دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

دفاع از تشیع

دفاع از مکتب تشیع و رسواسازی دشمنان اهل بیت تنها از کتب اهل سنت

آخرین نظرات


نظافت حلاج


عطار نیشابوری در مورد حلاج می‌نویسد:


نقلست که در ابتدا که ریاضت می‌کشیدی دلقی (لباس کهنه پشمینه) داشت که بیست سال بیرون نکرده بود. روزی به ستم از وی بیرون کردند، [حشرات] گزنده بسیار در وی افتاده بود، یکی از آن وزن کردند نیم دانگ بود !!!


تذکرة الاولیاء، تالیف عطار نیشابوری، جلد ۲، صفحه ۱۱۷، چاپ انتشارات مرکزی



پی نوشت: اینکه ریاضت می‌کشید چه ربطی به قهر کردنش با بهداشت و دوری از نظافت داشته؟! بیچاره مریدانش

  • خادم المهدی


اعتراف ابن تیمیه ناصبی به هجوم به خانه حضرت زهرا علیها السلام و تهمت به اهل بیت علیهم السلام برای توجیه آن


ابن تیمیه بنیانگذار مکتب سلفیت بعد از اعتراف به اصل هجوم، برای توجیه آن دست به دروغگویی و تهمت به اهل بیت علیهم السلام زده و می‌گوید:


وَغَايَةُ مَا يُقَالُ: إِنَّهُ كَبَسَ الْبَيْتَ لِيَنْظُرَ هَلْ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي يُقَسِّمُهُ، وَأَنْ يُعْطِيَهُ لِمُسْتَحِقِّهِ .


و نهایت چیزی که گفته می‌شود این است که او (ابی بکر) ناگهانی به خانه فاطمه (سلام الله علیها) هجوم برد تا ببیند چیزی از مال خدا که آن را تقسیم می‌کند (بیت المال) در آنجا وجود دارد یا خیر و آن مال را به مستحقش بپردازد.


منهاج السنة النبویة، تالیف ابن تیمیه، جلد ۸، صفحه ۲۹۱، چاپ جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة



ابن تیمیه برای توجیه هجوم به خانه وحی از چاله به چاه افتاده دلیلی را بیان می‌کند که جز نصب و کینه و عداوت با اهل بیت علیهم السلام چیز دیگری نمی تواند دلیل دیگری برای آن متصور شد. ابن تیمیه می‌گوید دلیل هجوم ناگهانی ابی بکر به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها این بود که ابی بکر ببیند آیا از بیت المال چیزی در خانه هست یا نه، که اگر وجود دارد آن را در بین افراد مستحق پخش کند!!! سوال ما این است که چگونه و به چه جراتی ابن تیمیه صدور این عمل را از امیر المومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها ممکن می‌داند؟! آیا العیاذ بالله امیر المومنین و حضرت زهرا علیهما السلام به مال دنیا دل بسته بودند و حتی از بیت المال هم به آسانی عبور نمی‌کردند؟! آیا این کلام ابن تیمیه جز تهمت و اهانت به اهل بیت چیز دیگری است؟! آری این گونه است که ابن تیمیه مجبور شده تا برای توجیه هجوم به خانه وحی به اهل بیت اهانت و جسارت کند و عملی که طبق کتب خود اهل سنت عمری خصلت ابی بکر و عمر و عثمان و معاویه و سایر غاصبین بوده را به اهل بیت علیهم السلام نسبت دهد.

  • خادم المهدی


جسارت و توهین زشت و بی‌شرمانه ابن عثیمین وهابی به حضرت زهرا سلام الله علیها


ابن عثیمین لعنت الله علیه از بزرگان وهابیت در تعلیقات خود بر صحیح مسلم می‌نویسد: 


اللهم اعف عنها، والا فان ابا بكر [...] ما استند الى راي، وانما استند الى نص، و كان عليها ان تقبل قول النبي عليه الصلاة و السلام : " لا نورث، ما تركنا صدقة "، ولكن عند المخاصمة لا یبقي للانسان عقل یدرك به ما يقول او ما يفعل او ما يتصرف فيه، فنسال الله ان يعفو عنها عن هجرتها خليفة رسول الله صلى الله عليه و على آله وسلم.


خدایا از فاطمه بگذر، ابو بکر به نظر و رای خودش استدلال نکرد بلکه به کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) استدلال کرد و لازم بود که فاطمه (علیها السلام) سخن پیامبر را قبول کند: «ما پیامبران از خود ارث باقی نمی‌گذاریم بلکه آنچه از ما باقی می‌ماند صدقه است»؛ اما هنگام مخاصمه عقلی برای انسان باقی نمی‌ماند که با آن بفهمد چه می‌گوید و چه می‌کند؛ پس از خدا می‌خواهیم که از فاطمه درگذرد که کلام ابو بکر خلیفه پیامبر را ترک کرد.


شرح صحیح مسلم، تالیف ابن عثیمین، جلد ۶، صفحه ۷۴، چاپ المکتبة الاسلامیة



وهابی ناصبی بی‌عقل، ابن عثیمین لعنت الله علیه، اینگونه به خود جرات می‌دهد تا به حضرت فاطمه اهانت کند و بگوید در هنگام مخاصمه عقلی برای انسان باقی نمی‌ماند و نمی‌داند چه می‌گوید و چه می‌کند! در حالی که عین همین کلام در مورد ابو بکر صادق است نه در مورد حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها. آری! عاقبت قبول قول ابو بکر که به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت داده بود همین خواهد شد که به حضرت زهرا علیها السلام توهین و جسارت کرد! حال باید در این دو راهی تاریخی، پیروان ابو بکر یا قول ابو بکر را قبول کنند و حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیها را به خاطر قبول نکردن سخن حق، بی‌عقل و شایسته عذاب اللهی معاذ الله بدانند، یا اینکه به سخنان سرور زنان اهل بهشت ایمان آورده و به دروغگویی و جعل حدیث از سوی ابو بکر را اعتراف کنند، که اگر اینچنین شود جهنمی بودن ابو بکر ثابت می‌شود!


جالب است بدانید که طبق کتب اهل سنت عمری خود ابو بکر به حرامزاده بودن دشمنان حضرت زهرا سلام الله علیها و سایر اهل بیت علیهم السلام اعتراف کرده است.


عاصمی مکی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:


في رواية عن أبي بکر [...] قال رأيت رسول الله ختم ختمه وهو متكئ على فرش عربية وفي الخيمة علي وفاطمة والحسن والحسين فقال معشر المسلمين أنا سلم لمن سالم أهل الخيمة حرب لمن حاربهم ولي من والاهم لا يحبهم إلا سعيد الجد طيب المولد ولا يبغضهم إلا شقي الجد ردیء الولادة.


ابو بكر گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در خیمه دیدم که بر فرشی عربی نشسته و تکیه داده بود، علی و فاطمه و حسن و حسين (علیهم السلام) نیز در خیمه بودند، آن حضرت فرمود: ای مسلمانان! هر کس با اهل خیمه دوست باشد من با او دوست هستم و هر کس با آنان دشمن باشد من با او دشمنم، آنان را دوست ندارد مگر آن انسان سعادتمندی که ولادتی پاک دارد و دشمن نيست با آنان مگر بدبخت شقاوتمندی که ولادتی ناپاک دارد.


سمط النجوم العوالی فی انباء الاوائل و التوالی، تالیف عاصمی شافعی مکی، جلد ۳، صفحه ۴۴، چاپ دار الکتب العلمیة



اللهم العن اعداء اهل البیت ...


  • خادم المهدی


خزعبلات صوفیه و اهانت به رسول خدا صلی الله علیه و آله برای فضیلت‌سازی برای عمر بن خطاب


وقتی که طبق چرندیات صوفیه، شیطان از عمر بن خطاب فراری است، اما رسول خدا صلی الله علیه و آله را وسوسه می‌کند!!!


افلاکی از بزرگان صوفیه می‌نویسد:


همچنان عزیزی سوال کرد که ابلیس محمد را علیه السلام را وسوسه می‌کرد و از سایه عمر می‌گریخت و ان الشیطان لیفر من ضل عمر، حکمت چیست؟ فرمود که حضرت محمد دریا بود و عمر قدحی بود پر آب؛ دریا را ز پوز سگ نگاه ندارند که دریای محیط به زبان سگ نیالاید.


مناقب العارفین، تالیف افلاکی، جلد ۲، صفحه ۶۰۰، چاپ انتشارات دنیای کتاب



سید نعمت الله جزایری قدس الله روحه الشریف از علمای بزرگ شیعه در مورد صوفیه می‌نویسد:


و أمّا الجهلة من الصوفية و أضرابهم فهم جنود الشيطان لإضلال الإنسان.


صوفیه و امثال آن‌ها سربازان ابلیس برای گمراهی بشر هستند.


ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، تالیف سید نعمت الله جزایری، جلد ۲، صفحه ۱۵۰، چاپ موسسه التاریخ العربی



  • خادم المهدی


لعن عمرو عاص توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله (به روایت اهل سنت عمری)


رويانى از علماى بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است:


۳۸۲- نا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى ، نا سَهْلُ بْنُ حَمَّادٍ أَبُو عَتَّابٍ الدَّلَّالُ ، نا عِيسَى بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ، نا عَدِيُّ بْنُ ثَابِتٍ ، عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «اللَّهُمَّ إنَّ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ هَجَانِي ، وَهُوَ يَعْلَمُ أَنِّي لَسْتُ بِشَاعِرٍ ، فَاهْجُهُ وَالْعَنْهُ عَدَدَ مَا هَجَانِي - أَوْ مَكَانَ مَا هَجَانِي».


رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمودند: خدایا به راستی که عمرو بن عاص مرا هجو (سرزنش کردن به شعر) کرد، در حالی که او می‌داند که من شاعر نیستم، پس او را هجو کن، و به تعدادى که مرا هجو کرده او را لعن کن!


مسند الرویانی، تالیف محمد بن هارون رویانی، جلد ۱، صفحه ۲۵۷-۲۵۸، چاپ دار الرایة



طبق اين روايت ثابت می‌شود که عمرو بن عاص ملعون است و سرزنش خداوند متعال شامل اوست. جالب است بدانید طحاوی از دیگر علمای اهل سنت عمری نیست این روایت را نقل کرده اما در سانسوری عجیب برای دفاع از عمرو بن عاص نام او را حذف و آن را به فلان بن فلان تغییر داده است!!!


۳۳۳۲- كَمَا قَدْ حَدَّثَنَا أَبُو أُمَيَّةَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْمُفَضَّلِ الْحَفَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَن ِ، عَنْ عَدِيِّ بْنِ ثَابِتٍ ، عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: اللهُمَّ إنَّ ⬅️ فُلَانًا ابْنَ فُلَانٍ ➡️ هَجَانِي وَهُوَ يَعْلَمُ أَنِّي لَسْتُ بِشَاعِرٍ فَأَهْجُوَهُ، فَالْعَنْهُ عَدَدَ مَا هَجَانِي ، أَوْ مَكَانَ مَا هَجَانِي. قَالَ: ثُمَّ أَبَانَ اللهُ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ أَنَّ الَّذِي كَانُوا يَسْمَعُونَهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمْ يَكُنْ كَمَا قَالُوا: إنَّهُ شَاعِرٌ يَتَكَلَّمُ بِالشِّعْرِ كَمَا يَتَكَلَّمُ بِهِ أَهْلُهُ وَإِنَّهُمْ حَمَلُوهُ عَلَى الشِّعْر ِ، فَلَمْ يَلْتَئِمْ عَلَى لِسَانِ أَحَدٍ أَنَّهُ شِعْرٌ.


مشكل الآثار، تالیف طحاوی، جلد ٨، صفحه ۳۸۵، چاپ الرسالة العالمیة


  • خادم المهدی