دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۲ مطلب با موضوع «اسناد هجوم به خانه وحی» ثبت شده است


هجوم به خانه وحی به اعتراف نویسنده بزرگ عرب


عایشه بنت شاطی نویسنده مشهور اهل سنت عمری مصر می‌نویسد:


حدث هذا بمرأى من الصبية أو مسمع ، وما أحسبها نسيت مع الأيام، مشهداً أليماً طالعته في صباها حينذاك، يوم حاول عمر بن الخطاب، أن يقتحم بيت الزهراء، كي يحمل علياً على البيعة لأبي بكر، خشية تفرق الكلمة وتمزق الشمل، فلا سمعت فاطمة أصوات القوم تقترب نادت بأعلى صوتها: يا أبت رسول الله، ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب، و ابن أبي قحافة؟


گمان نمی‌کنم که گذشت ایام آن منظره دردناکی را که زینب (علیها السلام) در دوران کودکی با آن مواجه گردید از یاد برده باشد. روزی که عمر بن خطاب قاهرانه وارد خانه زهرا (علیها السلام) شد، تا علی (علیه السلام) را برای بیعت با ابو بکر همراه خود ببرد، زیرا می‌ترسید که با امتناع او از بیعت، اختلاف کلمه و تفرقه بین مسلمانان (عمر هم وحدتی بوده!!!) ایجاد شود. هنگامی که فاطمه (علیها السلام) نزدیک شدن همهمه مردم را شنید، با صدای بلندی فریاد بر آورد: ای پدر، ای رسول خدا، بعد از تو از پسر خطاب و پسر ابی قحافه، چه‌ها دیدیم ...


السیدة زینب بطلة کربلاء، تالیف عایشه بنت شاطی، صفحه ۳۵-۳۶



ملاحظه می‌کنید این نویسنده مشهور عمری مذهب ضمن اعتراف به هجوم عمر بن خطاب، در توجیه آن به اهل بیت علیهم السلام تهمت تفرقه‌اندازی می‌زند، مترجم کتاب در پاسخ می‌نویسد:


اختلاف کلمه و پراکندگی بین مسلمین، وقتی شروع شد که بر خلاف نص صریح قرآن و وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عمل شد، که هنوز هم اثرات سوء جبران ناپذیر آن در جوامع اسلامی دیده می‌شود.


زینب بانوی قهرمان کربلا، تألیف زینب بنت شاطی، ترجمه حبیب الله چایچیان و مهدی آیت الله زاده نایینی، صفحه ۳۶


  • خادم المهدی


پیشگویی رسول خدا صلی الله علیه و آله از ظلم‌هایی که به دختر بزرگوارش، صدیقه کبری علیها السلام می‌شود و لعن کردن آن ظالمان (به روایت اهل سنت عمری)


جوینی عالم بزرگ اهل اهل سنت عمری روایت کرده است که روزی رسول خدا (صلی الله عليه و آله) نشسته بودند، امام حسن (علیه السلام) بر او وارد شد، دیدگان رسول خدا كه بر امام حسن (علیه السلام) افتاد، اشک آلود شد، سپس امام حسین (علیه السلام) بر آن حضرت وارد شد، مجددا پیامبر گریست. در پی آن دو بزرگوار، حضرت فاطمه و امیر المومنین (علیهما السلام) بر رسول خدا وارد شدند، اشک رسول خدا (صلی الله عليه و آله) با دیدن آن دو نیز جاری شد، وقتی از پیامبر (صلی الله عليه و آله) علت گریه بر فاطمه (علیها السلام) را پرسيدند، فرمود:


وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ... الی: فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة. فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين‏.


زمانی که فاطمه (سلام الله علیها) را دیدم، به یاد صحنه‌ای افتادم که پس از من برای او رخ خواهد داد، می‌بينم ذلت وارد خانه‌ی او شده،‌ حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوی او شكسته شده و فرزندی را که در رحم دارد، سقط شده؛ در حالی که پیوسته فریاد می‌زند: وا محمداه؛ ولی کسی به او پاسخ نمی‌دهد، ‌کمک می‌خواهد؛ اما کسی به فريادش نمی‌رسد. او اول کسی است كه از خاندانم به من ملحق می‌شود؛ و در حالی بر من وارد می‌شود که محزون، گرفتار و غمگین و شهید شده است. و من در اينجا می‌گویم: خدايا لعنت كن هر که به او ظلم كرده، کيفر ده هر که حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر که به پهلويش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمین گویند.


فرائد السمطين، تألیف ابراهیم بن محمد جوینی، جلد ۲، صفحه ۳۵، چاپ دار الحبیب



نظر علمای اهل سنت عمری درمورد جوینی


۱- ذهبی:


وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام صدر الدين ابراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الخراساني الجوينى... وكان شديد الاعتناء بالرواية وتحصيل الاجزاء حسن القراءة مليح الشكل مهيبا دينا صالحا.


از امام، روايت کننده، حديث گوى يگانه کامل، فخر اسلام، صدر الدين ابراهيم بن محمد بن المويد بن حمويه الخراسانى الجوينى روايت شنيدم (درس گرفتم)... او بسيار به روايات و به دست آوردن کتب حديثى اهميت مى‌داد، خوش صدا و خوش سيما بود و شخص با هيبت و دين‌دار و صالحى بود.


تذكرة الحفاظ، تألیف ذهبی، جلد ۴، صفحه ۱۵۰۰، چاپ دار الكتب العلمية


۲- صفدی:


إبراهیم بن محمد: الإمام الزاهد المحدث شیخ خراسان، صدر الدین أبو المجامع ابن الشیخ سعد الدین بن المؤید بن حمویه  الجوینی الشافعی الصوفی.


أعیان العصر وأعوان النصر، تألیف صفدی، جلد ۱، صفحه ۱۲۱، چاپ دار الفکر المعاصر


۳- ابن حجر عسقلانی:


إِبْرَاهِیم بن مُحَمَّد بن الْمُؤَید بن حمویه الْجُوَیْنِیّ صدر الدّین أَبُو المجامع ابْن سعد الدّین الشَّافِعِی الصُّوفِی 


الدرر الکامنة فی أعیان المائة الثامنة، تألیف ابن حجر عسقلانی، جلد ۱، صفحه ۷۵، چاپ مجلس دائرة المعارف العثمانیة


۴- ابن تغری بردی


إبراهیم بن محمد، الشیخ الإمام العلامة المحدث، شیخ خراسان صدر الدین أبو المجامع بن الشیخ سعد الدین بن المؤید بن حمویه الجوینی الشافعی الصوفی الزاهد.


المنهل الصافی و المستوفى بعد الوافی، تألیف ابن تغری بردی، جلد ۱، صفحه ۱۵۵، چاپ الهیئة المصریة العامة للکتاب

  • خادم المهدی