دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۱۴ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است


امام مهدی عجل الله فرجه خلیفه الله (به روایت اهل سنت عمری)


محمد ادریس کاندهلوی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


در حدیث آمده است وقتی که امام مهدی (علیه السلام) از مدینه منوره به مکه مکرمه می‌آید مردم او را شناخته با او بیعت می‌کنند و ایشان را به عنوان پادشاه خویش بر می‌گزینند و آن وقت از غیب این آواز می‌آید: هذا خليفة الله المهدی فاسمعوا و اطیعوا (پس صدای او را بشنوید و اطاعتش کنید).


ظهور مهدی، تألیف محمد ادریس کاندهلوی، ترجمه ابراهیم ارباب، صفحه ‌۷


  • خادم المهدی


سوزاندن فضائل امیر المومنین علیه السلام توسط عالم (جاهل) اهل سنت عمری


ابی بکر خلال عالم بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


وَأَخْبَرَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ، قَالَ: ثَنَا مُهَنَّى، قَالَ: سَأَلْتُ أَحْمَدَ، قُلْتُ: حَدَّثَنِی خَالِدُ بْنُ خِدَاشٍ، قَالَ: قَالَ سَلَّامٌ: وَأَخْبَرَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ، قَالَ: ثَنَا یَحْیَى، قَالَ: سَمِعْتُ خَالِدَ بْنَ خِدَاشٍ، قَالَ: جَاءَ سَلَّامُ بْنُ أَبِی مُطِیعٍ إِلَى أَبِی عَوَانَةَ، فَقَالَ: هَاتِ هَذِهِ الْبِدَعَ الَّتِی قَدْ جِئْتَنَا بِهَا مِنَ الْکُوفَةِ، قَالَ: فَأَخْرَجَ إِلَیْهِ أَبُو عَوَانَةَ کُتَبَهُ، فَأَلْقَاهَا فِی التَّنَّورِ، فَسَأَلْتُ خَالِدًا مَا کَانَ فِیهَا؟ قَالَ: حَدِیثُ الْأَعْمَشِ، عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِی الْجَعْدِ، عَنْ ثَوْبَانَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «اسْتَقِیمُوا لِقُرَیْشٍ» ، وَأَشْبَاهِهِ، قُلْتُ لِخَالِدٍ: وَأَیْشِ؟ قَالَ: حَدِیثُ عَلِیٍّ: «أَنَا قَسِیمُ النَّارِ» ، قُلْتُ لِخَالِدٍ: حَدَّثَکُمْ بِهِ أَبُو عَوَانَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ؟ قَالَ: نَعَمْ.


خالد بن خداش گفت: سلام بن ابی مطیع به نزد ابو عوانه آمد و گفت: این بدعت‌هایی که از کوفه برایمان آورده‌ای را بده! ابو عوانه کتابش را به سلام بن ابی مطیع داد و سلام بن ابی مطیع آن را در تنور انداخت! یحیی گفت: از خالد پرسیدم در کتاب چه بود؟ خالد گفت: حدیث اعمش از سالم بن ابی الجعد از ثوبان از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که فرمود: «امر قریش را استوار می‌سازید» و مانند آن. به خالد گفتم: دیگر در آن کتاب چه بود؟ گفت: حدیث علی بن ابی طالب (علیهما السلام) که فرمود: «من تقسیم‌کننده آتش جهنم هستم». یحیى گفت: به خالد گفتم: ابو عوانه آن را از اعمش برایتان نقل کرد؟ خالد گفت: بله.


عطیه الزهرانی، محقق کتاب تصریح می‌کند که اسناد این روایت صحیح است.


السنة، تالیف ابی بکر خلال، جلد ۳، صفحه ۵۱۰، چاپ دار الرایة



این جماعت نادان می‌خواهند با دهان خود نور خدا را خاموش کنند، در حالی که نور خدا خاموش شدنی نیست و جهان را فضائل امیر المومنین علیه السلام و مطاعن خلفای غاصب در بر گرفته است.

  • خادم المهدی


الاغ دانستن معاویه توسط ابن عباس


طحاوی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


١٧١٩ - أَنَّ أَبَا غَسَّانَ مَالِكَ بْنَ يَحْيَى الْهَمْدَانِيَّ حَدَّثَنَا قَالَ: ثنا عَبْدُ الْوَهَّابِ بْنُ عَطَاءٍ، قَالَ: أنا عِمْرَانُ بْنُ حُدَيْرٍ، عَنْ عِكْرِمَةَ أَنَّهُ قَالَ: كُنْتُ مَعَ ابْنِ عَبَّاسٍ عِنْدَ مُعَاوِيَةَ نَتَحَدَّثُ حَتَّى ذَهَبَ هَزِيعٌ مِنَ اللَّيْلِ، فَقَامَ مُعَاوِيَةُ، فَرَكَعَ رَكْعَةً وَاحِدَةً، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: «مِنْ أَيْنَ تُرَى أَخَذَهَا الْحِمَارُ».


عکرمه می‌گوید با ابن عباس پیش معاویه بودم و صحبت می‌کردیم تا این که قسمتی از شب گذشت و معاویه برخاست و یک رکعت نماز خواند. ابن عباس گفت: این الاغ این کار را از کجا گرفته است؟


شرح معانی الآثار، تالیف طحاوی، جلد ۱، صفحه ۲۸۹، چاپ عالم الکتب


  • خادم المهدی


شفا گرفتن زائر امام رضا علیه السلام در حرم آن حضرت (به روایت اهل سنت عمری)


جوینی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:


۴۹۱- أنبأني الشيخ محي الدين عبد الحميد بن أبي البركات الحربي، و أمين الدين أبو الفضل إسماعيل بن أبي عبد اللّه ابن حمّاد العسقلاني، قالا: أنبأنا أبو أحمد عبد الوهاب بن عليّ بن عليّ إجازة، أنبأنا زاهر بن طاهر بن محمد المستملي [ظ] إجازة، قال: أنبأنا أبو بكر الحسين بن عليّ، أنبأنا محمد بن عبد اللّه الحافظ، قال: سمعت أبا القاسم ابن عليّ المعمري يقول: سمعت أبي يقول: سمعت أبا النضر المؤذّن النيسابوري يقول: أصابتني علّة شديدة ثقل فيها لساني فلم أقدر منها على الكلام فخطر ببالي زيارة الرضا عليه السلام و الدعاء عنده و التوسّل به إلى اللّه تعالى ليعافيني فخرجت زائرا و زرت الرضا و قمت عند رأسه و صلّيت ركعتين، و كنت في الدعاء و التضرّع مستشفعا صاحب القبر إلى اللّه عزّ و جلّ أن يعافيني من علّتي و يحلّ عقدة لساني إذ ذهب بي النوم في سجودي، فرأيت في منامي كأن القمر قد انفرج فخرج منه رجل آدم كهل شديد الأدمة، فدنا منّي فقال: يا أبا النضر قل: «لا إله إلا اللّه» قال: فأومأت إليه كيف أقول ذلك و لساني منغلق؟فصاح عليّ صيحة و قال: تنكر للّه القدرة؟ قل:«لا إله إلا اللّه» قال: فانطلق لساني فقلت: «لا إله إلا اللّه» و رجعت إلى منزلي راجلا و كنت أقول: «لا إله إلا اللّه»و لم ينغلق لساني بعد ذلك.


حاکم نیشابوری نقل کرده است که شخصی به نام ابو نضر موذن می‌گفت: به بیماری سختی مبتلا گشتم، در آن بیماری زبانم بند آمد و قادر بر سخن گفتن نبودم. به ذهنم خطور کرد به زیارت قبر امام رضا (علیه‏ السلام) بروم و و نزد مرقد و بارگاه شریف ایشان دعا و توسل کنم و از خدا بخواهم مرا از این بیماری نجات دهد. به قصد زیارت قبر امام رضا (علیه‏ السلام) از نیشابور خارج شدم و قبر آن حضرت را زیارت کردم و در سمت بالاى سر آن حضرت مشغول خواندن نماز شدم و امام رضا (علیه‏ السلام) را شفیع قرار دادم و از خدا خواستم به احترام و منزلت و مقام ایشان مشکل زبانم را برطرف سازد. در سجده نماز خوابم برد در خواب دیدم ناگهان ماه شکافته شد و مردی از آن خارج شد و به نزدیک من آمد و صدا زد: ای ابو نضر! بگو: لا اله الا الله‏. من با دست اشاره کردم که قادر بر سخن گفتن نیستم و زبانم بند آمده است. آن مرد بر سرم فریاد زد و فرمود: مگر به قدرت خدا ایمان نداری؟ بگو: لا اله الا الله‏. من که تا آن هنگام لال بودم یک‏باره زبانم باز شد و گفتم: لا اله الا الله‏. من نیز به شکرانه این نعمت الهی، از مشهد پیاده بازگشتم و در طول مسیر همواره ذکر لا اله الا الله‏ را بر زبان داشتم و بعد از آن زبانم بند نیامد.


فرائد السمطین، تالیف جوینی، جلد ۱، صفحه ۲۱۷، چاپ دار الحبیب


  • خادم المهدی


بی‌ادبی و اعتراض فرقه گمراه صوفیه به امام رضا علیه السلام


ابی سعد منصور بن حسین الآبی جریان اعتراض و دهن‌کجی بزرگان صوفیه نیشابور به ساحت حضرت رضا صلوات الله علیه چنین نقل می‌کند:


ودخل عليه بخراسان قوم من الصوفية ، فقالوا له : إن أمير المؤمنين المأمون نظر فيا ولاه الله من الأمر فرآكم - أهل البيت - أولى الناس بأن تؤموا الناس ، ونظر فیگم - أهل البيت - فراكم أولى الناس بالناس ، فرأى أن يرد هذا الأمر إليك ، والأم تحتاج إلى من يأكل الكثب ويلبس الخشن ، ويركب الحمار ، ويعود المريض . قال : وكان الرضا - رضي الله عنه - كثا فاستوى جالسا ، ثم قال : كان بوس نبيا ينبش أقبية الديباج المزورة بالذهب ، ويجلس على مئات آل فرعون ويحكم ، إنما يراد من الإمام قشطه وعده إذا قال صدق ، وإذا حكم عدل ، وإذا وقد أنجز : إن الله تعالى لم يحترم لبوسا ولا مطعما ، وتلا : « قل من حرم زيئة الله التي أخرج لعباده والطيب من الرزق » .


شماری از صوفیان خراسان نزد امام رضا (علیه السلام) آمدند و گفتند: مأمون، با تأمل در ولایتی که خداوند به او سپرده به این نتیجه رسیده که شما اهل بیت، شایسته‌تر از سایر مردمان در این امر هستید که مردم را امامت کنید، و باز از میان مردمان، شخص شما را از میان اهل بیت برای این امر مقدم و شایسته‌تر نسبت به دیگران دانسته است که حکومت را به شما بسپارد. مردم نیاز به کسی دارند که غذای سخت بخورد، لباس خشن و خشک بپوشد، سوار الاغ شود، و از مریض عیادت کند. امام رضا علیه السلام در حالی که تکیه به متکایی داده بود، از حالت تکیه درآمده، نشست و فرمود: یوسف علیه السلام پیامبر خدا بود، اما قبای ابریشمین که طلا در زینت آن بکار رفته بود می‌پوشید و بر متکاهای آل فرعون تکیه می زد و حکومت می‌کرد. آنچه از امام انتظار می‌رود قسط و عدل است، و این که وقتی سخن می‌گوید راست بگوید، و وقتی حکم می‌کند به عدالت رفتار کند، و وقتی وعده می‌دهد عمل کند. خداوند هیچ خوردنی و پوشیدنی را [جز آنچه صریح قرآن است] تحریم نکرده است. آنگاه این آیه را خواند که: «بگو چه کسی زینت الهی و پاک‌ترین رزق‌ها را که خدا برای بندگانش قرار داده حرام کرده است؟»


نثر الدر فی المحاضرات، تألیف ابی سعد منصور بن حسین الآبی، جلد ۱، صفحه ۳۶۴-۳۶۵، چاپ دار الکتب العلمیة



پی نوشت: این اعتراض نشانگر نوعی از تضاد و مخالفت صوفیان با اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین می.باشد که در مقابل ولی خدا چنین موضع‌گیری می‌کنند.

  • خادم المهدی