دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۱۹:۰۰ - Siamak Bagheri
    :)

۱۱۲ مطلب با موضوع «مطاعن دشمنان اهل بیت» ثبت شده است


اعتراف تلخ غزالی عالم بزرگ اهل سنت عمری و ناصبی به غصب خلافت توسط عمر بن خطاب


غزالی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در باره تبریک و تهنیت عمر بن صحاک و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نويسد:


واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.


از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) اين گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابو الحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.» اين سخن عمر حكایت از تسليم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغيير داد و با لشکرکشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصادیق اين سخن شد: «فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا». پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‌‏اى كردند...


سر العالمين و كشف ما فی الدارين، تألیف غزالی، صفحه ۲۳



مجوعة رسائل الغزالی، سر العالمین، صفحه ۴۸۳



جایگاه غزالی نزد اهل سنت عمری:


ذهبی در مورد او می‌نويسد:


الغزالي الشيخ الإمام البحر حجة الإسلام أعجوبة الزمان زين الدين أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن أحمد الطوسي الشافعي الغزالي صاحب التصانيف والذكاء المفرط ... ثم بعد سنوات سار إلي وطنه لازما لسننه حافظا لوقته مكبا علي العلم.


غزالی استاد، امام و دریای علم، نشانه اسلام، اعجوبه زمان، صاحب کتاب‌ها و انسانی با هوش فراوان و زیرک بود. پس از سال‌ها به زادگاهش بازگشت و به استفاده از وقت، فرصت و علم و دانش روزگار را سپری کرد.


سیر اعلام النبلاء، تألیف ذهبی، جلد ۱۹، صفحه ۳۲۲


و در جای دیگر از همین کتاب پس از ذکر حديث نبوی او را یکی از احیاگران دین می‌داند و می‌نویسد:


وقال الحاكم سمعت حسان بن محمد يقول كنا في مجلس ابن سريج سنة ثلاث وثلاث مئة فقام إليه شيخ من أهل العلم فقال أبشر أيها القاضي فإن الله يبعث علي رأس كل مئة سنة من يجدد يعني للأمة أمر دينها وإن الله تعالي بعث علي رأس المئة عمر بن عبدالعزيز وبعث علي رأس المئتين محمد بن إدريس الشافعي ...

قلت وقد كان علي رأس الأربع مئة الشيخ أبو حامد الاسفراييني وعلي رأس الخمس مئة أبو حامد الغزالي وعلي رأس الست مئة الحافظ عبد الغني ...


حاکم می‌گوید: از حسان بن محمد شنیدم که می‌گفت: در سال ۳۰۳ هجری قمری در مجلس ابن سریج بودم، پیرمردی دانشمند بر خواست و گفت: بشارت ای قاضی ! خداوند در هر صد سال کسی را می‌فرستد که احیاگر دین است، عمر بن عبد العزیز اولین است و در صد سال دوم محمد بن ادريس شافعی است. من (ذهبی) می‌گویم در صد سال چهارم ابو حامد اسفرایینی است و در صد سال پنجم غزالی و در صد سال ششم حافظ عبد الغنی است، و...


سیر اعلام النبلاء، تألیف ذهبی، جلد ۱۳، صفحه ۲۰۲


  • خادم المهدی


عاقبت منکر غدیر و نفرین امیر المومنین علیه السلام بر او (به روایت اهل سنت عمری)


عبد الحمید بن هبة الله بن ابی الحدید از علمای اهل سنت عمری می‌نویسد:


و ذكر جماعة من شيوخنا البغداديين أن عدة من الصحابة و التابعين و المحدثين كانوا منحرفين عن علي ع قائلين فيه السوء و منهم من كتم مناقبه و أعان أعداءه ميلا مع الدنيا و إيثارا للعاجلة فمنهم أنس بن مالك. ناشد علي ع الناس في رحبة القصر أو قال رحبة الجامع بالكوفة أيكم سمع رسول الله ص يقول من كنت مولاه فعلي مولاه فقام اثنا عشر رجلا فشهدوا بها و أنس بن مالك في القوم لم يقم فقال له يا أنس ما يمنعك أن تقوم فتشهد و لقد حضرتها فقال يا أمير المؤمنين كبرت و نسيت فقال اللهم إن كان كاذبا فارمه بها بيضاء لا تواريها العمامة قال طلحة بن عمير فو الله لقد رأيت الوضح به بعد ذلك أبيض بين عينيه. و روى عثمان بن مطرف أن رجلا سأل أنس بن مالك في آخر عمره عن علي بن أبي طالب فقال إني آليت ألا أكتم حديثا سئلت عنه في علي بعد ذاك رأس المتقين يوم القيامة سمعته و الله من نبيكم.


برخی از مشایخ بغدادی ما ذکر کرده‌اند که عده‌ای از صحابه و تابعین و محدثان راهشان از امیر المومنین علی (علیه السلام) جدا بود و به ایشان نظر بد داشتند و بعضی از آن‌ها مناقب ایشان را پنهان می‌کردند و به خاطر عشقشان به دنیا و ترجیح آن، دشمنیشان را اعلان می‌کردند که یکی از ایشان انس بن مالک بود. روزی امام علی (علیه السلام) در رحبه فرمود: چه کسانی شنیده‌اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه؟ دوازده نفر برخاستند و شهادت دادند ولی انس بن مالک برنخاست. امیر المومنین به او گفت: چه چیز مانع شد که برخیزی و شهادت دهی در حالی که در آن واقعه حاضر بودی؟ أنس گفت: ای امیر المومنین پیر شدم و فراموش کردم. امیر المومنین فرمود: خدایا اگر دروغ می‌گوید او را به پیسی دچار کن که عمامه‌اش هم نتواند آن را بپوشاند! و طلحه بن عمیر می‌گوید: به خدا سوگند من به وضوح دیدم که بعد از آن بین دو چشمش سفید شد! عثمان بن مطرف روایت کرده است که فردی در آخر عمر أنس بن مالک از وی در باره امیر المومنین (علیه السلام) پرسید، أنس گفت: من عهد کردم که پس از روز رحبه، اگر کسی درباره علی (علیه السلام) از من پرسید چیزی را کتمان نکنم. به خدا سوگند از پیامبر شما شنیدم که می‌گفت: علی (علیه السلام) در روز قیامت رأس پرهیزگاران است.


شرح نهج البلاغة، تألیف ابن ابی الحدید، جلد ۴، صفحه ۷۴


  • ۰ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۰
  • خادم المهدی


عاقبت دشمن امیر المومنین علیه السلام


ابو شجاع دیلمی، عالم بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:


٥٥٧٩ - من مات وفی قلبه بغض علی بن ابی طالب فلیمت یهودیاً ونصرانیاً.


هر کس بمیرد و در قلبش کینه علی‏ بن ابی طالب (علیهما السلام) باشد یهودی یا نصرانی مرده است.


الفردوس بمأثور الخطاب، تألیف ابو شجاع دیلمی، جلد ۳، صفحه ۵۰۸



جایگاه ابو شجاع دیلمی نزد اهل سنت عمری: «کان اماماً، حافظاً، سمع الکثیر، ورحل البلاد، وحدّث، وکان من أوعیة العلم.» (النجوم الزاهرة، جلد ۵، صفحه ۲۱۱)

  • ۰ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۰
  • خادم المهدی


احمد بن حنبل: با معنای حدیث غدیر کاری نداشته باشید !!!


حدیث شریف غدیر به کابوسی برای اهل سنت عمری تبدیل شده و به تنهایی می‌تواند پایه‌های مذهب باطل اهل سقیفه را فرو بریزد و حقانیت مکتب اهل بیت علیهم السلام را ثابت کند؛ و چون بلاشک متفق علیه و اسناد آن فوق تواتر است اهل سنت عمری نمی‌توانند آن را منکر شوند.


احمد بن حنبل از ائمه چهارگانه اهل سنت عمری نمی‌تواند حدیث را منکر شود اما از معنای آن وحشت دارد و مریدانش را وادار می‌کند که با معنای آن کاری نداشته باشند !!!


ابی بکر الخلال عالم بزرگ اهل سنت عمری نقل کرده است:


وأخبرنی زکریا بن یحیى أن أبا طالب حدثهم أنه سأل أبا عبد الله عن قول النبی لعلی من کنت مولاه فعلی مولاه ما وجهه قال  لا تکلم فی هذا دع الحدیث کما جاء.


از احمد بن حنبل سوال شد که پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: من کنت مولاه فعلی مولاه، چرا چنین فرمودند؟ احمد بن حنبل گفت: حرف نزن، روایت را نقل کن و با معنایش کاری نداشته باش.


دکتر عطیة الزهرانی محقق کتاب تصریح می‌کند که سند روایت صحیح است.


السنة، تألیف ابی بکر الخلال، جلد ۲، صفحه ۳۴۶-۳۴۷، چاپ دار الرایة



سوال از اهل سنت عمری: به راستی اگر مولا به معنای دوست بود، احمد بن حنبل از چه می‌ترسید که سفارش می‌کرد با معنای حدیث غدیر کاری نداشته باشید؟

  • ۰ نظر
  • ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۲
  • خادم المهدی


نظر امیر المومنین علیه السلام در مورد قتل عثمان


حدیثی از حضرت امیر المومنین علیه السلام است که هم شیعه و هم اهل سنت عمری آن را فراوان نقل کرده‌اند:


وروی فیه من طرق ، عن علی أنه قال : من کان سائلا عن دم عثمان فانّ الله قتله وأنا معه.


در طرق مختلف از امیر المومنین علیه السلام روایت شده است که فرمودند: هر کس از خون عثمان می‌پرسد پس بداند که عثمان را خدا کشت و من نیز با خداوند هستم.


تعدادی از مصادر شیعی:


تقریب المعارف، تالیف شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۹۴



الشافی فی الامامة، تالیف سید مرتضی علم الهدی، جلد ۴، صفحه ۳۰۸



تعدادی از مصادر اهل سنت عمری:


تاریخ المدینة المنورة، تألیف عمر بن شبه النمیری البصری، جلد ۴، صفحه ۱۲۵۹



المصنف، تألیف ابن ابی شیبة الکوفی، جلد ۷، صفحه ۵۱۸



کنز العمال، تالیف متقی الهندی، جلد ۱۳، صفحه ۹۷



و مصادر دیگر که جدا زیادند و برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب به همین‌ها بسنده می‌کنیم.


کلام مولا یعنی: عثمان به امر خدای تعالی کشته شده و خداوند راضی به قتل او بوده پس حکم من هم موافق با خدای تعالی است؛ چون حق تعالی به قتل او راضی بوده پس منم به قتل او راضی هستم و چون خدای تعالی او را واجب القتل می‌دانست، من نیز او را واجب القتل می‌دانم.






  • ۰ نظر
  • ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۳
  • خادم المهدی