دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۱۹:۰۰ - Siamak Bagheri
    :)


هجوم وحشیانه داعشیان صدر اسلام (پیروان ابو بکر) به خانه وحی


مسعودی عالم و مورخ نامی شافعی مذهب پیرامون هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و آتش زدن منزل ایشان چنین می‌نویسد:


فوجهوا إلى منزله فهجموا علیه وأحرقوا بابه ، واستخرجوه منه کرها ، وضغطوا سیدة النساء بالباب ، حتى أسقطت محسنا.


آنگاه آن مردم (پیروان سقیفه) متوجه منزل علی علیه السلام شده و بر ایشان هجوم بردند، درب خانه او را سوزاندند، و ایشان را بدون رضایت او از منزل خارج کردند، فاطمه زهرا را به وسیله درب طورى فشردند که محسن خود را سقط کرد...


اثبات الوصیة، تالیف مسعودی، صفحه ۱۵۴-۱۵۵


  • خادم المهدی


سندی دیگر بر سقط حضرت محسن سلام الله علیه به تصریح عالم اهل سنت (سقیفه)


صفوری عالم اهل سقیفه در کتاب المحاسن المجتمعة، در ذکر اولاد حضرت امیر المومنین سلام الله علیه از حضرت زهرا سلام الله علیها، به سقط حضرت محسن سلام الله علیه اذعان می‌کند.


  • خادم المهدی


عزای ایام محسنیه در قرن چهارم و پنجم هجری قمری


یکی از شبهات سخیف و باطلی که مخالفان شیعه به ویژه در سال‌های اخیر آن را ترویج می‌کنند، تازه تاسیس بودن عزاداری برای حضرت محسن و حضرت فاطمه سلام الله علیها می‌باشد و برخی جهال و افراد کم خرد نیز چنین ادعایی را تصدیق می‌کنند !


این در حالی است که حتی متقدمین شیعه و در قرون اولیه مانند قرن پنجم، به تصریح بزرگان مخالفین شیعه در مصائب حضرت فاطمه سلام الله علیها مجالس عزا بر پا می‌کرده‌اند.


قاضی عبد الجبار معتزلی از کبار علمای سنی معتزلی می‌نویسد:


وفی هذا الزمان منهم مثل أبی جبلة إبراهیم بن غسان، ومثل جابر المتوفی، وأبی الفوارس الحسن بن محمد المیمدیّ وأبی الحسین أحمد بن محمد بن الکمیت، وأبی محمد الطبری، وأبی الحسن الحلبی، وأبی یتیم  الرلباى، وأبی القاسم النجاری، وأبی الوفا الدیلمی، وابن أبی الدیس، و خزیمة، و أبی خزیمة ، و أبی عبد الله محمد بن النعمان ، فهؤلاء بمصر وبالرملة وبصور، وبعکا وبعسقلان وبدمشق وببغداد وبجبل البسماق. وکل هؤلاء بهذه النواحی یدّعون التشیع ومحبة رسول الله صلّى الله علیه وسلم وأهل بیته، فیبکون على فاطمة وعلى ابنها المحسن الذی زعموا أن عمر قتله...... ویقیمون المنشدین والمناحات فی ذلک.


و در این زمان از آن‌ها مثل ابی جبله ابراهیم بن غسان، جابر فوت شده، ابو الفوارس حسن بن محمد میمدی، ابو الحسین احمد بن محمد بن کمیت، ابی محمد طبری، ابو الحسن حلبی، ابو الیتیم رلبای، ابو القاسم نجاری، ابو الوفا دیلمی، ابن ابو الدیس، خزیمه، ابی خزیمه و ابی عبد الله محمد بن نعمان (شیخ مفید) که آن‌ها در مصر، رمله، صور، عکا، عسقلان، دمشق، بغداد و جبل بسماق بودند. همه ی آن‌ها در این نواحی، ادعای تشیع، محبت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و اهل بیتش را دارند. بر فاطمه سلام الله علیها و بر پسرش محسن که عقیده دارند عمر او را کشت گریه کرده و در این زمینه مجالس مداحی و نوحه بر پا می‌کنند ...


تثبیت دلائل النبوة، تألیف قاضی عبد الجبار همدانی، جلد ۲، صفحه ۵۹۴-۵۹۵



از این متن چنین نتیجه گرفته می‌شود که عزای شیعیان بر حضرت محسن علیه السلام چنان بدون تقیه و علنی و مشهور بوده که حتی اهل سقیفه هم شاهد آن بودند.

  • خادم المهدی


پیشگویی رسول خدا صلی الله علیه و آله از ظلم‌هایی که به دختر بزرگوارش، صدیقه کبری علیها السلام می‌شود و لعن کردن آن ظالمان


جوینی عالم بزرگ اهل سقیفه روایت کرده است که روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودند، امام حسن (علیه السلام) بر او وارد شد، دیدگان رسول خدا که بر امام حسن (علیه السلام) افتاد، اشک آلود شد، سپس امام حسین (علیه السلام) بر آن حضرت وارد شد، مجددا پیامبر گریست. در پی آن دو بزرگوار، حضرت فاطمه و امیر المومنین (علیهما السلام) بر رسول خدا وارد شدند، اشک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با دیدن آن دو نیز جاری شد، وقتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) علت گریه بر فاطمه (علیها السلام) را پرسیدند، فرمود:


وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ کُسِرَ جَنْبُهَا [وَ کُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ... الی: فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة.

فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِکَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِین‏.


زمانی که فاطمه (سلام الله علیها) را دیدم، به یاد صحنه‌ای افتادم که پس از من برای او رخ خواهد داد، می‌بینم ذلت وارد خانه‌ی او شده،‌ حرمتش پایمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوی او شکسته شده و فرزندی را که در رحم دارد، سقط شده؛ در حالی که پیوسته فریاد می‌زند: وا محمداه؛ ولی کسی به او پاسخ نمی‌دهد، ‌کمک می‌خواهد؛ اما کسی به فریادش نمی‌رسد.

او اول کسی است که از خاندانم به من ملحق می‌شود؛ و در حالی بر من وارد می‌شود که محزون، گرفتار و غمگین و شهید شده است.

و من در اینجا می‌گویم: خدایا لعنت کن هر که به او ظلم کرده، کیفر ده هر که حقش را غصب کرده، خوار کن هر که خوارش کرده و در دوزخ مخلد کن هر که به پهلویش زده تا فرزندش را سقط کرده و ملائکه آمین گویند.


فرائد السمطین، تألیف ابراهیم بن محمد جوینی، جلد ۲، صفحه ۳۵، چاپ دار الحبیب



نظر علمای اهل سقیفه درمورد جوینی


۱- ذهبی:


وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاکمل فخر الاسلام صدر الدین ابراهیم بن محمد بن المؤید بن حمویه الخراسانی الجوینى... وکان شدید الاعتناء بالروایة وتحصیل الاجزاء حسن القراءة ملیح الشکل مهیبا دینا صالحا.


از امام، روایت کننده، حدیث گوى یگانه کامل، فخر اسلام، صدر الدین ابراهیم بن محمد بن الموید بن حمویه الخراسانى الجوینى روایت شنیدم (درس گرفتم)... او بسیار به روایات و به دست آوردن کتب حدیثى اهمیت مى‌داد، خوش صدا و خوش سیما بود و شخص با هیبت و دین‌دار و صالحى بود.


تذکرة الحفاظ، تألیف ذهبی، جلد ۴، صفحه ۱۵۰۰، چاپ دار الکتب العلمیة


۲- صفدی:


إبراهیم بن محمد: الإمام الزاهد المحدث شیخ خراسان، صدر الدین أبو المجامع ابن الشیخ سعد الدین بن المؤید بن حمویه  الجوینی الشافعی الصوفی.


أعیان العصر وأعوان النصر، تألیف صفدی، جلد ۱، صفحه ۱۲۱، چاپ دار الفکر المعاصر


۳- ابن حجر عسقلانی:


إِبْرَاهِیم بن مُحَمَّد بن الْمُؤَید بن حمویه الْجُوَیْنِیّ صدر الدّین أَبُو المجامع ابْن سعد الدّین الشَّافِعِی الصُّوفِی 


الدرر الکامنة فی أعیان المائة الثامنة، تألیف ابن حجر عسقلانی، جلد ۱، صفحه ۷۵، چاپ مجلس دائرة المعارف العثمانیة


۴- ابن تغری بردی


إبراهیم بن محمد، الشیخ الإمام العلامة المحدث، شیخ خراسان صدر الدین أبو المجامع بن الشیخ سعد الدین بن المؤید بن حمویه الجوینی الشافعی الصوفی الزاهد.


المنهل الصافی و المستوفى بعد الوافی، تألیف ابن تغری بردی، جلد ۱، صفحه ۱۵۵، چاپ الهیئة المصریة العامة للکتاب

  • خادم المهدی


اهانت ابو بکر به پیکر رسول خدا صلی الله علیه و آله


این قتیبه دینوری مورخ و عالم بزرگ اهل سقیفه می‌نویسد:


اختلاف الصحابة على موضع دفنه صلى الله علیه وسلم فأتمروا فقال قائل: یدفن رسول الله صلى الله علیه وسلم حیث کان یصلی فی مقامه ، فقال أبو بکر [...] : معاذ الله أن نجعله وثنا نعبده !


بعد از شهادت حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مکان دفن آن حضرت بین صحابه اختلاف افتاد. شخصی گفت: رسول خدا را در همان جایی که نماز می‌خواند دفن کنیم. ابو بکر گفت: پناه بر خدا که او را به عنوان بت قرار داده و عبادتش کنیم!!!! (نعوذ بالله)


الامامة و السیاسة، تالیف ابن قتیبه دینوری، جلد ۱، صفحه ۵-۶


  • خادم المهدی