دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۱۹:۰۰ - Siamak Bagheri
    :)


نزول آیه اکمال بعد از قضیه غدیرخم و بیعت عمر با امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری)


خداوند در آیه سوم سوره مائده می‌فرماید: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَرَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا.» (امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم‏.) روایاتی در منابع اهل تسنن با سند صحیح وجود دارد و نشان می‌دهد که این آیه بعد از اتمام خطبه غدیرخم نازل شده است چنانچه خطیب بغدادی از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است:


أنبأنا عبد الله بن علی بن محمد بن بشران أنبأنا علی بن عمر الحافظ حدثنا أبو نصر حبشون بن موسى بن أیوب الخلال حدثنا علی بن سعید الرملی حدثنا ضمرة بن ربیعة القرشی عن بن شوذب عن مطر الوراق عن شهر بن حوشب عن أبی هریرة قال : من صام یوم ثمان عشرة من ذی الحجة کتب له صیام ستین شهرا وهو یوم غدیر خم لما أخذ النبی صلى الله علیه وسلم بید علی بن أبی طالب فقال ألست ولی المؤمنین قالوا بلى یا رسول الله قال من کنت مولاه فعلی مولاه . فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم فأنزل الله الیوم أکملت لکم دینکم .


از ابو هریره نقل شده است که گفت: کسی که روز هجدهم ذی الحجه را روزه بگیرد ثواب روزه شصت ماه برای وی نوشته می‌شود، این روز، روز غدیر خم است، روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله دست علی را گرفت و فرمود: آیا من رهبر مومنان نیستم؟ گفتند: چرا ای رسول خدا. فرمود: پس هر کس من مولای او هستم علی مولای او است. عمر گفت: تبریک، تبریک ای پسر ابو طالب، تو اکنون مولای من و مولای هر مسلمانی. سپس این آیه نازل شد: امروز دین شما را کامل کردم.


تاریخ مدینة السلام، تألیف خطیب بغدادی، جلد ۹، صفحه ۲۲۲، چاپ دار الغرب الاسلامی



بررسی سند روایت:


عبد الله بن علی بن محمد بن بشران:


وی استاد خطیب بغدادی و ثقه است؛ چنانچه او در باره او گفته است:


کتبت عنه وکان سماعه صحیحاً.


از عبد الله بن علی بن محمد بن بشران روایاتی را نوشته‌ام و شنیده‌های او صحیح بود.


تاریخ مدینة السلام، تألیف خطیب بغدادی، جلد ۱۱، صفحه ۱۸۵، چاپ دار الغرب الاسلامی


علی بن عمر الحافظ:


علی بن عمر ، همان دار قطنی معروف و صاحب سنن است که در وثاقت او تردیدی نیست؛ چنانچه ذهبی در باره او می‌نویسد:


قال أبو بکر الخطیب کان الدارقطنی فرید عصره وقریع دهره ونسیج وحده وامام وقته انتهى الیه علو الاثر والمعرفة بعلل الحدیث واسماء الرجال مع الصدق والثقة وصحة الإعتقاد والاضطلاع من علوم سوى الحدیث منها القراءات .


دار قطنی یگانه روزگار و پهلوان میدان بود و مانندی نداشت. او پیشوای زمانش بود، دانش و معرفت اسباب شناسائی حدیث و شناخت نام‌های راویان به او ختم می‌شد، راستگو و مورد اعتماد و دارای اعتقادی صحیح بود و در دیگر علوم غیر از حدیث مانند دانش قراءآت نیز قوی بود.


سیر أعلام النبلاء، تألیف ذهبی، جلد ۱۶، صفحه ۴۵۲، چاپ موسسه الرسالة


أبو نصر حبشون بن موسى بن أیوب الخلال:


خطیب بغدادی در باره او می‌نویسد:


وکان ثقة یسکن باب البصرة .


حبشون مورد اعتماد بود و در باب البصره سکونت داشت.


تاریخ مدینة السلام، تألیف خطیب بغدادی، جلد ۹، صفحه ۲۲۲، چاپ دار الغرب الاسلامی


و بعد از نقل روایت إکمال نیز روایت دیگری را نقل کرده و می‌گوید :


الأزهری أنبأنا علی بن عمر الحافظ قال حبشون بن موسى بن أیوب الخلال صدوق ...


تاریخ مدینة السلام، تألیف خطیب بغدادی، جلد ۹، صفحه ۲۲۳، چاپ دار الغرب الاسلامی


علی بن سعید الرملی:


ذهبی در مورد او می‌نویسد:


٥٨٣٩ [٥٨٥٧] علی بن أبی حملة شیخ ضمرة بن ربیعة ما علمت به بأسا ولا رأیت أحدا الآن تکلم فیه وهو صالح الأمر ولم یخرج له أحد من أصحاب الکتب الستة مع ثقته .


علی بن ابی حمله بزرگ قبیله ضمره است، من در او ایرادی نمی‌بینم وکسی را هم ندیده‌ام که در باره او سخنی گفته باشد، او کارهایش خوب بود ولی با این که ثقه است صاحبان کتب سته از وی روایت نقل نکرده‌اند.


میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تألیف ذهبی، جلد ۵، صفحه ۱۵۳-۱۵۴، چاپ دار الکتب العلمیة


ابن حجر عسقلانی در مورد او می‌نویسد:


وإذا کان ثقة ولم یتکلم فیه أحد فکیف نذکره فی الضعفاء


علی بن سعید رملی ثقه است و کسی در باره وی سخنی نگفته است، پس چرا باید نام وی را در ردیف افراد ضعیف بیاوریم؟


لسان المیزان، تألیف ابن حجر عسقلانی، جلد ۴، صفحه ۲۲۷، چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات - بیروت


ضمرة بن ربیعة القرشی:


احمد بن حنبل در مورد او می‌نویسد:


من الثقات المأمونین رجل صالح صالح الحدیث لم یکن بالشام رجل یشبهه


از افراد مورد وثوق و اعتماد ضمره بن ربیعه قرشی است و وی انسانی صالح و حدیثش هم خوب است که در شام مانند او نبود.


العلل ومعرفة الرجال، تألیف احمد بن حنبل، جلد ۲، صفحه ۳۶۶، چاپ المکتب الاسلامی، دار الخانی - بیروت


عبد الله بن شوذب:


ابن حجر عسقلانی در مورد او می‌نویسد:


عبد الله بن شوذب الخراسانی أبو عبد الرحمن سکن البصرة ثم الشام صدوق عابد من السابعة .


عبد الله بن شوذب خراسانی ساکن بصره بود سپس به شام رفت، انسانی راستگو و اهل عبادت و از طبقه هفتم از محدثین است.


تقریب التهذیب، تألیف ابن حجر عسقلانی، جلد ۱، صفحه ۳۳۸۶، رقم ۳۳۸۷، چاپ دار الرشید - سوریا


مطر الوراق:


مطر الوراق . الإمام الزاهد الصادق أبو رجاء بن طهمان الخراسانی نزیل البصرة مولى علباء بن أحمر الیشکری کان من العلماء العاملین وکان یکتب المصاحف ویتقن ذلک.


مطر الوراق پیشوای زاهد راستگو، اصل او خراسانی است و ساکن بصره شد، وی از دانشمندان شایسته و از نویسندگان قرآن بود که به درستی آن را انجام می داد.


سیر اعلام النبلاء، تألیف ذهبی، جلد ۵، صفحه ۴۵۲، چاپ موسسه الرسالة


فمطر من رجال مسلم حسن الحدیث .

مسلم در کتاب صحیحش از او نقل روایت دارد و از رجال این کتاب است، و روایاتش نیکو است.


میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تألیف ذهبی، جلد ۶، صفحه ۴۴۵، چاپ دار الکتب العلمیة


شهر بن حوشب:


شهر بن حوشب از روات صحیح مسلم است و در وثاقت وی تردید نیست؛ چنانچه ذهبی در کتاب تاریخ الاسلام در باره او می‌نویسد:


قال حرب الکرمانی : قلت لأحمد بن حنبل : شهر بن حوشب ، فوثقه وقال : ما أحسن حدیثه . وقال حنبل : سمعت أبا عبد الله یقول : شهر لیس به بأس . قال الترمذی : قال محمد یعنی البخاری : شهر حسن الحدیث ، وقوى أمره .


شهر بن حوشب مشکلی ندارد و حدیثش نیکو وکارش استوار بود.


تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تألیف ذهبی، جلد ۲، صفحه ۱۱۱۴، چاپ دار الغرب الاسلامی


ترمذی در سنن خود بعد از نقل روایتی که در سند آن شهر بن حوشب وجود دارد، می‌نویسد:


وَسَأَلْتُ مُحَمَّدَ بن إسماعیل عن شَهْرِ بن حَوْشَبٍ فَوَثَّقَهُ وقال إنما یَتَکَلَّمُ فیه بن عَوْنٍ ثُمَّ رَوَى بن عَوْنٍ عن هِلَالِ بن أبی زَیْنَبَ عن شَهْرِ بن حَوْشَبٍ قال أبو عِیسَى هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ .


بخاری شهر بن حوشب را توثیق کرد و روایت وی را حسن و صحیح دانسته است.


سنن الترمذی، جلد ۴، صفحه ۴۳۴، چاپ دار احیاء التراث العربی - بیروت


عجلی در معرفة‌ الثقات در مورد او می‌نویسد:


شهر بن حوشب شامی تابعی ثقة .


شهر بن حوشب اهل شام و از تابعان و ثقه بود.


معرفة الثقات من رجال هل العلم و الحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و اخبارهم، جلد ۱، صفحه ۴۶۱، رقم ۷۴۱، چاپ مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة


نتیجه:


۱- سند روایت صحیح و روات آن همگی از ثقات هستند و ثابت می‌کند که روز غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت پروردگار بوده است.


۲- قرینه‌ای که ثابت می‌کند مراد رسول خدا صلی الله علیه و آله از جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» ولایت و امامت آن حضرت بوده،‌ نزول آیه اکمال است که خداوند می‌فرماید: امروز دینتان را کامل کردم.


۳- نزول این آیه، بعد از خطبه غدیر، دلیل واضحی است بر این که مراد رسول خدا صلی الله علیه و آله اثبات ولایت و امامت امیر المومنین علیه السلام بعد از خودش بوده است؛ زیرا چیزی در خطبه غدیر دیده نمی‌شود که صلاحیت اکمال دین و اتمام نعمت را داشته باشد؛ جز ولایت امیر المومنین علیه السلام.


یک سوال هم از اهل سنت عمری: خودتان بیایید و وجدان خود را برای خودتان قاضی قرار دهید؛ آیا اعلام محبت و دوستی امیر المومنین علیه السلام می‌تواند اکمال دین و اتمام نعمت پروردگار لقب بگیرد؟ آیا برای دوستی بیعت می‌کنند؟!

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی