دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دشمنی اهل سنت با امام حسین» ثبت شده است


عاشورا روز شادی صوفیه و اهل سقیفه


عبد القادر گیلانی (قطب اعظم و سرسلسله فرقه صوفیه قادریه) در باره عزاداری در روز عاشورا باور بنی امیه را ابراز کرده است؛ عبد القادر گیلانی در صدد پاسخ به اشکال شیعیان بر اهل سنت عمری در باره روزه روز عاشورا و سرور این روز می‌نویسد:


فصل : وقد طعن قوم على من صام هذا اليوم العظيم وما ورد فيه من التعظيم وزعموا أنه لا يجوز صيامه لأجل قتل الحسين بن علي رضي الله عنهما فيه ، وقالوا : ينبغي أن تكون المصيبة فيه عامة لجميع الناس لفقده فيه ، وأنتم تتخذونه يوم فرح وسرور ، وتأمرون فيه بالتوسعة على العيال والنفقة الكثيرة والصدقة على الفقراء والضعفاء والمساكين ، وليس هذا من حق الحسين رضي الله عنه على جماعة المسلمين . وهذا القائل خاطئ ومذهبه قبيح فاسد ، لأن الله تعالى اختار لسبط نبيه صلى الله عليه وسلم الشهادة في أشرف الأيام وأعظمها وأجلها وأوقعها [ أرفعها ] عنده ، ليزيده بذلك رفعة في درجاته وكراماته مضافة إلى كرامته ، وبلغه منازل الخلفاء الراشدين الشهداء بالشهادة ، ولو جاز أن نتخذ يوم موته [ يوم ] مصيبة لكان يوم الاثنين أولى بذلك إذ قبض الله تعالى نبيه [ محمدا ] صلى الله عليه وسلم فيه ، وكذلك أبو بكر الصديق [...] قبض فيه ، وهو ما روى هشام ابن عروة عن عائشة [...] قالت : قال أبو بكر [...] : أي يوم توفي النبي صلى الله عليه وسلم فيه ؟ قلت : يوم الاثنين ، قال : إني أرجو أن أموت فيه : فمات [...] فيه ، وفقد رسول الله صلى الله عليه وسلم وفقد أبي بكر [...] أعظم من فقد غيرهما ، وقد اتفق الناس على شرف يوم الاثنين ، وفضيلة صومه وأنه تعرض أعمال العباد فيه ، وفي يوم الخميس ترفع الأعمال [ أعمال العباد ] . [ و ] كذلك يوم عاشوراء لا يتخذ يوم مصيبة ، ولأن يوم عاشوراء إن اتخذ يوم مصيبة ليس بأولى من أن يتخذ يوم فرح وسرور.


«قومی (شیعیان) به روزه گرفتن و بزرگداشت روز عاشورا ایراد گرفته‌اند و گمان کرده‌اند به خاطر قتل امام حسین رضی الله عنه در این روز، روزه گرفتن جایز نیست و گفته‌اند به خاطر شهادت ایشان باید در این روز هر ساله عزاداری کرد و طعنه می‌زنند که شما این روز را روز فرح و شادی قرار می‌دهید و مردم را به برپایی مجالس سرور و پوشیدن لباس نو و خوردن غذاهایی که متناسب عید است دعوت می‌کنید؟ کسی که قائل به این حرف باشد خطا کار است و مذهبش قبیح است زیرا خداوند خواسته است به خاطر قرار دادن شهادت سبط نبی صلوات الله علیه [و آله] و سلم در این روز مبارک بر مقام ایشان بیفزاید و او را به مقام خلفای راشدین شهید برساند!! و اگر قرار بود که روز موت او را روز مصیبت بدانیم همانا روز دوشنبه اولی به این امر بود چه اینکه در این روز خداوند متعال پیامبرش و همچنین ابو بکر را قبض روح نمود و فقدان رسول خدا «صلی الله علیه و آله» و فقدان ابو بکر (؟؟!!!) بزرگ‌تر از فقدان دیگران است در حالی که مردم اتفاق دارند بر شرافت روز دوشنبه چه اینکه روزه در آن مستحب است و اعمال عباد در این روز عرضه می‌شود و همچنین روز عاشورا که به عنوان روز مصیبیت اخذ نمی‌شود و اگر اینگونه باشد اولی از این نیست که روز فرح و سرور باشد چه اینکه عاشق به معشوق خود رسیده است.»


الغنیة لطالبی طريق الحق عز و جل، تالیف عبد القادر الجیلانی، جلد ۲، صفحه ۹۳-۹۴، چاپ دار الکتب العلمیة



این در حالی است که خودش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:


وأخبرنا أبو نصر عن والده بأسناده عن أبي أسامة عن جعفر بن محمد قال: هبط على قبر الحسين بن علي رضى الله عنهما يوم أصيب سبعون ألف ملك يبكون على عليه إلى يوم القيامة.


جعفر بن محمد (امام صادق علیه السلام) فرمود: روز اصیب (عاشورا) هفتاد هزار فرشته بر قبر حسین بن علی (علیهما السلام) هبوط کردند که تا روز قیامت بر قبر ایشان خواهند گریست.


الغنیة لطالبی طريق الحق عز و جل، تالیف عبد القادر الجیلانی، جلد ۲، صفحه ۹۳، چاپ دار الکتب العلمیة



اما داشتن ولایت ابلیس باعث شده او دشمن اهل بیت علیهم السلام شده و در مسیر وارونه صراط حق یعنی مسیر ابلیس قدم بردارد.


چه زیبا در زیارت عاشورا می خوانیم که:


وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ.


و اين روز روزى است که شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسين صلوات اللّه عليه را ...

  • ۰ نظر
  • ۲۸ شهریور ۹۸ ، ۰۱:۰۸
  • خادم المهدی


دفاع غزالی از یزید


باز هم فتاوای نفرت انگیز علمای اهل بدعت


ابو حامد محمد غزالی از بزرگ‌ترین علمای سنی شافعی و صوفی مسلک می‌گوید لعن یزید جایز نیست چون یزید مومن بوده و هرکس این را نپذیرد احمق است !!!


فإنه سئل عمن صرح بلعن يزيد : هل يحكم بفسقه أم هل يكون ذلك مرخصاً فيه وهل كان مريداً قتل الحسين، رضي الله عنه، أم كان قصده الدفع وهل يسوغ الترحم عليه أم السكوت عنه أفضل ينعم بإزالة الاشتباه مثاباً، فأجاب: لا يجوز لعن المسلم أصلاً، ومن لعن مسلماً فهو الملعون، وقد قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «المسلم ليس بلعانٍ» ، وكيف يجوز لعن المسلم ولايجوز لعن البهائم وقد ورد النهي عن ذلك، وحرمة المسلم أعظم من حرمة الكعبة بنص النبي، صلى الله عليه وسلم. ويزيد صح إسلامه، وما صح قتله الحسين، رضي الله عنه، ولا أمره لا رضاه بذلك، ومهما لم يصح ذلك منه لا يجوز أن يظن ذلك به فإن إساءة الظن بالمسلم أيضاً حرام، وقد قال تعالى: «اجتنبوا كثيراً من الظن إن بعد الظن»، وقال النبي، صلى الله عليه وسلم: «إن الله حرم من المسلم دمه وماله وعرضه وأن يظن به ظن السوء» ، ومن زعم أن يزيد أمر بقتل الحسين، رضي الله عنه، أو رضي به فينبغي أن يعلم به غاية حماقة، فإن من قتل من الأكابر والوزراء والسلاطين في عصره لو أراد أن يعلم حقيقة من أمر بقتله ومن الذي رضي به ومن الذي كرهه لم يقدر على ذلك، وإن كان قد قتل في جواره وزمانه وهو يشاهده، فكيف لو كان في بلد بعيد وزمن قديم قد انقضى، فكيف يعلم ذلك فيما انقضى عليه قريب من أربعمائة سنة في كان بعيد وقد تطرق التعصب في الواقعة فكثرت فيها الأحاديث من الجوانب فهذا أمرٌ لا تعرف حقيقته أصلاً، وإذا لم يعرف وجب إحسان الظن بكل مسلم يمكن إحسان الظن به، ومع هذا فلو ثبت على مسلم أنه قتل مسلماً فمذهب الحق أنه ليس بكافر، والقتل ليس بكفر بل هو معصية، وإذا مات القاتل فربما مات بعد التوبة، والكافر  لو تاب من كفره لم تجز لعنته، فكيف من تاب عن قتل وبم يعرف أن قاتل الحسين رضي الله عنه، مات قبل التوبة وهو الذي يقبل التوبة عن عباده، فإذاً لا يجوز لعن أحد ممن مات من المسلمين، ومن لعنه كان فاسقاً عاصياً لله تعالى، ولو جاز لعنه فسكت لم يكن عاصياً بالإجماع، بل لو لم يلعن إبليس طول عمره لا يقال له يوم القيامة: لم لم تلعن إبليس، ويقال للاعن: لم لعنت ومن أين عرفت أنه مطرود ملعون والملعون وهو المبعد من الله عز وجل، وذلك غيب لا يعرف إلى فيمن مات كافراً فإن ذلك علم بالشرع، وأما الترحم عليه جائز، بل هو مستحب، بل هو داخل في قولنا في كل صلاة «اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات» ، فإنه كان مؤمناً والله أعلم؛ كتبه الغزالي.


از غزالی در مورد کسی که به لعن یزید تصریح می‌کند سوال شد که آیا چنین حکمی می‌شود؟ آیا یزید به قتل حسین بن علی راضی شد یا نه؟ آیا ترحم (رحمت فرستادن) بر یزید جایز است یا نه؟ غزالی پاسخ داد: لعن مسلمانان اصلا جایز نیست هر کس مسلمانی را لعن کند خودش ملعون است و حرمت مسلمان بنا بر حدیث پیامبر از حرمت کعبه بالاتر است و و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضای او به قتل حسین (علیه السلام) سوء ظن به مسلمان است و به حکم کتاب و سنت حرام است. هر کس شک در صحت این نسبت کند در غایت حماقت است. اگر سلطانی یا امیری یا وزیری کسی را کشت، به دست آوردن قاتل یا آمر یا قاضی اگرچه آن ها نزدیک باشند مقدور نیست، خصوصا اگر زمان بعید و مکان شاسع باشد و مانند مورد کلام که از زمان یزید و شهادت حسین (علیه السلام) چهارصد سال گذشته است. (یعنی تا زمان غزالی) پس چگونه معلوم می شود که یزید قاتل یا آمر یا راضی بوده؟ مطلب دیگر این که باید به اهل اسلام حسن ظن داشت و اگر فرضا ثابت شد چنانچه اشاعره می‌گویند: «قتل مسلمانان موجب کفر نیست» ممکن است قاتل فرضا یزید باشد ولی اگر توبه کرده و بعد مرده لعن او جایز نیست ، مانند کافر که اگر توبه کند لعن او جایز نیست و معلوم نیست که یزید از قتل حسین بن علی (علیه السلام) توبه نکرده است پس لعن چنین مسلمانی جایز نیست و اگر کسی او را لعن کند معصیت کرده است و اگر لعن او جایز باشد کسی او را لعن نکند گناهکار نیست و اما یزید از کجا معلوم است که او دور از رحمت الهی است و گفتن این که او از رحمت الهی دور است، ترخص به غیب است مگر در باره‌ی کسی که به کفر مرده باشد و ترحم بر یزید جایز است ، بلکه مستحب است و بلکه او داخل در عموم اللهم اغفر للمومنین و المومنات است و یزید مومن بوده !!!.


وفیات الاعیان، تألیف ابن خلکان، جلد ۳، صفحه ۲۸۸-۲۸۹، چاپ دار صادر



این تحلیل مضحک از شخصی به مانند غزالی بعید نیست زیرا برادرش هم شیطان را از اولیا خدا می‌دانست!!! و همان طور که در مطالب قبلی گفتیم به اعتراف تفتازانی عالم بزرگ اهل سنت عمری، علمای اهل سنت عمری از لعن یزید جلوگیری می‌کنند تا مبادا آتش لعن به عاملان اصلی عاشورا یعنی غاصبین ولایت برسد.


اما فاجعه آنجاست كه عده‌ای روشنفكرنمای (به ظاهر شیعه و در اصل ناصبی) احمق‌تر از اين غزالی به دستور و سفارش اربابان خود برای اين مردک مراسم بزرگداشت در تهران و شهرهای دیگر و رايزنی فرهنگی ايران در برلين برگزار می‌كنند و کلی از این ملعون در صدا و سیما و حتی کتب درسی کشور تعریف و تمجید می‌کنند و یک سری عوام عمامه به سر در منبر رسول خدا بی شرمانه غزالی و ابن عربی لعنت الله علیهما را بزرگان عرفان اسلامی معرفی می‌کنند و اتفاقا از عقاید منحوسش هم بسیار تاثیر گرفته‌اند تا جایی که صمدی آملی علیه ما علیه که خود و استادش را شیعه اصیل و منتقدینشان را احمق و گمراه می‌داند ادعا می‌کند شمر و یزید و سایر قاتلین امام حسین علیه السلام زودتر از ما وارد بهشت می‌شوند!!!


پاسخ‌ها و ردیه‌های زیادی بر این فتوای غزالی نوشته شده اما چه خوب مرحوم سنایی غزنوی (شاعری که ابتدا خود سنی متعصب بود اما در اواخر عمر مسبتصر شده شیعه گشته و اشعار برائی می‌سرود) در قطعه شماره هشتاد و پنج دیوان اشعارش این گونه پاسخ این ملعون را داده است که شاید از چند جلد بعضی کتب هم بهتر باشد:


داستان پسر هند مگر نشنیدی؟!

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید


پدر او لب و دندان پیمبر بشکست

مادر او جگر عم پیمبر بمکید


خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت

پسر او سر فرزند پیامبر ببرید


بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم؟

لعنة الله یزیداً و علی حب یزید



و چه خوب‌تر امیر علیشیر نوایی (دانشمند و شاعر شیعی که تقیه می‌کرد) می‌سراید:


ای که گویی بر یزید و آل او (در بعضی نسخه‌ها آن سه کس) لعنت مکن !

ز آن که شاید حق تعالیٰ کرده باشد رحمشان !!


آنچه با آل نبی کردند، گر بخشد خدای

هم ببخشاید ترا گر کرده باشی لعنشان!!



اللهم العن يزيد و اتباعه حتی ترضي اهل بيت النبوة صلوات الله عليهم


  • خادم المهدی


قاتل امام حسین علیه السلام، نزد اهل سنت (سقیفه) ثقه و صادق است!!!


اقدامات عمر بن سعد لعنت الله علیه در روز عاشورا:

۱- وی از فرماندهان لشگر چند هزار نفری یزید (لعنت الله علیه) بود.

۲- آن ملعون در روز عاشورا دستور داد تا سوارانش آب را بر روی امام (علیه السلام) و یارانش ببندند.

۳- به دستور عمر بن سعد ، در چندین نوبت سید الشهداء (علیه السلام) و یارانشان سنگباران شدند.

۴- به دستور عمر بن سعد، ده تن از لشکریانش (لعنت الله علیهما) ، بر پیکر مبارک و نازنین امام حسین (علیه السلام) اسب تاختند.

و ...


اما ببینید در نزد علم رجال اهل سنت (سقیفه) درمورد او می گویند که ثقه و صادق است!


عجلى از علمای بزرگ اهل خلاف می‌نویسد:


۱۳۴۳- عمر بن سعد بن أبی وَقاص مدنِی ثِقَة کَانَ یروی عَن أَبِیه أَحَادِیث وروى النَّاس عَنهُ وَهُوَ الَّذِی قتل الْحُسَیْن.


عمر بن سعد از پدرش روایاتى نقل کرده و دیگران نیز از او نقل کرده‌اند. او تابعى و مورد اعتماد است، او همان کسى است که حسین [علیه السلام] را کشته است.


معرفة الثقات، تألیف ابو الحسن عجلی، جلد ۲، صفحه ۱۶۶ـ۱۶۷



اهل سنت ادعا دارند که محب امام حسین علیه السلام هستند؛ این هم از محبت امام حسین !!!


اَللّٰهُمَّ الْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیٰادٍ وَابْنَ مَرْجٰانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْیانَ وَآلَ زِیادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ

  • خادم المهدی


دفاع جانانه عالم سنی از یزید ملعون و به شهادت رساندن امام حسین علیه السلام


ابن العربی مالکی: حسین با شمشیر جدش کشته شد چون موجب تفرقه بین مسلمانان شده بود!


ابن عربی مالکی لعنت الله علیه از بزرگان اهل خلاف می‌نویسد:


وما خرج إلیه أحد إلا بتأویل، ولا قاتلوه إلا بما سمعوا من جده المهیمن على الرسل، المخبر بفساد الحال، المحذر عن الدخول فی الفتن، وأقواله فی ذلک کثیرة منها: [ما روى مسلم عن زیاد بن علاقة، عن عرفجة بن شریح] قوله صلى الله علیه وسلم: أنها ستکون هنات وهنات فمن أراد أن یفرق أمر هذه الأمة وهی جمیع فاضربوه بالسیف کائنا من کان فما خرج الناس إلا بهذا وأمثاله.


هیچ کس برای جنگ با حسین خارج نشد مگر با تاویل و اجتهاد و با حسین نجنگیدند مگر به خاطر آن چه از جد بزرگوارش (پیامبر) شنیدند، کسی که خبردهنده‌ی از فسادها و بازدارنده‌ی از ورود در فتنه‌ها بود و اقوال او در این زمینه بسیار است. از آن جمله است آنچه مسلم از زیاد بن علاقة از عرفجه بن شریح نقل کرده است که پیامبر فرمود که هر کس اراده کند که امور این جماعت (امت اسلامی) را دچار تفرقه کند در حالی که امت متحد و متفق هستند، او را با شمشیر بزنید هر کس که می‌خواهد باشد و مردم بر حسین خروج نکردند مگر با این قول و امثال آن.


العواصم من القواصم، تالیف ابن العربی المالکی، صفحه ۳۳۸، طبعة مکتبة دار التراث



ملاحظه فرمودید که چگونه این ناصبی ملعون خبیث می‌کوشد به یزید بن معاویه وجهه‌ی مشروع داده و می‌کوشد تا امام حسین علیه السلام را خطاکار جلوه دهد.


ابن العربی مالکی معتقد است که امام حسین علیه السلام با خروجش بر یزید باعث تفرقه‌ی امت اسلامی شد و مردم و لشکریان یزید بر اساس اقوال پیامبر و با اجتهاد و تاویلشان در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و مانع تفرقه‌ی امت شدند!!! و از این جاست که کلام معروف "حسین با شمشیر جدش کشته شد" بیرون آمد و ابن العربی نیز می گوید که مردم بر اساس آن چه از رسول الله (صلی الله علیه و آله) شنیده بودند او را کشتند!!!


چه خوب مرحوم سید عز الدین زنجانی رحمت الله علیه پاسخ این خبیث ملعون را داده است:


خدا دهانت را بشکند، و بر دهان تو و هر منحرف معاند دیگر خاک باد! به کدامین دلیل یزید بوزینه باز ولی امر مسلمین و جانشین خدا روی زمین شد؟! آیا با کشتن سید شباب اهل جنت؟! یا مباح کردن ناموس مهاجرین و انصار مدینه؟! یا با به آتش کشیدن کعبه؟!

  • خادم المهدی


چرا اهل سنت عمری یزید را لعن نمی‌کنند؟ (پاسخ از تفتازانی عالم بزرگ اهل سقیفه)


یزید بن معاویه لعنت الله علیهما یکی از پلیدترین و خبیث ترین شخصیت‌های تاریخ اسلام می‌باشد که هر انسان آزاده‌ای که از وضع این شخص پلید کوچک‌ترین آگاهی‌ای داشته باشد، بغض وی را در دل می‌گیرد اما با این وجود بسیاری از علمای اهل سقیفه از لعن یزید بن معاویه لعنت الله علیهما منع کرده‌اند. ممکن است برخی از علت این منع سوال کنند که پاسخ مناسب را تفتازانی (از علمای بزرگ اهل سقیفه) داده است:


فإن قیل فمن علماء المذهب من لم یجوز اللعن على یزید مع علمهم بأنه یستحق ما یربوا على ذلک ویزید قلنا تحامیا عن أن یرتقی إلى الأعلى فالأعلى کما هو شعار الروافض على ما یروى فی أدعیتهم ویجری فی أندیتهم.


پس اگر گفته شود برخی از علمای ما هستند که لعن یزید را با علم به این که او مستحق بالاتر و بیشتر از آن است جائز ندانسته‌اند، می‌گوییم به این دلیل که لعن یزید به بالا و بالاتر نرسد آن طور که شعار روافض است در آن چه از دعاهایشان روایت می‌شود و آن چه در مجالسشان رخ می‌دهد.


شرح المقاصد فی علم الکلام، تالیف تفتازاتی، جلد ۵، صفحه ۳۱۱، طبعة عالم الکتب



شرح: اهل سقیفه حاضر به لعن یزید نیستند چون اگر یزید زیر سوال برود این سوال پیش می‌آید که این فرد فاسد و بی‌دین را چه کسی خلیفه مسلمین قرار داده؟ می‌گویند: معاویه! پس معاویه با وجود اینکه می‌دانست فرزندش چنین موجود فاسدی است ولی به زور از مردم برای او بیعت گرفت. پس معاویه در جنایات یزید شریک است و معاویه زیر سوال می‌رود. حال چه کسی معاویه با این اوصافی که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب می‌دهند: خلیفه‌ی غاصب دوم عمر بن خطاب.

یک سوال اساسی که اینجا مطرح می‌شود این است که چرا عمر بن خطاب در دوران غصب خلافت همه‌ی استانداران خود را جا به جا کرد و تنها استانداری که نه غاصب دوم و نه سوم او را تغییر ندادند معاویه بن ابی سفیان بود!!!

در واقع ابوبکر و عمر در شهادت امام حسین علیه السلام دست داشته‌اند چون مسیر امامت را عوض کردند و جاده اصلی را کج کردند و آخرش به آنجا رسید که نوه پیامبر صلی الله علیه و آله را با لب تشنه بین دو رودخانه شهید کردند... در نتیجه چون با لعن یزید، عمر بن خطاب زیر سوال می رود جماعت عمریه حاضر به لعن یزید نیستند تا مبادا کار عمر بن خطاب زیر سوال نرود!!!

آری، راز عدم جواز لعن یزید در نزد علمای مخالفین آن است که مبادا این لعن به معاویه و خلفای غاصب ثلاثه لعنت الله علیهم برسد! زیرا خود علمای اهل سقیفه به خوبی می‌دانسته‌اند که معاویه چه نقشی در روی کار آمدن یزید لعنة الله علیه و همچنین خلفای ثلاثه چه نقشی در روی کار آمدن معاویه و مطرح شدنش داشته‌اند.

  • خادم المهدی