دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۱۹:۰۰ - Siamak Bagheri
    :)

۱۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است


عاقبت منکر غدیر و نفرین امیر المومنین علیه السلام بر او


عبد الحمید بن هبة الله بن ابی الحدید سنی معتزلی در شرح نهج البلاغه می‌نویسد:


و ذکر جماعة من شیوخنا البغدادیین أن عدة من الصحابة و التابعین و المحدثین کانوا منحرفین عن علی ع قائلین فیه السوء و منهم من کتم مناقبه و أعان أعداءه میلا مع الدنیا و إیثارا للعاجلة فمنهم أنس بن مالک. ناشد علی ع الناس فی رحبة القصر أو قال رحبة الجامع بالکوفة أیکم سمع رسول الله ص یقول من کنت مولاه فعلی مولاه فقام اثنا عشر رجلا فشهدوا بها و أنس بن مالک فی القوم لم یقم فقال له یا أنس ما یمنعک أن تقوم فتشهد و لقد حضرتها فقال یا أمیر المؤمنین کبرت و نسیت فقال اللهم إن کان کاذبا فارمه بها بیضاء لا تواریها العمامة قال طلحة بن عمیر فو الله لقد رأیت الوضح به بعد ذلک أبیض بین عینیه. و روى عثمان بن مطرف أن رجلا سأل أنس بن مالک فی آخر عمره عن علی بن أبی طالب فقال إنی آلیت ألا أکتم حدیثا سئلت عنه فی علی بعد ذاک رأس المتقین یوم القیامة سمعته و الله من نبیکم.


برخی از مشایخ بغدادی ما ذکر کرده‌اند که عده‌ای از صحابه و تابعین و محدثان راهشان از امیر المومنین علی (علیه السلام) جدا بود و به ایشان نظر بد داشتند و بعضی از آن‌ها مناقب ایشان را پنهان می‌کردند و به خاطر عشقشان به دنیا و ترجیح آن، دشمنیشان را اعلان می‌کردند که یکی از ایشان انس بن مالک بود. روزی امام علی (علیه السلام) در رحبه فرمود: چه کسانی شنیده‌اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه؟ دوازده نفر برخاستند و شهادت دادند ولی انس بن مالک برنخاست. امیر المومنین به او گفت: چه چیز مانع شد که برخیزی و شهادت دهی در حالی که در آن واقعه حاضر بودی؟ أنس گفت: ای امیر المومنین پیر شدم و فراموش کردم. امیر المومنین فرمود: خدایا اگر دروغ می‌گوید او را به پیسی دچار کن که عمامه‌اش هم نتواند آن را بپوشاند! و طلحه بن عمیر می‌گوید: به خدا سوگند من به وضوح دیدم که بعد از آن بین دو چشمش سفید شد! عثمان بن مطرف روایت کرده است که فردی در آخر عمر أنس بن مالک از وی در باره امیر المومنین (علیه السلام) پرسید، أنس گفت: من عهد کردم که پس از روز رحبه، اگر کسی درباره علی (علیه السلام) از من پرسید چیزی را کتمان نکنم. به خدا سوگند از پیامبر شما شنیدم که می‌گفت: علی (علیه السلام) در روز قیامت رأس پرهیزگاران است.


شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید، جلد ۴، صفحه ۷۴


  • ۰ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۰
  • خادم المهدی


عاقبت دشمن امیر المومنین علیه السلام


ابو شجاع دیلمی، عالم بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:


٥٥٧٩ - من مات وفی قلبه بغض علی بن ابی طالب فلیمت یهودیاً ونصرانیاً.


هر کس بمیرد و در قلبش کینه علی‏ بن ابی طالب (علیهما السلام) باشد یهودی یا نصرانی مرده است.


الفردوس بمأثور الخطاب، تألیف ابو شجاع دیلمی، جلد ۳، صفحه ۵۰۸



جایگاه ابو شجاع دیلمی نزد اهل سنت عمری: «کان اماماً، حافظاً، سمع الکثیر، ورحل البلاد، وحدّث، وکان من أوعیة العلم.» (النجوم الزاهرة، جلد ۵، صفحه ۲۱۱)

  • ۰ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۰
  • خادم المهدی


احمد بن حنبل: با معنای حدیث غدیر کاری نداشته باشید !!!


حدیث شریف غدیر به کابوسی برای اهل سنت (سقیفه) تبدیل شده و به تنهایی می‌تواند پایه‌های مذهب باطل اهل سقیفه را فرو بریزد و چون بلاشک متفق علیه و اسناد آن فوق تواتر است اهل سقیفه نمی‌توانند آن را منکر شوند.


احمد بن حنبل از ائمه چهارگانه اهل سقیفه که نمی‌تواند حدیث را منکر شود اما از معنای آن وحشت دارد و مریدانش را وادار می‌کند که با معنای آن کاری نداشته باشند !!!


ابی بکر الخلال عالم بزرگ اهل سقیفه می‌نویسد:


وأخبرنی زکریا بن یحیى أن أبا طالب حدثهم أنه سأل أبا عبد الله عن قول النبی لعلی من کنت مولاه فعلی مولاه ما وجهه قال  لا تکلم فی هذا دع الحدیث کما جاء.


از احمد بن حنبل سوال شد که پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: من کنت مولاه فعلی مولاه، چرا چنین فرمودند؟ احمد بن حنبل گفت: حرف نزن، روایت را نقل کن و با معنایش کاری نداشته باش.


السنة للخلال، جلد ۲، صفحه ۳۴۶-۳۴۷، طبعة دار الرایة



دکتر عطیة الزهرانی محقق کتاب سند روایت را صحیح می‌داند.


سوال از اهل سقیفه: به راستی اگر مولا به معنای دوست بود، احمد بن حنبل از چه می‌ترسید که سفارش می‌کرد با معنای حدیث غدیر کاری نداشته باشید؟

  • ۰ نظر
  • ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۲
  • خادم المهدی


نظر امیر المومنین علیه السلام در مورد قتل عثمان


حدیثی از حضرت امیر المومنین علیه السلام است که هم شیعه و هم اهل سنت عمری آن را فراوان نقل کرده‌اند:


وروی فیه من طرق ، عن علی أنه قال : من کان سائلا عن دم عثمان فانّ الله قتله وأنا معه.


در طرق مختلف از امیر المومنین علیه السلام روایت شده است که فرمودند: هر کس از خون عثمان می‌پرسد پس بداند که عثمان را خدا کشت و من نیز با خداوند هستم.


تعدادی از مصادر شیعی:


تقریب المعارف، تالیف شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۹۴



الشافی فی الامامة، تالیف سید مرتضی علم الهدی، جلد ۴، صفحه ۳۰۸



تعدادی از مصادر اهل سنت عمری:


تاریخ المدینة المنورة، تألیف عمر بن شبه النمیری البصری، جلد ۴، صفحه ۱۲۵۹



المصنف، تألیف ابن ابی شیبة الکوفی، جلد ۷، صفحه ۵۱۸



کنز العمال، تالیف متقی الهندی، جلد ۱۳، صفحه ۹۷



و مصادر دیگر که جدا زیادند و برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب به همین‌ها بسنده می‌کنیم.


کلام مولا یعنی: عثمان به امر خدای تعالی کشته شده و خداوند راضی به قتل او بوده پس حکم من هم موافق با خدای تعالی است؛ چون حق تعالی به قتل او راضی بوده پس منم به قتل او راضی هستم و چون خدای تعالی او را واجب القتل می‌دانست، من نیز او را واجب القتل می‌دانم.






  • ۰ نظر
  • ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۳
  • خادم المهدی


به اعتراف اهل سنت عمری امیر المومنین علیه السلام اولین کسی بود که مردم را به سب علنی ابوبکر و عمر و صحابه دلیر ساخت و آن را ترویج کرد !!!


ابن ابی الحدید معتزلی شافعی از یحیی بن سعید حنبلی معروف به ابن عالیه روایت کرده است که گفت: من در نزد اسماعیل بن علی حنبلی که پیشوای حنابله بغداد بود حاضر بودم و مردی از حنابله قدری از مردی از اهل کوفه طلب داشت. او به نزد اسماعیل آمد، اسماعیل از او پرسید: با بدهکار خود چه کردی؟ آیا طلب خود را از او گرفتی؟ مرد گفت: از طلب خود بیزار شدم، در روز غدیر به نزد قبر امیر المومنین علی علیه السلام رفتم که شاید طلب خود را از او بگیرم اما شاهد فضیحت‌ها و اقوال شنیعه و سب صحابه [توسط شیعیان] شدم و دیدم که علنا بی‌هیچ ترس و واهمه‌ای با صدای بلند این کار را انجام می‌دادند و برای همین طلب خود را فراموش کردم. اسماعیل گفت: آنها چه گناهی دارند! به خدا قسم اولین کسی که این راه را باز کرد و مردم را به آن فضیحت‌ها جرأت داد کسی نبود جز صاحب آن قبر. آن مرد گفت: صاحب قبر کیست؟ اسماعیل گفت: علی (علیه السلام). آن مرد از روی استبعاد گفت: او ایشان را جرأت بر این امر داده است؟! اسماعیل گفت: بله به خدا قسم. آن مرد گفت: اگر علی (علیه السلام) در این امر محق بود، پس ما چرا اعتقاد به امامت ابوبکر و عمر داشته باشیم؟ و اگر مبطل بود چرا او را امام دانیم؟ راوی گفت: چون اسماعیل این سخن را شنید بلند شد و کفش پوشید و گفت: خدا اسماعیل ولد زنا را لعنت کند (خودش را فحش داد) اگر جواب این مسئله را بداند. و داخل خانه‌اش شد.


شرح نهج البلاغة لإبن ابی الحدید، جلد ۹، صفحه ۳۰۸


  • ۰ نظر
  • ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۳
  • خادم المهدی