دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات

۹ مطلب در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است


ابن عربی ناصبی می‌گوید که خدا با صدای ابی بکر صلوات می‌فرستد!!!


ابن عربی اندلسی از بزرگان و بت‌های صوفیه و عرفان کذایی است که جایگاه بزرگی نزد آنان دارد و به شدت تحت تأثیر او هستند. عده‌ای از علمای صوفی مسلک ادعای تشیع ابن عربی کرده‌اند در حالی که اگر کمی بر کتب ابن عربی نظر کنیم متوجه می‌شویم که او نه تنها شیعه نبوده، بلکه از نواصب و مبغضین اهل بیت علیهم السلام و ارادتمندان متعصب دشمنان اهل بیت بوده؛ چنانچه در رسائل خود می‌نویسد:


فسبق النبي صل الله عليه [وآله] وسلم الصديق، ولذلك قيل له هناك، قف إن ربك يصلي بصوت عتيق. فاستأنس وحن، من جهة إحساس البدن.


پس رسول الله (صلی الله عليه و آله) بر صدیق (ابو بکر) سبقت جست و برای همین آنجا به او (رسول الله صلی الله عليه و آله)گفته شد: خدایت با صدای عتیق (ابو بکر) صلوات می‌فرستد و اینطور بود که رسول الله از لحاظ حس بدن، انس گرفت.


مجموعة رسائل ابن عربی، جلد ۱، صفحه ۱۵۱، چاپ دار المحجة البیضاء



این درحالیست که نه تنها تواتر احادیث بر این است که خدای متعال با صدای امیر المومنین علیه السلام تکلم می‌کرده و همچنین اینکه صدیق اکبر لقب اختصاصی امیر المومنین علیه السلام بوده و هست، بلکه هیچ حدیثی حتی از منابع خود اهل سنت عمری هم نیست که صلوات با صدای ابو بکر را نقل کرده باشد، و این ناصبی پست و ملعون چنان دلباخته دشمنان اهل بیت علیهم السلام بوده که در این راه از هیچ دروغ و جعلی فروگذاری نکرده است.

  • خادم المهدی


اعتراف دشمن شیعه به ولایت تکوینی امیر المومنین علیه السلام و خاندان پاک آن حضرت


عبد العزیز غلام دهلوی قبح الله وجهه از علمای بزرگ اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتابی که بر ضد شیعه نوشته است می‌نویسد:


حضرت امیر و ذریة طاهره او را تمام امت بر مثال پیران و مرشدان می‌پرستند و امور تکوینیه را به ایشان وابسته می‌دانند و فاتحه و درود و صدقات و نذر به نام ایشان رایج و معمول گردیده چنانچه جمیع اولیاء الله همین معامله است و نام شیخین (ابی بکر و عمر) را درین مقدمات کسی بر زبان نیارد و در فاتحه و درود و نذر و عرس و مجلس کسی شریک نمی‌کند و امور تکوینیه را وابسته به ایشان نمی‌دانند.


تحفه اثنا عشریه، تالیف عبد العزیز دهلوی، صفحه ۳۳۹-۳۴۰، چاپ مطبع منشی نولکشور لکهنو


  • خادم المهدی


شخصیت امام حسن عسکری علیه السلام در کلام خنجی اصفهانی از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام


خنجی اصفهانی از علمای اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسن عسکری علیه السلام می‌نویسد:


آن حضرت مقتدای مرضی الخصال و برگزیده صاحب وفا است. و این اشارتست بدانکه آن حضرت امام و مقتدای عالم بود و خصال و شبم آن حضرت تمامی بر وجهی بود که نزد خدای تعالی بر بندگان مرضی و مقبول بود. و آن حضرت برگزیده خدای تعالی بود و وفا به عهد عبادت حق تعالی می‌فرمود.


وسیلة الخادم الی المخدوم، تالیف خنجی اصفهانی، صفحه ۲۶۵، چاپ انتشارات انصاریان


  • خادم المهدی


کرامت امام حسن عسکری علیه السلام به روایت ابن حجر مکی از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام


ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتابی که بر ضد شیعه نوشته است روایت کرده است: 


ولما حبس قحط الناس بسر من رأى قحطا شديدا فأمر الخليفة المعتمد ابن المتوكل بالخروج للاستسقاء ثلاثة أيام فلم يسقوا فخرج النصارى ومعهم راهب كلما مد يده إلى السماء هطلت ثم في اليوم الثاني كذلك فشك بعض الجهلة وارتد بعضهم فشق ذلك على الخليفة فأمر بإحضار الحسن الخالص وقال له أدرك أمة جدك رسول الله صلى الله عليه وسلم قبل أن يهلكوا فقال الحسن يخرجون غدا وأنا أزيل الشك إن شاء الله وكلم الخليفة في إطلاق أصحابه من السجن فأطلقهم فلما خرج الناس للاستسقاء ورفع الراهب يده مع النصارى غيمت السماء فأمر الحسن بالقبض على يده فإذا فيها عظم آدمي فأخذه من يده وقال استسق فرفع يده فزال الغيم وطلعت الشمس فعجب الناس من ذلك فقال الخليفة للحسن ما هذا يا أبا محمد فقال هذا عظم نبي ظفر به هذا الراهب من بعض القبور وما كشف من عظم نبي تحت السماء إلا هطلت بالمطر فامتحنوا ذلك العظم فكان كما قال وزالت الشبهة عن الناس ورجع الحسن إلى داره.


در زمان حکومت معتمد عباسى (لعنه الله) در زمانی که او [امام] حسن عسکری (علیه السلام) را حبس کرده بود، به جهت نیامدن باران، خشکسالی شد و همه جا را قحطى فرا گرفت، از این رو خلیفه عباسی دستور داد مردم سه روز برای طلب باران بیرون بیایند [تا رحمت الهى نازل گردد، مردم سه روز از خداوند باران درخواست کردند] اما بارانی نیامد. پس از مسلمانان، مسیحیان به همراه یکی از راهبان خود [برای طلب باران] بیرون آمدند، همین که راهب دستش را به سوی آسمان دراز می‌کرد، باران دانه درشت می‌بارید؛  روز دوم نیز به همین منوال گذشت؛ در نتیجه این کار راهب، بعضی از مسلمان‌هاى [ظاهر بین و] جاهل [نسبت به حقانیت دین اسلام] به شک افتادند و بعضی از دین برگشتند، این مساله برای معتمد گران تمام شد از این رو فورا دستور داد تا [امام] حسن عسکری (علیه السلام) را احضار نمایند، هنگامی که حضرت نزد معتمد آمد، معتمد گفت: امت جدت را قبل از اینکه هلاک شوند، دریاب. [امام] حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: فردا مسیحیان براى آمدن باران بیرون می‌آیند، و به حول و قوه الهی، شک و تردید را از دل مردم بیرون خواهم کرد و با معمتمد پیرامون آزاد نمودن اصحابش [شیعیان در بند] صحبت کرد، معتمد نیز آنان را آزاد کرد. بار دیگر مسیحیان برای طلب باران بیرون آمدند، راهب به همراه مسیحیان دستش را به سمت آسمان بلند کرد، آسمان ابری شد؛ در این هنگام [امام] حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: آنچه که در دست راهب است از او بگیرید، ناگهان همه دیدند در دست او قطعه استخوان انسانی است، امام آن را از دست او گرفتند و به راهب دستور دادند اکنون طلب باران کن؛ راهب دستش را بالا برد، ابرها کنار رفت و خورشید تابید. مردم از این ماجرا تعجب کردند، معتمد از [امام] حسن عسکری (علیه السلام) پرسید: ای ابا محمد! ماجرای این استخوان چیست؟ [امام] حسن عسکرى علیه السلام فرمود: این استخوان یکی از پیغمبران الهی است که این راهب از بعضی از قبرها به دست آورده بود، و هر وقت استخوان پیامبری را در زیر آسمان آشکار کنند حتما باران می‌بارد. آن قطعه استخوان را آزمایش کردند، دیدند همان گونه است که امام فرموده است و شک و تردید از مردم برداشته شد و حضرت به منزل خود بازگشتند.


الصواعق المحرقة، تالیف ابن حجر مکی، جلد ۲، صفحه ۶۰۰-۶۰۱، چاپ موسسه الرسالة



از این روایت جدا از فضیلت امام حسن عسکری علیه السلام، مشروعیت و جواز توسل به پیامبران و اوصیاء ثابت می‌شود.

  • خادم المهدی


هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله دفن نشده بود که اهل سقیفه هلهله می‌کردند


زبیر بن بکار از علما و مورخین نامی اهل سنت عمری می‌نویسد:


فلما بويع أبو بكر أقبلت الجماعة التي بايعته تزفه زفا إلى مسجد رسول الله.


هنگامی که بیعت با ابی بکر انجام شد، ابی بکر را با هلهله و شادی به مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) آوردند.


الاخبار الموفقیات، تالیف زبیر بن بکار، صفحه ۴۶۳، چاپ عالم الکتب



ابو بکر و عمر هنگام دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله هم حضور نداشتند !!!


ابن ابی شیبة از علمای بزرگ عمریه می‌نویسد:


حدثنا ابن نمير عن هشام بن عروة عن أبيه أن أبا بكر وعمر لم يشهدا دفن النبي صلى الله عليه وسلم ؛ كانا في الأنصار فدفن قبل أن يرجعا .


ابو بکر و عمر در بین انصار (برای گرفتن بیعت) بودند و قبل از اینکه بر گردند، آن حضرت دفن شده بود.


المصنف، تالیف ابن ابی شیبة، جلد ۷، صفحه ۴۳۲، چاپ دار التاج



بدن بی‌جان رسول خدا سه روز بدون تشییع بر زمین قرار گرفت !!!


شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی رضوان الله علیه روایت کرده است:


وفي رواية أخرى : أي بنيّ لا تكفّره ، فو الله ما صلّيا على رسول الله صلي الله عليه وآله، ولقد مكث ثلاثا ما دفنوه ، إنّه شغلهم ما كانا يبرمان.


حضرت عبد الله فرزند امام حسن علیهما السلام فرمود: به خدا قسم ابو بکر و عمر بر پیامبر نماز نخواندند و سه روز بدن مبارک آن حضرت دفن نشد ولی با این همه آن‌ها مشغول کار خود (غصب خلافت) بودند ...


تقریب المعارف، تالیف ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۵۱



قضاوت با شما



  • خادم المهدی