خطر التشیع علی المسلمین و الاسلام، تالیف ابراهیم الجبهان، صفحه ۲۸۹، چاپ رئاسة ادارات البحوث العامیة و الافتاء الدعوة و الارشاد



بر دشمن امیر المومنین علیه السلام لعنت

  • خادم المهدی


عاشورا روز شادی صوفیه و اهل سقیفه


عبد القادر گیلانی (قطب اعظم و سرسلسله فرقه صوفیه قادریه) در باره عزاداری در روز عاشورا باور بنی امیه را ابراز کرده است؛ عبد القادر گیلانی در صدد پاسخ به اشکال شیعیان بر اهل سنت عمری در باره روزه روز عاشورا و سرور این روز می‌نویسد:


فصل : وقد طعن قوم على من صام هذا اليوم العظيم وما ورد فيه من التعظيم وزعموا أنه لا يجوز صيامه لأجل قتل الحسين بن علي رضي الله عنهما فيه ، وقالوا : ينبغي أن تكون المصيبة فيه عامة لجميع الناس لفقده فيه ، وأنتم تتخذونه يوم فرح وسرور ، وتأمرون فيه بالتوسعة على العيال والنفقة الكثيرة والصدقة على الفقراء والضعفاء والمساكين ، وليس هذا من حق الحسين رضي الله عنه على جماعة المسلمين . وهذا القائل خاطئ ومذهبه قبيح فاسد ، لأن الله تعالى اختار لسبط نبيه صلى الله عليه وسلم الشهادة في أشرف الأيام وأعظمها وأجلها وأوقعها [ أرفعها ] عنده ، ليزيده بذلك رفعة في درجاته وكراماته مضافة إلى كرامته ، وبلغه منازل الخلفاء الراشدين الشهداء بالشهادة ، ولو جاز أن نتخذ يوم موته [ يوم ] مصيبة لكان يوم الاثنين أولى بذلك إذ قبض الله تعالى نبيه [ محمدا ] صلى الله عليه وسلم فيه ، وكذلك أبو بكر الصديق [...] قبض فيه ، وهو ما روى هشام ابن عروة عن عائشة [...] قالت : قال أبو بكر [...] : أي يوم توفي النبي صلى الله عليه وسلم فيه ؟ قلت : يوم الاثنين ، قال : إني أرجو أن أموت فيه : فمات [...] فيه ، وفقد رسول الله صلى الله عليه وسلم وفقد أبي بكر [...] أعظم من فقد غيرهما ، وقد اتفق الناس على شرف يوم الاثنين ، وفضيلة صومه وأنه تعرض أعمال العباد فيه ، وفي يوم الخميس ترفع الأعمال [ أعمال العباد ] . [ و ] كذلك يوم عاشوراء لا يتخذ يوم مصيبة ، ولأن يوم عاشوراء إن اتخذ يوم مصيبة ليس بأولى من أن يتخذ يوم فرح وسرور.


«قومی (شیعیان) به روزه گرفتن و بزرگداشت روز عاشورا ایراد گرفته‌اند و گمان کرده‌اند به خاطر قتل امام حسین رضی الله عنه در این روز، روزه گرفتن جایز نیست و گفته‌اند به خاطر شهادت ایشان باید در این روز هر ساله عزاداری کرد و طعنه می‌زنند که شما این روز را روز فرح و شادی قرار می‌دهید و مردم را به برپایی مجالس سرور و پوشیدن لباس نو و خوردن غذاهایی که متناسب عید است دعوت می‌کنید؟ کسی که قائل به این حرف باشد خطا کار است و مذهبش قبیح است زیرا خداوند خواسته است به خاطر قرار دادن شهادت سبط نبی صلوات الله علیه [و آله] و سلم در این روز مبارک بر مقام ایشان بیفزاید و او را به مقام خلفای راشدین شهید برساند!! و اگر قرار بود که روز موت او را روز مصیبت بدانیم همانا روز دوشنبه اولی به این امر بود چه اینکه در این روز خداوند متعال پیامبرش و همچنین ابو بکر را قبض روح نمود و فقدان رسول خدا «صلی الله علیه و آله» و فقدان ابو بکر (؟؟!!!) بزرگ‌تر از فقدان دیگران است در حالی که مردم اتفاق دارند بر شرافت روز دوشنبه چه اینکه روزه در آن مستحب است و اعمال عباد در این روز عرضه می‌شود و همچنین روز عاشورا که به عنوان روز مصیبیت اخذ نمی‌شود و اگر اینگونه باشد اولی از این نیست که روز فرح و سرور باشد چه اینکه عاشق به معشوق خود رسیده است.»


الغنیة لطالبی طريق الحق عز و جل، تالیف عبد القادر الجیلانی، جلد ۲، صفحه ۹۳-۹۴، چاپ دار الکتب العلمیة



این در حالی است که خودش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:


وأخبرنا أبو نصر عن والده بأسناده عن أبي أسامة عن جعفر بن محمد قال: هبط على قبر الحسين بن علي رضى الله عنهما يوم أصيب سبعون ألف ملك يبكون على عليه إلى يوم القيامة.


جعفر بن محمد (امام صادق علیه السلام) فرمود: روز اصیب (عاشورا) هفتاد هزار فرشته بر قبر حسین بن علی (علیهما السلام) هبوط کردند که تا روز قیامت بر قبر ایشان خواهند گریست.


الغنیة لطالبی طريق الحق عز و جل، تالیف عبد القادر الجیلانی، جلد ۲، صفحه ۹۳، چاپ دار الکتب العلمیة



اما داشتن ولایت ابلیس باعث شده او دشمن اهل بیت علیهم السلام شده و در مسیر وارونه صراط حق یعنی مسیر ابلیس قدم بردارد.


چه زیبا در زیارت عاشورا می خوانیم که:


وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ.


و اين روز روزى است که شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسين صلوات اللّه عليه را ...

  • ۰ نظر
  • ۲۸ شهریور ۹۸ ، ۰۱:۰۸
  • خادم المهدی


بی‌ادبی و اعتراض فرقه گمراه صوفیه به امام رضا علیه السلام


ابی سعد منصور بن حسین الآبی جریان اعتراض و دهن‌کجی بزرگان صوفیه نیشابور به ساحت حضرت رضا صلوات الله علیه چنین نقل می‌کند:


ودخل عليه بخراسان قوم من الصوفية ، فقالوا له : إن أمير المؤمنين المأمون نظر فيا ولاه الله من الأمر فرآكم - أهل البيت - أولى الناس بأن تؤموا الناس ، ونظر فیگم - أهل البيت - فراكم أولى الناس بالناس ، فرأى أن يرد هذا الأمر إليك ، والأم تحتاج إلى من يأكل الكثب ويلبس الخشن ، ويركب الحمار ، ويعود المريض . قال : وكان الرضا - رضي الله عنه - كثا فاستوى جالسا ، ثم قال : كان بوس نبيا ينبش أقبية الديباج المزورة بالذهب ، ويجلس على مئات آل فرعون ويحكم ، إنما يراد من الإمام قشطه وعده إذا قال صدق ، وإذا حكم عدل ، وإذا وقد أنجز : إن الله تعالى لم يحترم لبوسا ولا مطعما ، وتلا : « قل من حرم زيئة الله التي أخرج لعباده والطيب من الرزق » .


شماری از صوفیان خراسان نزد امام رضا (علیه السلام) آمدند و گفتند: مأمون، با تأمل در ولایتی که خداوند به او سپرده به این نتیجه رسیده که شما اهل بیت، شایسته‌تر از سایر مردمان در این امر هستید که مردم را امامت کنید، و باز از میان مردمان، شخص شما را از میان اهل بیت برای این امر مقدم و شایسته‌تر نسبت به دیگران دانسته است که حکومت را به شما بسپارد. مردم نیاز به کسی دارند که غذای سخت بخورد، لباس خشن و خشک بپوشد، سوار الاغ شود، و از مریض عیادت کند. امام رضا علیه السلام در حالی که تکیه به متکایی داده بود، از حالت تکیه درآمده، نشست و فرمود: یوسف علیه السلام پیامبر خدا بود، اما قبای ابریشمین که طلا در زینت آن بکار رفته بود می‌پوشید و بر متکاهای آل فرعون تکیه می زد و حکومت می‌کرد. آنچه از امام انتظار می‌رود قسط و عدل است، و این که وقتی سخن می‌گوید راست بگوید، و وقتی حکم می‌کند به عدالت رفتار کند، و وقتی وعده می‌دهد عمل کند. خداوند هیچ خوردنی و پوشیدنی را [جز آنچه صریح قرآن است] تحریم نکرده است. آنگاه این آیه را خواند که: «بگو چه کسی زینت الهی و پاک‌ترین رزق‌ها را که خدا برای بندگانش قرار داده حرام کرده است؟»


نثر الدر فی المحاضرات، تألیف ابی سعد منصور بن حسین الآبی، جلد ۱، صفحه ۳۶۴-۳۶۵، چاپ دار الکتب العلمیة



پی نوشت: این اعتراض نشانگر نوعی از تضاد و مخالفت صوفیان با اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین می.باشد که در مقابل ولی خدا چنین موضع‌گیری می‌کنند.

  • خادم المهدی


امام صادق علیه السلام فقیه‌ترین مردم به اعتراف ابو حنیفه


ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


و قال ابن عقدة: ثنا جعفر بن محمد بن حسين بن حازم حدّثني أبو نجيح إبراهيم بن محمد، سمعت الحسن بن زياد الفقيه، سمعت أبا حنيفة و سئل: من أفقه من رأيت؟ فقال: ما رأيت أحدا أفقه من جعفر، لما أقدمه المنصور الحيرة بعث إليّ فقال: يا أبا حنيفة إن الناس قد فتنوا بجعفر بن محمد، فهيّئ لنا من مسائلك الصّعاب، فهيّأت له أربعين مسألة، ثم بعث إليّ المنصور فأتيته، فدخلت، و جعفر جالس عن يمينه، فلما بصرت بهما دخلني لجعفر من الهيبة ما لم يدخلني للمنصور، ثم التفت إلى جعفر فقال: يا أبا عبد الله، أ تعرف هذا؟ قال: نعم هذا أبو حنيفة، ثم أتبعها: قد أتانا، ثم قال: يا أبا حنيفة هات من مسائلك فاسأل أبا عبد الله، فابتدأت أسأله، فكان يقول في المسألة: أنتم تقولون فيها كذا و كذا، و أهل المدينة يقولون كذا و كذا، و نحن- يريد أهل البيت- نقول كذا و كذا، فربما تابعنا، و ربما تابع أهل المدينة، و ربما خالفنا معا، حتى أتيت على أربعين مسألة، ما أخرم فيها مسألة، ثم يقول أبو حنيفة: أ ليس قد روينا أن أعلم الناس أعلم الناس بالاختلاف.


حسن بن زیاد فقیه گوید: شنیدم که از ابو حنیفه پرسیدند: فقیه‌ترین کسی که دیدی کیست؟ گفت: کسی را فقیه‌تر از جعفر (علیه السلام) ندیدم. وقتی منصور دوانیقی (خلیفه عباسی) او را به حیره آورد؛ کسی را دنبال من فرستاد و گفت: ای ابو حنیفه، مردم فریب جعفر بن محمد را خورده و گمراه شده‌اند؛ پس تعدادی از آن سوالات سختت را آماده کن [تا با آن جعفر بن محمد را رسوا کنیم] من نیز چهل سوال آماده کردم. منصور مرا دوباره احضار کرد. نزد او رفتم و بر او وارد شدم. جعفر بن محمد در طرف راست منصور نشسته بود. وقتی چشمم به آن دو افتاد؛ چنان هیبتی از جعفر بن محمد بر دلم افتاد که از منصور چنان هیبتی ایجاد نشد. منصور رو به جعفر بن محمد نمود و گفت: ای ابا عبد الله، این مرد را می‌شناسی؟ فرمود: آری این ابو حنیفه است. قبلا پیش ما آمده است. منصور گفت: ای ابو حنیفه سوالات خود را از ابا عبد الله بپرس. شروع به پرسیدن کردم. در پاسخ هر مساله می‌فرمود: شما [فقهاء عراق] چنین می گویید و فقهاء مدینة چنین می‌گویند و ما اهل بیت (علیهم السلام) چنین می‌گوییم. گاهی نظر او با ما [اهل عراق] یکی بود و گاهی با اهل مدینه و گاهی با هر دو مخالفت می‌کرد. هر چهل مساله را پرسیدم ولی او از پاسخ هیچ یک باز نماند. سپس ابو حنیفه گفت: مگر نه این که روایت داریم: داناترین مردم کسی است که به مسائل اختلافی داناتر باشد؟        


تاریخ الاسلام، تالیف شمس الدین الذهبی، جلد ۹، صفحه ۸۹-۹۰، دار الکتاب العربی



سوالی از اهل سنت عمری: پس چرا فقیه‌ترین مردم را رها کرده‌اید؟!


پی نوشت: البته ابو حنیفه با وجود اعتراف به فضل آن حضرت یکی از بزرگ‌ترین دشمنان آن حضرت بود و کار ابو حنیفه به جایی رسیده بود که هر پرسشی را از او می‌کردند، کاملا برخلاف سخن امام صادق علیه السلام پاسخ می‌داد. با این که ابو حنيفه هر چه از دین می‌دانست را از جلسات درسی امام صادق علیه السلام فرا گرفته بود، ولی از روی بغض و حسادتی که نسبت به اهل بیت علیهم السلام داشت، هر آنچه را که از ایشان یاد گرفته و يا شنیده بود را بر خلاف آن حضرت فتوا داده بود، و فقط موضوع باز يا بسته بودن چشم را از حضرت نمی‌دانست که آن را هم با فتوای فوق حل نمود! همچنین فتوای مذهب ابو حنيفه در تکفیر روافض يا همان شیعیان که خلفای جور و سنت‌های ایشان را رفض و يا رد نموده‌اند مشهور می‌باشد. در بسياری از کتب علمای حنفی بر اين فتوای تکفیر تأکید گرديده است و از آن به عنوان باور صحیح و مسلم در مذهب ابو حنیفه ياد شده است.


وقال أبو حنيفة إني باريت أقوال جعفر بن محمّد الصادق في جميع الأحكام والمسائل فعملت بعكسه وما فاتني الّا إنّي لا أعلم أنه إذا ركع في صلاه هل يفتح عينيه أو يغمضهما حتّى أعمل بخلافه.


ابو حنیفه روزی به مريدانش گفت: من می‌خواهم بدانم که جعفر بن محمد (عليهما السلام) در سجده چشم‌ها را می‌بندد یا باز می‌گذارد! گفتند چرا؟ گفت: می‌خواهم ببینم اگر جعفر بن محمد (علیهما السلام) چشم‌ها را در سجده می‌بندد، من باز بگذارم، و اگر او چشم‌ها را در سجده باز می‌گذارد، من ببندم. پس حال که نمی‌دانم، وقتی به سجده می‌روید، يک چشم خود را ببندید و چشم دیگر را باز بگذارید، تا در هر صورت، بر خلاف جعفر بن محمد (عليهما السلام) عمل کرده باشید!


زهر الربیع، تألیف سید نعمت الله جزایری رحمه الله، صفحه ۴۸۳، چاپ موسسه العالمیة للتجلید



  • خادم المهدی


سب امیر المومنین علیه السلام توسط مروان ملعون


احمد بن حنبل از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است:


٤٧٨١- حَدثنِي أبي قَالَ حَدثنَا إِسْمَاعِيل قَالَ حَدثنَا بن عون عَن عُمَير بْن إِسْحَاق قَالَ كَانَ مَرْوَان أَمِيرا علينا سِتّ سِنِين فَكَانَ يسب عليا كل جُمُعَة ثمَّ عزل ثمَّ اسْتعْمل سعيد بن الْعَاصِ سنتَيْن فَكَانَ لَا يسبه ثمَّ أُعِيد مَرْوَان فَكَانَ يسبه .


مروان ابن حکم (لعنت الله علیه) شش سال امير مدينه بود، و در هر نماز جمعه به علی (علیه السلام) دشنام می‌دادو سپس عزل شد، اما دوباره مروان امیر شد و شروع به دشنام دادن به ایشان کرد.


محقق کتاب وصی الله عباس، تصریح می‌کند که اسناد روایت صحیح است.


العلل و معرفة الرجال، تالیف احمد بن حنبل، جلد ۳، صفحه ۱۷۶، چاپ دار الخانی


  • ۰ نظر
  • ۱۹ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۳:۰۱
  • خادم المهدی