دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۱۵۴ مطلب با موضوع «مطاعن دشمنان اهل بیت» ثبت شده است


لواط ولید بن عبد الملک خلیفه غاصب اموی با برادرش!!!


به گزارش ابن کثیر دمشقی از علما و مورخین بزرگ اهل سنت عمری، وقتی سلیمان برادر ولید بن عبد الملک اموی جنازه او را دید گفت:


أشهد أنک کنت شروبا للخمر ماجنا فاسقا ولقد أرادنی على نفسی هذا الفاسق وأنا أخوه، لم یأنف من ذلک.


شهادت می‌دهم که تو بسیار شراب می‌خوردی و در پلیدی غوطه‌ور بودی؛ و این بدکار می‌خواست که با من عمل ناپسند انجام دهد با اینکه من برادر او هستم و از این کار هیچ بدش نمی‌آمد.


البدایة و النهایة، تالیف ابن کثیر دمشقی، جلد ۱۰، صفحه ۱۱، چاپ منشورات مکتبة المعارف بیروت



چنین حرامیان حق اهل بیت علیهم السلام را غصب کردند...


پی نوشت:


قال الصّادق علیه السلام: إنّ حقّاً ابتزّه منّا معادن الأُبَن.


امام صادق علیه السلام فرمودند: برای ما حقی است که غصب شد توسط کسانی که معادن ابنه (لواط) بودند!!!


زهر الربیع، تالیف مرحوم سید نعمت الله جزایری، صفحه ۲۲۵، چاپ موسسه العالمیة للتجلید



امام حسن عسکری علیه السلام در قنوت خود می‌فرمودند:


ابتز أمورنا معادن الأبن.


امر (خلافت) ما را کسانی به سرقت بردند که معادن ابنه (لواط) بودند.


مصباح المتهجد، تالیف مرحوم شیخ طوسی، صفحه ۱۵۷، چاپ موسسه فقه الشیعة




  • خادم المهدی


جعل حدیث برای ابی بکر توسط عبد الرزاق کاشانی صوفی


عبد الرزاق کاشانی از بزرگان دجال‌صفت صوفیه می‌نویسد:


قال عليه السلام: «أنا وأبو بكر كفرسي رهان، فلو سبقني لآمنت به، ولكن سبقته فآمن بي».


او (رسول خدا صلی الله علیه و آله) گفت: من و ابی بکر مانند دو اسبیم که بکر و دوانند، اگر او پیشی می‌گرفت من به او ایمان می‌آوردم، ولیکن من پیشی گرفتم؛ پس او به من ایمان آورد!!!


معجم اصطلاحات الصوفیة، تالیف عبد الرزاق کاشانی، صفحه ۱۵۷، چاپ دار المنار



این در حالیست که این حدیث جعلی در هیچ یک از منابع اهل سنت عمری و حتی خوارج وجود ندارد و از جعلیات ذهن شیطانی این صوفی دجال است.

  • خادم المهدی


ابن عربی ناصبی می‌گوید که خدا با صدای ابی بکر صلوات می‌فرستد!!!


ابن عربی اندلسی از بزرگان و بت‌های صوفیه و عرفان کذایی است که جایگاه بزرگی نزد آنان دارد و به شدت تحت تأثیر او هستند. عده‌ای از علمای صوفی مسلک ادعای تشیع ابن عربی کرده‌اند در حالی که اگر کمی بر کتب ابن عربی نظر کنیم متوجه می‌شویم که او نه تنها شیعه نبوده، بلکه از نواصب و مبغضین اهل بیت علیهم السلام و ارادتمندان متعصب دشمنان اهل بیت بوده؛ چنانچه در رسائل خود می‌نویسد:


فسبق النبي صل الله عليه [وآله] وسلم الصديق، ولذلك قيل له هناك، قف إن ربك يصلي بصوت عتيق. فاستأنس وحن، من جهة إحساس البدن.


پس رسول الله (صلی الله عليه و آله) بر صدیق (ابو بکر) سبقت جست و برای همین آنجا به او (رسول الله صلی الله عليه و آله)گفته شد: خدایت با صدای عتیق (ابو بکر) صلوات می‌فرستد و اینطور بود که رسول الله از لحاظ حس بدن، انس گرفت.


مجموعة رسائل ابن عربی، جلد ۱، صفحه ۱۵۱، چاپ دار المحجة البیضاء



این درحالیست که نه تنها تواتر احادیث بر این است که خدای متعال با صدای امیر المومنین علیه السلام تکلم می‌کرده و همچنین اینکه صدیق اکبر لقب اختصاصی امیر المومنین علیه السلام بوده و هست، بلکه هیچ حدیثی حتی از منابع خود اهل سنت عمری هم نیست که صلوات با صدای ابو بکر را نقل کرده باشد، و این ناصبی پست و ملعون چنان دلباخته دشمنان اهل بیت علیهم السلام بوده که در این راه از هیچ دروغ و جعلی فروگذاری نکرده است.

  • خادم المهدی


هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله دفن نشده بود که اهل سقیفه هلهله می‌کردند


زبیر بن بکار از علما و مورخین نامی اهل سنت عمری می‌نویسد:


فلما بويع أبو بكر أقبلت الجماعة التي بايعته تزفه زفا إلى مسجد رسول الله.


هنگامی که بیعت با ابی بکر انجام شد، ابی بکر را با هلهله و شادی به مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) آوردند.


الاخبار الموفقیات، تالیف زبیر بن بکار، صفحه ۴۶۳، چاپ عالم الکتب



ابو بکر و عمر هنگام دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله هم حضور نداشتند !!!


ابن ابی شیبة از علمای بزرگ عمریه می‌نویسد:


حدثنا ابن نمير عن هشام بن عروة عن أبيه أن أبا بكر وعمر لم يشهدا دفن النبي صلى الله عليه وسلم ؛ كانا في الأنصار فدفن قبل أن يرجعا .


ابو بکر و عمر در بین انصار (برای گرفتن بیعت) بودند و قبل از اینکه بر گردند، آن حضرت دفن شده بود.


المصنف، تالیف ابن ابی شیبة، جلد ۷، صفحه ۴۳۲، چاپ دار التاج



بدن بی‌جان رسول خدا سه روز بدون تشییع بر زمین قرار گرفت !!!


شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی رضوان الله علیه روایت کرده است:


وفي رواية أخرى : أي بنيّ لا تكفّره ، فو الله ما صلّيا على رسول الله صلي الله عليه وآله، ولقد مكث ثلاثا ما دفنوه ، إنّه شغلهم ما كانا يبرمان.


حضرت عبد الله فرزند امام حسن علیهما السلام فرمود: به خدا قسم ابو بکر و عمر بر پیامبر نماز نخواندند و سه روز بدن مبارک آن حضرت دفن نشد ولی با این همه آن‌ها مشغول کار خود (غصب خلافت) بودند ...


تقریب المعارف، تالیف ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۵۱



قضاوت با شما



  • خادم المهدی


توهین و تهمت هذیان به رسول خدا صلی الله علیه و آله توسط عمر بن خطاب


اهل سنت عمری به قدری حدیث دوات و قلم (قرطاس) را در کتب صحیح نزد خود روایت کرده‌اند که جای هیچگونه انکاری بر آن نیست به عنوان مثال مسلم نیشابوری از اعاظم علمای اهل سنت عمری روایت می‌کند:


حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، أَخْبَرَنَا وَكِيعٌ، عَنْ مَالِكِ بْنِ مِغْوَلٍ ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ مُصَرِّفٍ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ ، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ، أَنَّهُ قَالَ : يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ، ثُمَّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ حَتَّى رَأَيْتُ عَلَى خَدَّيْهِ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ ، أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا ، فَقَالُوا : إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَهْجُرُ.


ابن عباس می‌گفت: روز پنجشنبه و چه روزی بود آن روز، و گریه کرد که اشک چشمش سنگریزه‌ها را خیس کرد، سپس گفت: روز پنجشنبه بیماری بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شدید شد، فرمود: کاغذی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید، (دار و دسته عمر) گفتند: قطعا پیامبر خدا هذیان می‌گوید.


صحیح مسلم بشرح النووی، جلد ۱۱، صفحه ۹۴-۹۵، چاپ المطبعة المصریة بالازهر



غزالی از علمای بزرگ اهل سنت عمری نیز در کتاب سر العالمین می‌نویسد:


ولما مات رسول الله صلى الله عليه وسلم قال قبل وفاته ائتوا بدواه وبيضاء لأزيل لكم إشكال الأمر واذكر لكم من المستحق لها بعدي. قال عمر دعوا الرجل فإنه ليهجر .


رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قبل از آنکه از دنیا بروند فرمودند: کاغذ و دواتی بیاورید تا نزاع و اختلاف در خلافت را از بین ببرم و شخصی را که سزاوار خلافت بعد از من است معرفی کنم. عمر گفت: این مرد را رها کنید که به تاکید هذیان می‌گوید.


مجموعة رسائل الغزالی، سر العالمین، صفحه ۴۸۳، چاپ المکتبة التوفیقیة



مگر رسول خدا در آخر عمر چه می‌خواست بنویسد که عمر بن خطاب جلویش را گرفت؟


به اعتراف قسطلانی عالم بزرگ اهل سنت عمری رسول خدا صلی الله علیه و آله قصد نوشتن نام ائمه بعدی را داشت که عمر مانع نوشتن آن نامه شد ...


قسطلانی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:


أكتب لكم كتاباً فيه النص على الأئمّة بعدي.


نامه‌ای برای شما بنویسم که در آن نام ائمه و پیشوایان بعد از خودم آمده باشد.


📚 ارشاد الساری لشرح صحیح البخاری، تالیف قسطلانی، جلد ۱، صفحه ۲۰۷، چاپ المطبعة الامیریة



آری اگر عمر می‌گذاشت رسول خدا آن نامه را می‌نوشت هرگز به نقشه شومش برای غصب خلافت نمی‌رسید ...


قضاوت با شما !!!



  • خادم المهدی