دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۵ مطلب با موضوع «توسل» ثبت شده است


کرامت امام حسن عسکری علیه السلام به روایت ابن حجر مکی از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام


ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتابی که بر ضد شیعه نوشته است روایت کرده است: 


ولما حبس قحط الناس بسر من رأى قحطا شديدا فأمر الخليفة المعتمد ابن المتوكل بالخروج للاستسقاء ثلاثة أيام فلم يسقوا فخرج النصارى ومعهم راهب كلما مد يده إلى السماء هطلت ثم في اليوم الثاني كذلك فشك بعض الجهلة وارتد بعضهم فشق ذلك على الخليفة فأمر بإحضار الحسن الخالص وقال له أدرك أمة جدك رسول الله صلى الله عليه وسلم قبل أن يهلكوا فقال الحسن يخرجون غدا وأنا أزيل الشك إن شاء الله وكلم الخليفة في إطلاق أصحابه من السجن فأطلقهم فلما خرج الناس للاستسقاء ورفع الراهب يده مع النصارى غيمت السماء فأمر الحسن بالقبض على يده فإذا فيها عظم آدمي فأخذه من يده وقال استسق فرفع يده فزال الغيم وطلعت الشمس فعجب الناس من ذلك فقال الخليفة للحسن ما هذا يا أبا محمد فقال هذا عظم نبي ظفر به هذا الراهب من بعض القبور وما كشف من عظم نبي تحت السماء إلا هطلت بالمطر فامتحنوا ذلك العظم فكان كما قال وزالت الشبهة عن الناس ورجع الحسن إلى داره.


در زمان حکومت معتمد عباسى (لعنه الله) در زمانی که او [امام] حسن عسکری (علیه السلام) را حبس کرده بود، به جهت نیامدن باران، خشکسالی شد و همه جا را قحطى فرا گرفت، از این رو خلیفه عباسی دستور داد مردم سه روز برای طلب باران بیرون بیایند [تا رحمت الهى نازل گردد، مردم سه روز از خداوند باران درخواست کردند] اما بارانی نیامد. پس از مسلمانان، مسیحیان به همراه یکی از راهبان خود [برای طلب باران] بیرون آمدند، همین که راهب دستش را به سوی آسمان دراز می‌کرد، باران دانه درشت می‌بارید؛  روز دوم نیز به همین منوال گذشت؛ در نتیجه این کار راهب، بعضی از مسلمان‌هاى [ظاهر بین و] جاهل [نسبت به حقانیت دین اسلام] به شک افتادند و بعضی از دین برگشتند، این مساله برای معتمد گران تمام شد از این رو فورا دستور داد تا [امام] حسن عسکری (علیه السلام) را احضار نمایند، هنگامی که حضرت نزد معتمد آمد، معتمد گفت: امت جدت را قبل از اینکه هلاک شوند، دریاب. [امام] حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: فردا مسیحیان براى آمدن باران بیرون می‌آیند، و به حول و قوه الهی، شک و تردید را از دل مردم بیرون خواهم کرد و با معمتمد پیرامون آزاد نمودن اصحابش [شیعیان در بند] صحبت کرد، معتمد نیز آنان را آزاد کرد. بار دیگر مسیحیان برای طلب باران بیرون آمدند، راهب به همراه مسیحیان دستش را به سمت آسمان بلند کرد، آسمان ابری شد؛ در این هنگام [امام] حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: آنچه که در دست راهب است از او بگیرید، ناگهان همه دیدند در دست او قطعه استخوان انسانی است، امام آن را از دست او گرفتند و به راهب دستور دادند اکنون طلب باران کن؛ راهب دستش را بالا برد، ابرها کنار رفت و خورشید تابید. مردم از این ماجرا تعجب کردند، معتمد از [امام] حسن عسکری (علیه السلام) پرسید: ای ابا محمد! ماجرای این استخوان چیست؟ [امام] حسن عسکرى علیه السلام فرمود: این استخوان یکی از پیغمبران الهی است که این راهب از بعضی از قبرها به دست آورده بود، و هر وقت استخوان پیامبری را در زیر آسمان آشکار کنند حتما باران می‌بارد. آن قطعه استخوان را آزمایش کردند، دیدند همان گونه است که امام فرموده است و شک و تردید از مردم برداشته شد و حضرت به منزل خود بازگشتند.


الصواعق المحرقة، تالیف ابن حجر مکی، جلد ۲، صفحه ۶۰۰-۶۰۱، چاپ موسسه الرسالة



از این روایت جدا از فضیلت امام حسن عسکری علیه السلام، مشروعیت و جواز توسل به پیامبران و اوصیاء ثابت می‌شود.

  • خادم المهدی


وقتی خاک قبر ابن تیمیه شفا می‌دهد اما شفا خواستن از تربت امام حسین علیه السلام شرک و قبرپرستی است!!!


ابن ناصر الدین دمشقی از پیروان ابن تیمیه مى‌نويسد:


قَالَ عَليّ بن عبد الْكَرِيم ابْن الشَّيْخ سراج الدّين الْبَغْدَادِيّ الاصل البطايحي الْمزي أَخْبرنِي بِشَيْء غَرِيب قَالَ كنت شَابًّا وَكَانَت لي بنت حصل لَهَا رمد وَكَانَ لنا اعْتِقَاد فِي ابْن تَيْمِية وَكَانَ صَاحب وَالِدي وَيَأْتِي الينا ويزور وَالِدي فَقلت فِي نَفسِي لآخذن من تُرَاب قبر ابْن تَيْمِية فلأكحلها بِهِ فانه طَال رمدها وَلم يفد فِيهَا الْكحل فَجئْت الى الْقَبْر فَوجدت بغداديا قد جمع من التُّرَاب صررا فَقلت مَا تصنع بِهَذَا قَالَ أَخَذته لوجع الرمد أكحل بِهِ أَوْلَادًا لي فَقلت وَهل ينفع ذَلِك فَقَالَ نعم وَذكر أَنه جربه فازددت يَقِينا فِيمَا كنت قصدته فَأخذت مِنْهُ فكحلتها وَهِي نَائِمَة فبرأت قَالَ وحكيت ذَلِك لِابْنِ قَاضِي الْجَبَل يَعْنِي الامام شرف الدّين أَبَا الْعَبَّاس أَحْمد ابْن الْحسن بن عبد الله بن شيخ الاسلام أبي عمر الْمَقْدِسِي قَالَ وَكَانَ يَأْتِي الينا فأعجبه ذَلِك وَكَانَ يسألني ذَلِك بِحَضْرَة النَّاس فأحكيه وَيُعْجِبهُ.


علی بن عبد الکریم داستان عجیبی را برای من نقل کرد و گفت: من جوان بودم و دختری داشتم که چشم‌درد داشت، ما به ابن تیمیه اعتقاد داشتیم، او رفیق پدرم بود و پیش ما می‌آمد و با پدرم دیدار می‌کرد. با خودم گفتم که از خاک قبر ابن تیمیه بردارم و آن را در چشم دخترم همانند سرمه بمالم؛ چون چشم‌درد او طولانی شده بود و هیچ سرمه‌ای نیز فایده نداشت. پس سر قبر ابن تیمیه رفتم، دیدم مردی بغدادی خاک‌های قبر ابن تیمیه را در کیسه‌هایی جمع مى‌کند، گفتم: با این‌ها چه می‌کنی؟ گفت: من آن‌ها را برای درد چشم بر می‌دارم تا آن‌ها به چشم فرزندان خود همانند سرمه بمالم. گفتم: آیا این خاک فایده دارد؟ گفت: بلی من آن را تجربه کرده‌ام. پس بر یقینم افزوده شد و مقداری از خاک قبر را برداشتم و آن را به چشم دخترم مالیدم؛ در حالی که او خوابیده بود؛ پس فورا چشمش بینا شد. این داستان را با شیخ الاسلام ابو عمر مقدسی در میان گذاشتم او نیز تعجب کرد و این قضیه را از من در حضور مردم سوال کرد من نیز داستان را نقل کردم.


الرد الوافر علی من زعم بان من سمی ابن تیمیة شیخ الاسلام کافر، تالیف ابن ناصر الدین دمشقی، صفحه ۱۲۹-۱۳۰، چاپ المکتب الاسلامی



چگونه است که خاک ابن تیمیه شفا می‌دهد اما شفا خواستن از تربت فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله می‌شود شرک و قبرپرستی؟! آیا این جز دشمنی با خاندان حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیست؟

  • خادم المهدی


اعتراف ابن حجر مکی به مشروعیت توسل و رد بر ابن تیمیه


ابن حجر مکی از بزرگان اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام می‌نویسد:


من خرافات ابن تیمیة التی لم یقلها عالم قبله وصار بها بین أهل الإسلام مثلة، انّه انکر الإستغاثة والتوسل به (صلّی الله علیه وسلّم) و لیس ذلک کما أفتی، بل التوسل حسن فی کل حال قبل خلقه وبعد خلقه فی الدنیا والاخرة.


از جمله خرافات ابن تیمیه که هیچ فردی قبل از او آن را معتقد نشده و به واسطه اعتقاد به آن در بین مسلمانان مورد سرزنش واقع شده، این است که او استغاثه و توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را انکار نموده است. این چنین که او فتوا داده نیست! بلکه در هر حالی متوسل شدن به پیامبر (صلی الله) امری نیکو است چه قبل از خلقت ایشان و چه بعد از خلقت، در دنیا و آخرت


الجوهر المنظم فی زیارة القبر الشریف النبوی المکرم، تألیف ابن حجر مکی، صفحه ۱۴۸، چاپ دار جوامع الکلم


  • خادم المهدی


توسل عالم اهل سنت عمری به امام ابی جعفر باقر علیه السلام


ابن فرحون مالکی از علمای اهل سنت عمری و قاضی شهر مدینه در قرن هشتم هجری قمری، پس از آنکه توسل به ائمه بقیع علیهم السلام را برای رفع حاجات توصیه می‌کند، درباره توسل به امام محمد باقر علیه السلام می‌نویسد:


السلام عليك يا سيدي أبا جعفر الباقر، والسلام عليك يا ذا الشرف الأصيل والفضل الجليل، السلام عليك يا ابن زين العابدين السلام عليك يا فخر العلماء العاملين، السلام عليك ورحمة الله وبركاته.


سلام بر تو ای سید و آقای من، سلام بر تو ای صاحب شرف اصیل  و فضل جلیل، سلام بر تو ای فرزند زین العابدین (علیه السلام)، سلام بر تو ای فخر علمای اهل عمل. درود و رحمت و برکات خدا بر شما باد.


ارشاد السالک الی افعال المناسک، تألیف ابن فرحون مالکی، جلد ۱، صفحه ۵۸۷



آیا اهل سقیفه این عالم خود را هم به خاطر توسل به اهل بیت مشرک می‌دانند؟!

  • ۰ نظر
  • ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۲۹
  • خادم المهدی


توسل عالم اهل سنت عمری به امام جعفر صادق علیه السلام


ابن فرحون مالکی از علمای اهل سنت عمری و قاضی شهر مدینه در قرن هشتم هجری قمری، پس از آنکه توسل به ائمه بقیع علیهم السلام را برای رفع حاجات توصیه می‌کند، درباره توسل به امام جعفر صادق علیه السلام می‌نویسد:


السلام عليك يا سيدي جعفر الصادق، والسلام عليك يا من كان علم اهتداء، وبه في العلم والعمل يقتدى.


سلام بر تو ای سید و آقای من، سلام بر تو ای کسی که پرچم هدایت بودی، سلام بر تو ای کسی که در علم و عمل، مقتدا هستی.


ارشاد السالک الی افعال المناسک، تألیف ابن فرحون مالکی، جلد ۱، صفحه ۵۸۷



آیا اهل سقیفه این عالم خود را هم به خاطر توسل به اهل بیت مشرک می‌دانند؟!

  • خادم المهدی