دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۱۹:۰۰ - Siamak Bagheri
    :)

۹۱ مطلب با موضوع «فضائل اهل بیت» ثبت شده است


اعتراف ابن حجر مکی به مناقب امام باقر علیه السلام


ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتابی که بر ضد شیعه نوشته است می‌نویسد:


ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذالک هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ کُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیرة اَو فاسِدِ الطّویّة وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ.


لقب باقر برای ابو جعفر محمد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنج‌های پنهان آن است، بدین جهت که او از گنج‌های پنهان معارف و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی‌بصیرت و دل‌های ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده علم خویش نامیده‌اند و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوک عرفانی منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه این سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن را نمی‌دهد.


الصواعق المحرقة، تألیف ابن حجر مکی، جلت ۲، صفحه ۵۸۵-۵۸۶


  • ۰ نظر
  • ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۹
  • خادم المهدی


ازدواج آسمانی حضرت زهرا سلام الله علیها


رسول خدا صلی الله علیه و آله پیرامون ازدواج آن حضرت فرمودند:


لولا أن أمیر المؤمنین (علیه السلام) تزوجها لما کان لها کفو على وجه الأرض إلى یوم القیامة ، آدم فمن من دونه.


اگر حضرت امیر المومنین علیه السلام نبود که با حضرت زهرا سلام الله علیها ازدواج کند، برای آن حضرت هیچ هم کفو و هم شأنی از آدم به بعد برای او یافت نمی‌شد.


تعدادی از منابع شیعه:


أمالی شیخ صدوق، صفحه ۴۲۳



دلائل الامامة، تألیف طبری شیعی رضوان الله علیه، صفحه ٨٠



روضة الواعظین، تألیف ابن فتال نیشابوری رضوان الله علیه، جلد ۱، صفحه ۳۴۳



تعدادی منابع اهل سنت عمری:


مقتل الحسین، تألیف خوارزمی، جلد ۱، صفحه ۱۰۷



سمط النجوم العوالی فی انباء الاوائل و التوالی، تألیف عصامی شافعی مکی، جلد ۳، صفحه ۶۷



ینابیع المودة، تألیف قندوزی حنفی، جلد ۲، صفحه ۸۰







  • ۰ نظر
  • ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۲
  • خادم المهدی


کرامت و منقبتی از امام جواد علیه السلام (به اعتراف اهل سنت عمری)


ابن صباغ مالکی، از علمای مالکی مذهب اهل سنت عمری می‌نویسد:


وحكي أنه لمّا توجّه أبو جعفر منصرفاً من بغداد إلى المدينة الشريفة خرج معه الناس يشيّعونه للوداع فصار إلى أن وصل إلى باب الكوفة عند دار المسيّب فنزل هناك مع غروب الشمس ، ودخل إلى مسجد قديم... شجرة نبق لم تحمل قطّ ، فدعا بكوز فيه ماء فتوضّأ في أصل الشجرة وقام يصلّي فصلّى معه الناس المغرب... فأصبحت النبقة وقد حملت من ليلتها حملاً حسناً ، فرآها الناس وقد تعجّبوا في ذلك غاية العجب ثمّ ما كان هو أغرب وأعجب من ذلك أنّ نبقة هذه الشجرة لم يكن لها عَجَمٌ فزاد تعجّبهم من ذلك أكثر وأكثر وهذا من بعض كراماته الجليلة ومناقبه الجميلة.


وقتی امام جواد (علیه السلام) از بغداد به سمت مدینه مشرفه رفتند، مردم بیرون آمدند تا با حضرت خداحافظی کنند، رسیدند به دروازه کوفه کنار خانه مسیب موقع غروب خورشید آن جا بودند، یک مسجد قدیمی ‌بود تا آن که نماز مغرب را در آن جا بخوانند، یک درختی در حیاط مسجد بود که تا آن روز میوه نداده بود، یک ظرفی خواستند در آن آب بود پای آن درخت وضو گرفتند، نماز را همراه مردم خواندند، با مردم خداحافظی کردند، وقتی حضرت رفتند همان موقع همان شب دیدند آن درخت میوه‌های خوب و زیبایی داده است. همه تعجب کردند این درخت تا به حال میوه نداده بود، نه شکوفه‌ای نه چیزی الان یک دفعه میوه داده است! و عجیب تر از آن این که آن گیاه طبیعتش این بود که هسته داشت، اما میوه‌های این درخت هسته هم نداشت، خیلی تعجب کردند، این یکی از کرامات و مناقب زیبای آن حضرت است.


الفصول المهمة، تألیف ابن صباغ مالکی، جلد ۲، صفحه ۱۰۴۸


  • ۰ نظر
  • ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۲
  • خادم المهدی


خداوند تعالی امام علی علیه السلام را امیر المومنین لقب داد (به روایت اهل سنت عمری)


ابن مردویه از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:


۳۲. ابن مردويه، حدّثني عبد اللّه بن محمّد بن يزيد، حدّثنا محمّد بن أبي يعلى، حدّثنا إسحاق بن إبراهيم بن شاذان، حدّثنا زكريا بن يحيى أبو عليّ الخزاز البصري، حدّثنا مندل بن عليّ، عن الأعمش، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس، قال: كان رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) في بيته فغدا عليه عليّ بن أبي طالب (عليه السلام) الغداة- و كان يحب أن لا يسبقه إليه أحد-، فدخل و إذا النبيّ (صلى الله عليه و آله) في صحن الدار، و إذا رأسه في حجر دحية بن خليفة الكلبي. فقال: السّلام عليك، كيف أصبح رسول اللّه؟ قال: بخير يا أخا رسول اللّه. قال له عليّ: جزاك اللّه عنّا أهل البيت خيرا. قال له دحية: إنّي احبّك، و إنّ لك عندي مدحة أزفّها إليك: أنت أمير المؤمنين، و قائد الغرّ المحجّلين، و سيّد ولدآدم يوم القيامة ما خلا النبيين و المرسلين، و لواء الحمدبيدك يوم القيامة، تزف أنت و شيعتك مع محمّد و حزبه إلى الجنان، زفّا زفّا، قد أفلح من تولاك، و خسر من عاداك، بحبّ محمّد أحبّوك، و مبغضوك لن تنالهم شفاعة محمّد (صلى الله عليه و آله)، أدن منّي صفوة اللّه. فأخذ رأس النبيّ فوضعه في حجره و ذهب. فرفع رسولاللّه رأسه فقال: «ما هذه الهمهمة؟» فأخبره الحديث. فقال: «يا عليّ، لم يكن دحية الكلبي، كان جبرئيل، سمّاك باسم سمّاك اللّه به. و هو الّذي ألقى محبّتك في صدور المؤمنين، و رهّبك في صدور الكافرين».


ابن عباس گفت: صبحگاهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خانه‌اش بود که علی بن ابی طالب علیهما السلام به نزد ایشان آمد و همواره دوست می‌داشت که در آمدن به نزد ایشان کسی از وی پیشی نگیرد. پس او وارد شد در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان شبستان خانه سرش بر دامن دحية بن خلیفه کلبی بود. پس امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «السلام علیک! احوال پیامبر خدا چگونه است؟» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «خوب است ای برادر رسول خدا.» پس امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «خدای متعال از ناحیه‌ی ما اهل بیت به تو جزای خیر بدهد.» دحيه به امیر المومنین علیه السلام عرض کرد: «من تو را بسیار دوست دارم، همانا برای تو نزد من مدحت و ستایشی است که خبر خوش آن را به تو می‌دهم، تو امیر مومنان و امام دست و روسفیدان هستی، تو بزرگ فرزندان حضرت آدم علیه السلام به جز پیامبران و رسولان هستی. روز قیامت پرچم حمد به دست تو است، تو و شیعیانت همراه با حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حزب او به سوی بهشت جاودان می‌شتابید. هر کس ولایت تو را برگزید رستگار و پیروز شد و هر کس از تو جدا شد به زیان افتاد. دوست حضرت محمد صلی الله علیه و آله دوست تو و دشمن حضرت محمد صلی الله علیه و آله دشمن تو است، شفاعت حضرت محمد هرگز به دشمن تو نخواهد رسید. بیا به من نزدیک شوای برگزیده خدا!» پس او سر مبارک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را گرفته و آن را در دامنش گذاشت. بدین جهت ایشان بیدار شده و فرمودند: «این همهمه و سرو صدا برای چیست؟» پس على علیه السلام ماجرا را به ایشان خبر داد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «او دحیه کلبی نبود؛ بلکه جبرئيل علیه السلام بود که تو را به نامی صدا کرد که خدا تو را به آن نامیده است. و او کسی است که دوستی تو را در دل اهل ایمان و ترس از تو را در سینه کافران انداخته است.»


مناقب علی بن ابی طالب، تالیف ابن مردویه، صفحه ۶۳-۶۴، چاپ دار الحدیث


  • ۰ نظر
  • ۲۰ مرداد ۹۷ ، ۰۳:۵۷
  • خادم المهدی


اعتراف یحیی بن معین عالم و رجال شناس بزرگ به صحیح بودن حدیث مدینة العلم


خطیب بغدادی مورخ و عالم بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


فَأَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بن أحمد بن رزق، أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ مُكْرِمُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُكْرَمٍ القاضي، حدّثنا القاسم بن عبد الرّحمن الأنباريّ، حدّثنا أبو الصّلت الهرويّ، حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنِ الأَعْمَشِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ بَابَهُ» . قَالَ الْقَاسِمُ: سَأَلْتُ يَحْيَى بْنَ مَعِينٍ عَنْ هَذَا الْحَدِيثِ فَقَالَ: هُوَ صَحِيحٌ.


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: من شهر علم هستم و علی دروازه آن است؛ پس هر کس می‌خواهد وارد شهر شود باید از دروازه آن وارد شود.

قاسم بن عبد الرحمن انباری گفت: از یحیی بن معین در مورد این حدیث پرسیدم. گفت: حدیث صحیح است.


تاریخ مدینة السلام، تألیف خطیب بغدادی، جلد ۱۲، صفحه صفحه ۳۱۹-۳۲۰، چاپ دار الغرب الاسلامی



جایگاه یحیی بن معین نزد اهل سنت:


ذهبی در مورد او می‌نویسد:


یحیى بن معین أبو زکریا المری البغدادی الحافظ إمام المحدثین.


الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، تألیف ذهبی، جلد ۲، صفحه ۳۷۶، چاپ دار القبلة للثقافة الاسلامیة 


ابن حجر عسقلانی در مورد او می‌نویسد:


یحیى ابن معین ابن عون الغطفانی مولاهم أبو زکریا البغدادی ثقة حافظ مشهور إمام الجرح والتعدیل من العاشرة مات سنة ثلاث وثلاثین بالمدینة النبویة وله بضع وسبعون سنة ع.


تقریب التهذیب، تألیف ابن حجر عسقلانی، صفحه ۵۹۷، چاپ دار الرشید


و در جای دیگر می‌نویسد:


ما کان فی أصحابنا أعلم بالإسناد من یحیى بن معین.

 

در بین اصحاب ما، هیچکس عالم‌تر از یحیی بن معین به اسناد نبود.


تهذیب التهذیب، تألیف ابن حجر عسقلانی، جلد ۱۱، صفحه ۲۸۳، چاپ مطبعة دائرة المعارف النظامیة

  • ۰ نظر
  • ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۰۴:۲۹
  • خادم المهدی