دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خطیب خوارزم» ثبت شده است


اعتراف یحیی بن معین عالم و رجال شناس بزرگ به صحیح بودن حدیث مدینة العلم


خطیب بغدادی مورخ و عالم بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


فَأَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بن أحمد بن رزق، أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ مُكْرِمُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُكْرَمٍ القاضي، حدّثنا القاسم بن عبد الرّحمن الأنباريّ، حدّثنا أبو الصّلت الهرويّ، حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنِ الأَعْمَشِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ بَابَهُ» . قَالَ الْقَاسِمُ: سَأَلْتُ يَحْيَى بْنَ مَعِينٍ عَنْ هَذَا الْحَدِيثِ فَقَالَ: هُوَ صَحِيحٌ.


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: من شهر علم هستم و علی دروازه آن است؛ پس هر کس می‌خواهد وارد شهر شود باید از دروازه آن وارد شود.

قاسم بن عبد الرحمن انباری گفت: از یحیی بن معین در مورد این حدیث پرسیدم. گفت: حدیث صحیح است.


تاریخ مدینة السلام، تألیف خطیب بغدادی، جلد ۱۲، صفحه صفحه ۳۱۹-۳۲۰، چاپ دار الغرب الاسلامی



جایگاه یحیی بن معین نزد اهل سنت:


ذهبی در مورد او می‌نویسد:


یحیى بن معین أبو زکریا المری البغدادی الحافظ إمام المحدثین.


الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، تألیف ذهبی، جلد ۲، صفحه ۳۷۶، چاپ دار القبلة للثقافة الاسلامیة 


ابن حجر عسقلانی در مورد او می‌نویسد:


یحیى ابن معین ابن عون الغطفانی مولاهم أبو زکریا البغدادی ثقة حافظ مشهور إمام الجرح والتعدیل من العاشرة مات سنة ثلاث وثلاثین بالمدینة النبویة وله بضع وسبعون سنة ع.


تقریب التهذیب، تألیف ابن حجر عسقلانی، صفحه ۵۹۷، چاپ دار الرشید


و در جای دیگر می‌نویسد:


ما کان فی أصحابنا أعلم بالإسناد من یحیى بن معین.

 

در بین اصحاب ما، هیچکس عالم‌تر از یحیی بن معین به اسناد نبود.


تهذیب التهذیب، تألیف ابن حجر عسقلانی، جلد ۱۱، صفحه ۲۸۳، چاپ مطبعة دائرة المعارف النظامیة

  • ۰ نظر
  • ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۰۴:۲۹
  • خادم المهدی


دلیل نامیده شدن حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به فاطمه


موفق بن احمد خوارزمی عالم بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است:


۲- و باسنادی، عن أحمد بن الحسین الحافظ، أخبرنا أبو القاسم الحسن بن محمّد بن حبیب بن المعزاء، أخبرنا أبو بکر محمّد ابن عبد اللّه، أخبرنا أبو القاسم عبد اللّه بن أحمد بن عامر الطائی-فی البصرة-، قال: حدّثنی أبی قال: حدّثنی علیّ بن موسى، حدّثنی موسى بن جعفر، حدّثنی أبی جعفر بن محمّد، حدثنی أبی محمّد بن علی، حدّثنی أبی علی بن الحسین، حدّثنی أبی الحسین بن علیّ، حدّثنی أبی علیّ بن أبی طالب علیهم السّلام قال: «قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: إنّما سمیت ابنتی-فاطمة-لأن اللّه عزّ و جلّ فطمها و فطم من أحبّها من النار» ، و قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله «إنّ اللّه عزّ و جلّ یغضب لغضب فاطمة، و یرضى لرضاها».


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: دخترم به این دلیل فاطمه نامیده شده است که خداوند عز و جل او و دوستدارانش را از آتش دوزخ به دور داشته است.

هم چنین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: همانا خداوند عز و جل با غضب حضرت فاطمه غضبناک و با رضایت او رضایتمند می‌شود.


مقتل الحسین، تالیف خوارزمی، جلد ۱، صفحه ۹۰



السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده


بر قاتلین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها لعنت

  • خادم المهدی


ابو بکر و عمر قاتلان اصلی امام حسین علیه السلام ه اعتراف خوارزمی عالم اهل سنت عمری


حادثه عاشورا و شهادت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) مصائب، اسارت‌ها و جنایات خونباری که در صحرای کربلا و سپس کوفه و شام انجام شد اینگونه نیست که تنها یک فاجعه نوظهور و به دست افرادی معین و در زمانی خاص صورت گرفته باشد، بلکه این جنایت عظیم تاریخ بشریت از زمان انحراف مسیر امامت و ولایت، پس از شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و به دست عاملین سقیفه شوم بنی ساعده آغاز و صورت گرفت. با تحقیق و جستجو در تاریخ و با توجه به روایات و زیارات صادره از ائمه معصومین (علیهم السلام) نشان می‌دهد که عامل اصلی شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و جنایات عظیم آن، در حقیقت به شورای شوم سقیفه بنی ساعده و عاملین آن یعنی ابوبکر و عمر باز می‌گردد و آن دو بودند که این خیانت‌های بی‌شرمانه را برای پدید آورندگان صحنه کربلا، یزید و یزیدیان، طرح و برنامه ریزی کردند.


به بیان دیگر؛ در واقع سنگ زیرین این جنایات به دست آن دو بنا نهاده شد، چرا که معاویه و فرزند ناپاکش یزید در ابتدا هیچ جایگاهی در بین مسلمین نداشتند و این عمر و ابوبکر بودند که در عهد خلافت غاصبانه‌شان حکومت شام را به معاویه سپردند و او را برای روی کار آمدن و تصاحب خلافت آماده ساختند و از همین جا بود که پایه‌های حکومت و خلافت امویان بنا نهاده شد.


خوارزمی یکی از علمای اهل خلاف در کتاب مقتل الحسین (علیه السلام) خود چنین اعتراف می کند:


فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ وَ قَدْ ضَعُفَ عَنْ الْقِتَالِ فَبَیْنَا هُوَ وَاقِفٌ إِذْ أَتَاهُ حَجَرٍ فَوَقَعَ عَلَى جَبْهَتِهِ فَسَأَلْتُ الدِّمَاءَ مِنْ جَبْهَتِهِ فَأَخَذَ الثَّوْبِ لیسمح عَنْ جَبْهَتِهِ فَأَتَاهُ سَهْمٌ مُحَدَّدٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ فِی قَلْبِهِ فَقَالَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّهِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِی إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ رَجُلًا لَیْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِیٍّ غَیْرُهُ ثُمَّ أَخَذَ السَّهْمَ وَ أَخْرَجَهُ مِنَ وَرَاءِ ظَهْرِهِ فَانْبَعَثَ الدَّمِ کَالْمِیزَابِ فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ فَلَمَّا امْتَلَأَتْ دَمًا رَمَى بِهِ بِهَا إِلَى السَّمَاءِ فَمَا رَجَعَ مِنْ ذَلِکَ قَطْرَهً وَ مَا عَرَفْتَ الْحُمْرَهُ فِی السَّمَاءِ حَتَّى رَمَى الْحُسَیْنِ بِدَمِهِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ ثَانِیًا فَلَمَّا امْتَلَأَتْ لَطَخَ بِهَا رَأْسُهُ وَ لِحْیَتِهِ وَ قَالَ هَکَذَا وَ اللَّهِ أَکُونَ حَتَّى أَلْقَى جَدِّی مُحَمَّداً وَ أَنَا مَخْضُوبٌ بِدَمِی وَ أَقُولُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَتَلَنِی فُلَانٌ وَ فُلَان.


چون بر بدن مبارک امام حسین علیه السلام هفتاد و دو زخم وارد شد ایستادند تا اندکى استراحت کنند، ضعف بر بدنشان غالب شده بود، به طوری که دیگر توان جنگ را نداشت، در این هنگام ناگاه سنگى آمد و بر پیشانیش خورد و خون جاری شد، پس پیراهنش را بالا گرفت تا خون را از پیشانیش پاک کند که ناگاه تیر تیز سه شعبه و مسمومى آمد و بر قلب حضرت نشست. امام حسین علیه السلام گفت: بسم اللّه و باللّه و على مله رسول اللّه. آنگاه سر به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: خداى من! تو مى‌دانى که اینان کسى را مى‌کشند که روى زمین فرزند پیامبرى جز او نیست. امام تیر را از پشت سر بیرون آورد و خون مانند ناودان جارى شد. دستش را زیر محل زخم گرفت و چون پر از خون شد به آسمان پاشیدند. که قطره ای از این خون به زمین بازنگشت و پیش از آن سرخى در آسمان دیده نشده بود. دو مرتبه دسته مبارک را زیر زخم گرفت و چون از خون پر شد به صورت و محاسنش مالید و فرمود: این‌گونه به خون خضاب خواهم بود تا جدّم محمد صلی الله علیه و آله را دیدار کنم و بگویم اى رسول خدا! فلانى و فلانى (ابو بکر و عمر) مرا کشتند.


مقتل الحسین، خوارزمی، جلد ۲، صفحه ۳۹


  • خادم المهدی